به نام خدا
تاريخ : 19/ 5 / 2006
THE PRINCIPLE OF UNIVERSAL PARALLELISM
AND IT'S APPLICATION IN EARTHQUAKE PREDICTION
نظریه اصل موازات و كاربرد آن در پيش بيني زمين لرزه ها
سيامك زند پور
چكيده
با استفاده رابطه اصل موازات براي تجزيه و تحليل و توجيه پديده هاي جهان ديگر نيازي به استدلال و اثبات، صرفاً بر پايه رابطه علت و معلول نيست. بلكه بر اين پايه استوار مي باشد كه جهان داراي نظم و هارموني كامل و دقيق بوده و جايي براي تصادفات وجود ندارد. بدين جهت هر پديده اي قابل پيش بيني است. بنانراين ميتوانيم نظم و هارموني هر پديده شناخته شده را به عنوان مرجع قرار دهيم، و بر اساس رابطه اصل موازات، نظم و هارموني مجهول هر پديده ديگر را استنتاج نماييم. اصل موازات ضمن گشودن دريچه و افقهاي جديدي از علم، يك درك بهتر از جهان هستي را در اختيار ما مي گذارد تا بتوانيم از اين اصل در رشته هاي مختلف علوم مانند زمين شناسي، هواشناسي، علوم پزشكي، تاريخ، اقتصاد و غيره استفاده كنيم. در اين مقاله، كاربرد اين اصل را براي پيش بيني زمين لرزه ها نشان مي دهيم. اينجا از هارموني هاي شناخته شده منظومه شمسي براي 105 سال گذاشته (1900 تا 2005 ميلادي) به عنوان مرجع جهت پيش بيني هارموني مجهول فركانس زمين لرزه هاي بزرگ جهان (از 7 ريشتر به بالا) براي همان دوره استفاده كرده ايم.
مقدمه
به عنوان مقدمه، بعضي از شواهد عمده را با سه نمودار زير همراه با توضيحات مختصر ارائه مي دهيم. سپس نظريه اصل موازات را قرار مي دهيم همراه با توضيحات كامل درباره داده هاي زمين لرزه ها و چگونگي استخراج هارموني منظومه شمسي همراه با چند شواهد ديگر.
شكل 0.1 زير، فركانس يا تعداد سالانه زمين لرزه هاي عمده جهان (از 7 ريشتربه بالاتر) از 1970 تا 5 دسامبر 2005 همراه با هارموني هاي سالانه منظومه شمسي براي همان دوران كه تا سال 2020 امتداد يافته است نشان ميدهد. اين هارموني سالانه منظومه شمسي فقط يك استخراج اوليه مي باشد كه با تنظيم دقيق تر، امكان بدست آوردن فركانس دقيق اين زمين لرزه ها وجود دارد.

______________________________________________________________________________________________________________
در قسمت بالاي شكل شماره 1 فركانس سالانه زمين لرزه هاي عمده جهان (از 7 ريشتر به بالاتر) براي 98 سال از 1900 تا 1998 ميلادي ارائه مي شود. نموداري كه زير آن ديده مي شود هارموني هاي سالانه منظومه شمسي براي همان دوران را نشان ميدهد. اين نمودار در مقاله اي منتشر گرديد كه كاربرد اصل موازات براي پيش بيني زمين لرزه ها در بيست و يكمين گردهمايي علوم زمين در تهران (بهمن 1381) براي اولين بار معرفي كرده بود. نمودار قبلي 0.1 فقط امتدادي از همين نمودار است كه شامل سالهاي باقيمانده 1998 تا 2004 مي باشد.

_________________________________________________________________________
شكل 1.5 فركانس سالانه زمين لرزه هاي جهان (از 7 ريشتربه بالاتر) از 1905 تا 1965 ميلادي (خط سياه) همراه با هارموني سالانه منظومه شمسي (خط قرمز) را نشان مي دهد. اين آمار زمين لرزه ها در كنفرانس 22 جون 1962 كه توسط دپارتمانهاي ژئوفيزيك دانشگاه Western Ontario ، London و Canada برگزار شده بود، مورد استفاده قرار گرفت (مراجعه شود به منبع 4). در سال 1990 ميلادي همين آمار توسط بنده مورد استفاده قرار گرفت جهت نشان دادن رابطه فركانس زمين لرزه ها با حركات 5 سياره بيروني منظومه شمسي كه در آن زمان به موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران ارائه گرديد. در آن زمان اين كار بدون چهارچوب اصل موازات ارائه شده بود و توسط دانشگاهيان به عنوان يك تصادف جالب در نظر گرفته شد. هدف بنده اين بود كه براي تحقيقات بيشتر حمايت جلب كنم و سرانجام به اصل موازات اشاره كنم. از آنجايي كه حمايت و همكاري مورد نياز بدست نيامد پيشرفت اين كار تحقيقاتي كاهش يافت و محدود گرديد به پديده هاي ديگر غير از زمين لرزه ها كه با نتيجه هاي خوبي همراه بود. اكنون با استفاده از خدمات اينترنت كه دسترسي به داده ها را براي عموم آسان تر كرده است اين كار تحقيقاتي با زمين لرزه ها دوباره از سر گرفته شده و توسعه يافته است و اكنون در اين مقاله همراه با اصل موازات ارائه مي گردد. اگر 15 سال پيش شكي در مورد حسن اين همبستگي وجود داشت و اينكه آيا اين همبستگي براي آينده نيز صدق خواهد كرد؟ اكنون با اين داده هاي توسعه يافته كه شامل سالهاي 1965 تا 2004 مي باشند همراه با چهارچوب اصل موازات اين ترديدها بايد ضعيفتر شده و موجب توجه بيشتر شود و تحقيقات بيشتر در اين زمينه را تشويق كند.

************************************************************
اصول سه گانه اصل موازات
1- جهان يك واحد كاملاً منظم و هارمونيك است، كه آن را "واقعيت كل" مي ناميم.
2- اين واحد كل را به دو واحد فرعي مثبت و منفي تقسيم مي كنيم كه در نتيجه امكان ايجاد واحدهاي فرعي بيشماري بوجود خواهد آمد كه همه آنها با هم رابطه هارمونيكي دارند. اين واحدهاي فرعي را "واقعيتهاي فرعي" مي ناميم.
3- به دليل وجود اين رابطه هارمونيك ما ميتوانيم از نظم و هارموني هر واقعيت فرعي به عنوان مرجع براي تجزيه و تحليل و استنتاج در مورد ديگر واقعيتهاي فرعي استفاده كنيم. این اصل را "رابطه موازات" مي ناميم.
تعريف اوليه از واحدها يا واقعيت هاي فرعي
اصل اول به این موضوع اشاره می کند که بعلت نظم دقيق و كامل جهان، هيچ جايي براي تصادفات وجود ندارد. ضمن توجه به اين نكته مي توان با استفاده از اصل دوم و سوم در مورد گذشته، حال، آينده و همچنين ماهيت هر چيزي و هر رويدادي اطلاعات كسب نمود.
واقعيتهاي فرعي مي توانند هر چيزي باشند بعنوان مثال: شكل گيري بدن انسان، حيوانات، گياهان، كوهها، و همچنين در پديده هاي زمين شناسي و جوي مانند زمين لرزه ها، سيلها، طوفانها، خشكساليها، در اقتصاد مانند: صعود و سقوط قيمتها و سهام، در پزشكي نيز بعنوان مثال: روند بيماريها و بهبود آنها، در زيست شناسي مانند: روند رشد گياهان، جنگلها و محصولات كشاورزي و غيره باشد. پس نظم و هارمونی هر جزء از جهان واقعیت فرعی است.
اگر چه تعريف و ماهيت واقعيتهاي فرعي نقشی مهم ايفا ميكند، ولي در اين مقطع كافيست آنها را بعنوان موضوعي كه در هر زمان داراي يك نمودار قابل رسم باشد تعريف كنيم و همانطور كه گفته شد مي توان با مرجع قرار دادن يك واقعيت فرعي، به ماهيت و روند يك واقعيت فرعي ديگر پي برد و به اصطلاح از ماهيت مجهول پديده ديگر مطلع شد. از اين طريق مي توان به فرآيند درك بهتر واقعيتهاي فرعي مجهول سرعت بخشيد. براي استنتاج صحيح و دقيق در مورد واقعيات فرعي مجهول بايد اطلاعات دقيقي از واقعيت فرعي مرجع داشته باشيم.
درعصرحاضر، یعنی عصر ارتباطات و اطلاعات امكان دستيابي به داده هاي ثبت شده (همراه با تاریخ و ساعت) در مورد رويدادها، باعث شده تا بتوانيم دانش و درك خود را نسبت به رويدادها و يا واقعيات فرعي افزايش دهيم.
به كارگيري يك واقعيت فرعي مناسب بعنوان مرجع
ما دراينجا از هارموني منظومه شمسي بعنوان يك واقعيت فرعي مرجع استفاده كرده ايم. اين نظم را مثلاً مي توان در حركت اجرام سماوي به دور خورشيد بوضوح ديد و براحتي قابل محاسبه و رسم برروي محور زمان مي باشد.
نكته مهم اينست كه ما بايد يك درك نسبتاً كامل و دقيق در مورد واحد مرجع داشته باشيم تا بتوانيم نظم و هارموني آنرا استخراج كنيم و سپس بر مبناي آن در مورد واقعيت فرعي ديگر به تجزيه و تحليل بپردازيم. يا اينكه به نظم و هارموني واقعيت فرعي ديگر پي ببريم. مثلاً نظم پديده هاي زمين شناسي مانند زمين لرزه ها.
نظم منظومه شمسي را با تمام ابعاد آن بايد مورد مطالعه قرار داد، يعني بعد طول، عرض و فاصله مدار سيارات. اگر چه عرض و فاصله در مقايسه با تغييرات طول، نوسانات كوچكتري دارند. بايد بزرگي و جرم سيارات نسبت به هم را نيز در نظر گرفت.
اصولي ترين و مهمترين هارموني ها يا ريتم ها در منظومه شمسي عبارت هستند از دوره تناوب سيارات (يعني گردش كامل به دور خورشيد) (به ضميمه I مراجعه شود) حجم و جرم و دوره اين سيارات نشانه هاي خوبي براي بررسي ماهيت و روند تغيير آنها به حساب مي آيند. از نمودار اين هارموني بصورت موازي براي درك نمودار همه اجسام و موجودات زنده و غير زنده در اين منظومه میتوان استفاده كرد.به عنوان مثال سياره مشتري كه جرم آن در مقايسه با سيارات ديگر بسياراست يك دوره تناوب تقريباٌ 12 ساله دارد كه هارموني اين دوره را ميتوان در طبيعت مشاهده كرد (دراين باره درآينده مطالبي آورده خواهد شد). به همين ترتيب اين مساله براي ديگر سيارت نيز صادق است. مثلا كره زمين يك دوره تناوب 12 ماهه دارد و يك دوره وضعي 24 ساعته كه اين بيشترين قسمت زندگي موجودات بر روي زمين را تنظيم ميكند، و كاملاً مشهود و محسوس است. سپس كره ماه (با دوره تناوب 5/27 روز دور زمين) اگر چه نسبتاً كوچك است اما به علت نزديكي آن به زمين، موازي با پديده هاي زميني مي باشد كه ريتم آنها متناسب يا موازي با نمودار حركت كره ماه است. پس نمودار حركتي و ماهيتي هریک ازسيارات و اجرام سماوي منظومه شمسي به نسبت خود موازي با روند پديده هايي هستند كه در منظومه شمسي رخ مي دهد.
در ضميمه A2 مهمترين ريتمها يا ريتمهاي پايه اي (يعني دوره تناوب سيارات) در منظومه شمسي نشان داده مي شود. سيارات كند حركت يا سيارات بيروني (يعني مشتري، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو) بر معيار سالانه براي 101 سال (1900م تا 2001م) ديده مي شود. اين نمودارها طول سماوي سيارات (از صفر تا 360 درجه) را بصورت خورشيد محوري (Heliocentric) نشان مي دهند. اين حركات نموداري ارائه شده اند تا ريتم نوسان آنها قابل مشاهده باشد.
در ضميمه I داده هاي فيزيكي سيارات ارائه شده اند. بعلاوه سيارات ذكر شده، اجسام سماوي ديگري (Comets يعني ستاره هاي دنباله دار) هم در منظومه شمسي وجود دارند كه هر كدام به نسبت خودش داراي اهميت است گر چه در مقايسه با اجسام بزرگتر فقط نشانگر نوسانات جزئي مي باشند.
فاصله هاي نسبي اجسام نسبت به هم نيز داراي اهميت مي باشند. نزديكترين فاصله يا مقارنه (Conjunction) و دورترين فاصله يا مقابله (Opposition) بين دوسياره مهمترين فاصله ها هستند. همانطور كه مقارنه و مقابله بين كره ماه و خورشيد همراه با نوسانهاي حداكثر و حداقل جذر و مد آب هاي كره زمين مي باشند، به همين ترتيب مقابله و مقارنه بين ديگر سيارات نيز همراه با پديده هاي خاص مي باشد.
اجازه دهيد نگاهي دقيقتر و مختصر به يك نمونه ساده كه در طبيعت قابل مشاهده است بياندازيم. در شكل (شماره 0.1) ارتفاع سطح آب، هنگام جذر و مد در محل Pointe au Pere-Quebec كانادا در ماه آوريل 1965م ديده مي شود. همانطور كه ملاحظه مي شود حدود هر 15 روز اين نوسانها به حداكثر (Spring tide) يا جذر و مد كامل، و حداقل (Neap tide) يا جذر و مد خفيف مي رسند. (البته در بعضي از مكانها ممكن است به علت عوامل محلي تغييراتي وجود داشته باشد اما در هر صورت اين ريتم 15 روزه ثابت خواهد بود). در شكل (شماره 0.2 )، فاصله زاويه اي كره ماه و خورشيد براي همان مدت زمان ديده مي شودکه اوجهای این نمودار با زمان ماه نو و کامل مطابقت دارد.


شكل 0.3 رابطه خورشيد، زمين و كره ماه را به هنگام جذر و مد نشان ميدهد. در نقطه a1 (مقارنه) فاصله زاويه اي خورشيد و ماه صفر درجه و در نقطه a2 (مقابله) 180 درجه است. در اين دو نقطه جذر و مد در حداكثر نوسان خود (جذر و مد كامل) بوده است. در اينجا نقطه a1،a2 را محور مثبت مي ناميم و نقاط b1،b2 را محور منفي، كه دقيقاً بر هم عمودند. در اين دو نقطه جذر و مد نوسان هاي حداقل دارند. نمونه فوق اهميت محورهاي مثبت و منفي را نشان مي دهد.
همانطور كه مشاهده شد پديده جذر و مد با فاصله زاويه اي خورشيد و ماه متناسب است، به عبارت ديگر اين دو پديده موازي نسبت به هم هستند. البته امروز ما براي توجيح اين مسئله بر اساس رابطه علت و معلول يك توضيح فيزيكي مي آوريم. ولي اصل موازات محدود به اين رابطه فيزيكي نمي باشد. اينجا فقط رابطه موازي بودن اين دو پديده داراي اهميت مي باشد.
در ضميمه A3 فاصله هاي متقابل بعضي از سيارات كند حركت يا بيروني براي 101 سال (1900م تا 2001م) نشان داده شده است.
يك روش عملي براي بكار گرفتن هارموني های منظومه شمسي
ضميمه A1 يك ديد نسبي از مدارهاي سيارات وجرم آنها به ما ميدهد. در قسمت بالا مدارهاي سيارات بيروني يعني مشتري تا پلوتو، و در قسمت پاييني، مدارهاي سيارات داخلي يعني از عطارد تا مريخ نشان داده شده است. فاصله هاي مياني سيارات از خورشيد به نسبت واقعي آنها نمايش داده شده اند.
براي ايجاد يك نقطه مبدا جهت بكار گرفتن حركات سيارات مي توان يك نقطه دلخواه از مدار زمين (ecliptic يا دايره البروج) را به عنوان نقطه صفر دايره در نظر بكيريم.
از اين نقطه، دايره مدار زمين را به يك شكل هندسي مناسب تقسيم ميكنيم. به عنوان مثال ما در اين مقاله از مدل شش ضلعي (Hexagon) استفاده ميكنيم.(به ضميمه B مراجعه شود)
اينجا دو شش ضلعي كه يكي مثبت و ديگري منفي تلقي مي شوند روي اين صفحه دايره البروج طوري قرار گرفته اند كه دو راس يكي از آنها بر دو راس شش ضلعي ديگر عمود است. اكنون ما 12 راس داريم كه با فاصله مساوي 30 درجه نسبت به هم قرار گرفته اند، و به ترتيب يكي مثبت و ديگري منفي ميباشد. البته در اينجا اهميتي ندارد كه كدام يك مثبت و كدام منفي در نظر گرفته شود بلكه فقط دو قطبي بودن آنها مد نظر است. اين مدل در ضميمه B شكل 3 ارائه گرديده است.
اكنون با مرجع قرار دادن اين مدل ما حركات واقعي سيارات را كه در تقويم هاي نجومي ( (Almanac بين المللی منتشر شده اند (رجوع شود به منابع 3) و بر حسب موقعيت زمين مركزي سيارات مي باشد، در نظر ميگريم البته ما ا زموقعيت خورشيد محوري سيارات نيز مي توانيم استفاده كنيم. ولي در اينجا ما موقعيت زمين مركزي را مرجع قرار مي دهيم تا از محاسبات اضافي بپرهيزيم. به علت اينكه بيشتر با پديده هايي كه روي زمين رخ مي دهند سروكار داريم موقعيت زمين مركزي مناسب تر مي باشد.
از ديدگاه زمين مركزي، دوره تناوب 27.5 روزه كره ماه و چرخش وضعي 24 ساعته كره زمين از هارموني هاي پايه اي مي باشند و براي نتظيم روز، ساعت و واحدهاي كوچكتر زمان بكار مي روند.
در ضميمه D حركات سيارات بطور گرافيكي براي 50 سال (1950م تا 2000م) نشان داده شده اند.در اينجا با يك مقياس سالانه و با درجه بندي هاي ماهانه حركات پنج سياره بيروني (مشتري تا پلوتو) هر كدام در يك ستون جداگانه ارائه مي گردد. زمان ورود و خروج سيارات به بخشهاي 12 گانه مدل شش ضلعي با دقت يك ماه به وضوح قابل مشاهده است. به عنوان مثال، در نمودار C می بینیم که مشتری در سال 1951 ماه چهارم (April) وارد بخش اول (یعنی طول سماوی صفر درجه) می شود و درسال 1952 ماه پنجم (May) وارد بخش دوم (یعنی طول سماوی 30 درجه) می شود. شكستگي هايي كه در مرز بخش ها ديده مي شود به علت حركت رجعي سيارات (از ديدگاه زمين مركزي) است كه در نزديكي مرز بخش ها رخ مي دهد.
طبق توافق بين المللي نقطه آغاز طول سماوي، يعني صفر درجه در نقطه اعتدال بهار (ُSpring Equinox) تعيين شده است. نمودار C در ضميمه D حركات سيارات را نسبت به اين نقطه آغاز نشان مي دهد. از آنجاييكه اين دو شش ضلعي 12 بخش 30 درجه اي ايجاد ميكند، لذا ما يك دامنه 30 درجه اي داريم كه مي توانيم در هر نقطه اين 30 درجه، نقطه آغاز را قرار دهيم. اين دامنه 30 درجه اي را "دامنه تنظيم" (Tuning range) مي ناميم. اكنون اين دامنه تنظيم به 4 بخش 5/7 درجه اي تقسيم گرديده است. (به ضميمه C رجوع شود) و براي هر بخش از اين 4 بخش يك نقطه آغاز جديد تنظیم گردیده كه با گرافهاي A،B،C،D در ضميمه D ارائه شده اند. در ضميمه C ملاحظه می شود که طول سماوی 345 درجه با نقطه آغار بخش A مطابقت دارد. 7/5 درجه بعد، یعنی در طول سماوی 352/5 درجه، نقطه آغار بخش B می باشد. باز 7/5 درجه دیگر، یعنی طول سماوی 360 یا صفر درجه (نقطه اعتدال بهار) نقطه آغار بخش C می باشد. به همین دلیل، نمودار C حرکت سیارات را بطور استاندارد طبق تقويم هاي نجومي ( (Almanac بين المللی نشان می دهد. در آخر، طول سماوی 7/5 درجه نقطه آغاز بخش D می باشد. همانطور که از این چهار نمودار گرافیکی حرکت سیارات در ضميمه D مشاهده ميشود این چهار نقطه آغاز باعث جابجايي بخش های دوازده گانه در طول محور زمان مي شوند.
سيارات داخلي را بر خلاف سيارات بيروني نمي توان به راحتي بر مقياس سالانه نشان داد (به علت حركت سريع آنها). در ضميمه E سيارات داخلي در مقياس روزانه براي شش ماه ارائه شده اند. براي ارائه جزييات بيشتر هر شش ضلعي به دو مثلث (تشكيل دهنده) تقسيم گردیده که با رنگهای جداگانه نشان داده شده است (به ضميمه B رجوع شود) كه رنگهاي روشن نشانگر دو مثلث شش ضلعي مثبت و رنگهاي تيره نشان دهنده دو مثلث شش ضلعي منفي است.
حال با رسم يكي از دو قطب منفي يا مثبت ما ميتوانيم هر سيكل سياره و يا تركيبي از سيكلها را بصورت نمودار نشان دهيم.
ارائه خطي اين نمودارها كه در گرافهاي A،B،C،D ديده مي شوند، داراي اطلاعات زيادي هستند در حاليكه ارائه آن بصورت نموداري فقط يك سري داده هاي فيلتر شده را نشان مي دهد.
در ضميمه G نمودار پنج سيكل سيارات بيروني بصورت تركيبي براي 100 سال (1900 تا 2000م) ديده مي شود. اين نمودار تعداد سيارات در شش ضلعي مثبت A را نشان ميدهد. در ضميمه H همه نمودارهاي ممكن براي اين 30 درجه دامنه تنظيم، هم براي شش ضلعي مثبت و هم براي شش ضلعي منفي براي هر دو درجه نشان داده شده است. نكته قابل توجه اينست كه نمودار شش ضلعي منفي دقيقاً معكوس نمودار شش ضلعي مثبت است.
براي هارموني هاي سالانه منظومه شمسي، حركت 5 سياره بيروني مشتري، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو در نظر مي گيريم.
براي هارموني هاي ماها نه منظومه شمسي، حركت 4 سياره داخلي مريخ، زمين، زهره و عطارد را همراه با هارموني هاي سالانه در نظر مي گيريم .
براي هارموني هاي روزا نه منظومه شمسي، حركت كره ماه همراه با هارموني هاي ماها نه و سالانه را در نظر مي گيريم .
بايد به اين مطلب اشاره شود كه استفاده از مدل هاي هندسي مختلف و نحوه بكارگيري آنها باعث ايجاد فركانس هاي گوناگون ميشود. در اين مرحله اوليه كافي است بدانيم كه فركانس مجهول مورد نظركه در جستجو آن هستيم بايد وجود داشته باشد و موضوع فقط بر سر پيدا كردن آن فركانس ميباشد.
روند تنظيم Tuning process)) هارموني منظومه شمسي با هارموني واقعيت فرعي مورد نظر
تشابه وقوع كل زمين لرزه هاي جهان با هارموني منظومه شمسي از طريق روند تنظیم ((Tuning process بدست آمده است. در اينجا فرکانس یا تعداد زمين لرزه هاي بزرگ جهان (یعنی هارموني زمين لرزه ها) با هارموني منظومه شمسي تنظیم مي گردد. در واقع ما مي توانيم از نظم منظومه شمسي هارموني هاي بيشماري استخراج كنيم ولي معيار اينست كه آنها بايد با هارموني گذشته، حال و آينده رويدادهاي مورد نظر ما متناسب باشند و اين تناسب نه فقط در مقياس سالانه بلكه در مقياس ماهانه و واحدهاي كوچكتر زمان نيز بايد وجود داشته باشند. طبق نظریه اصل موازات که می گوید همه چیز در جهان (یعنی همه واقعیت های فرعی) از یک هارمونی و نظم مطلق پیروی می کنند، یعنی همه واقعیت های فرعی دارای یک رابطه موازی خاص نسبت به يكدیگر می باشند، لذا این امکان وجود خواهد داشت که با مراجعه به هارمونی هر واقعیت فرعی ، به هارمونی واقعیت فرعی دیگر پی برد و آنرا پیش بینی کرد.
در اين مقاله ما کل جهان را به عنوان یک نقطه در نظر گرفته ایم و تعداد سالانه زمين لرزه هاي كل جهان را بررسی می کنیم زيرا برای معرفی این نظریه جدید درك و قبول اين، راحتتر از پیش بینی وقوع زمين لرزه ها براي يك نقطه یا محل خاص است . ليكن از هارموني منظومه شمسي مي توان براي پیش بینی زمين لرزه هاي مناطق خاص هم استفاده كرد. اين بدين معنيست كه مثلاً تعداد زمين لرزه هاي بالاتر از 7 ريشتر شهر توكيو در ژاپن را مي توان با یکی ازهارموني های منظومه شمسي تنظیم كرد. در این صورت ما با به دست آوردن داده هاي قابل اطمينان تاریخی در مورد واقعيات فرعي مورد نظر (كه در اينجا فرکانس زمين لرزه هاي بالاتر از 7 ريشتر شهر توكيو خواهد بود) آنها را بر روي هارموني های منظومه شمسي تنظيم می کنیم، یا به عبارت دیگر با یکی ازهارموني های منظومه شمسي موازی خواهد بود.
اطلاعاتي عمومي در مورد زمين لرزه ها
قبل از ادامه بحث بي مناسبت نيست كه يك سري اطلاعات عمومي در مورد زمين لرزه ها نيز در اينجا ارائه گردد. براي اين منظور مطالب زير كه توسط NEIC (مركز اطلاعات زمين لرزه آمريكا) منتشر شده، ارائه ميگردد:
|
تغيير در ريشتر |
Ground Motion Change(Displacement) تغيير در موج زميني |
تغيير در انرژي
|
|
1.0 |
حدود 10 |
حدود 32 بار |
|
0.5 |
حدود 3.2 |
حدود 5.5 بار |
|
0.3 |
حدود 2 |
حدود 3 بار |
|
0.1 |
حدود 1.3 |
حدود 1.4 بار |
جدول فوق نشان مي دهد كه مثلاً يك زمين لرزه 7.2 ريشتر در مقايسه با يك زمين لرزه با قدرت 6.2 ريشتر ده برابر بيشتر موج زميني (جابجايي زمين) ايجاد ميكند، همچنين 32 بار انرژي بيشتر آزاد ميكند. مقدار انرژي آن قدرت تخريب زمين لرزه را بهتر نشان ميدهد. مقياس ريشتر لگاريتميك است که در واقع ميدان نوسان موجها را بر روي دستگاه زلزله سنج نشان ميدهد، نه قدرت (انرژي) يك زمين لرزه را.
اين انرژي زمين لرزه هاست كه ساختمانها را ويران ميكند، بنابراين اين مقايسه مهمتر است. مثلاً براي برابر كردن انرژي آزاد شده توسط يك زمين لرزه 9.7 ريشتري نياز به 23000 زمين لرزه 6.8 ريشتري مي باشد.
تعداد وقوع زمين لرزه ها (مبتني بر مشاهدات از سال 1900)
|
نوع |
مقياس در ريشتر |
ميانگين سالانه |
|
بزرگ |
8 و بيشتر |
1 |
|
عمده |
7 - 7.9 |
18 |
|
قوي |
6 - 6.9 |
120 |
|
متوسط |
5 - 5.9 |
800 بطور تخميني |
|
ضعيف |
4 - 4.9 |
6200 بطور تخميني |
|
كوچك |
3 - 3.9 |
49000 بطور تخميني |
|
خيلي كوچك |
كوچكتر از 3 |
حدود 1000 تا روزانه (2 تا 3 ريشتر) حدود 8000 روزانه (1 تا 2 ريشتر) |
تخمين زده مي شود كه سالانه چند ميليون زلزله در جهان اتفاق مي افتد كه بسياري از اين زمين لرزه ها به علت خیلی ضعيف بودن آنها و يا وقوع در مناطق دور افتاده توسط پايگاههاي زلزله نگاري ثبت نمي شوند. امروزه حدود 50 زلزله در روز و حدود 20000 در سال توسط NEIC ثبت مي شود.
مقياس ريشتر چند نوع دارد. براي تعريف اين مقياسها كه توسط NEIC مورد استفاده قرار ميگيرد به ضميمه J مراجعه كنيد.
*************************************************************************************************************************************************************************
نياز به داده هاي قابل اعتماد
قابل اعتماد بودن داده ها نقش مهمي ايفا ميكند. داده هاي مربوط به هارموني منظومه شمسي قابل محاسبه ميباشند، لذا راحت بدست مي آيند و قابل اعتماد هم هستند. ولي داده هاي مربوط به واقعيتهاي فرعي، كه دراين مقاله داده هاي زمين لرزه هستند، بايد با زحمت بسيار ثبت و جمع آوري شوند. بنا براين در مورد اينگونه داده ها بايد احتياط كرد و توجه به قابل اعتماد بودن آنها داشت.
يکي از دلايل بکار بردن داده هاي زمين لرزه ها براي نشان دادن قابليت اصل موازات نياز به داده هاي نسبتا قابل اطميناني بوده اند که در اين داده ها، زمان وقوع رويدادها با ساعت و تاريخ ثبت مي شدند و همچنين از لحاظ آماري داراي منبع معتبري باشند. البته براي کارهاي تحقيقاتي آن داده هایي که شخصا جمع آوري شده اند و درباره درست بودن آنها اعتماد وجود دارد بهترين داده ها هستند. ولي براي ارائه نتيجه آماري به عموم، منبع داده ها بايد معتبر و قابل پيگيري باشند. مدارک زيادي براي اثبات قابليت اصل موازات در دست هست ولي صرفا بعلت اينکه منابع داده ها مانند داده هاي زمين لرزه ها قابل پيگيري و معتبر نيستند اين شواهد هنوز به عموم ارائه نشده است.
با وجود اینکه اعتبار داده های زمین لرزه ها جیلی زیاد است ولی خوب است یک دید کلی درباره این نوع داده ها و درجه قابل اعتماد بودن آنها داشته باشیم. ثبت داده هاي زمين لرزه بطور دائمي در حدود اوائل قرن بيستم آغاز گرديد. داده هاي مربوط به نيمه دوم قرن بيشتر قابل اعتماد هستند. مواردي كه قبل از 1918م ثبت شده اند كمتر قابل اعتماد هستند. همچنين اطلاعاتي كه در زمان جنگ جهاني دوم ثبت شده اند نيز كمي مشكوك هستند.

در شكل فوق (شكل 0.4 )، اختلاف بين دو داده هاي ثبت شده مشاهده مي شود.خط سياه تعداد سالانه زمين لرزه هاي كل جهان كه بزرگتر يا مساوي با 7 درمقیاس ريشتر بوده اند را از سال 1905م تا 1965م نشان ميدهد.اين آمار در سال 1969 در يك كنفرانس بين المللي ژئوفيزيك مورد استفاده قرار گرفت (منابع شماره 4). خط قرمز آمار جديد را نشان ميدهد و مربوط به همان نوع زلزله ها مي باشد و توسط USGS NEIC منتشر شده است.
دامنه هاي مختلفِ شدت زمين لرزه ها ( در مقیاس ریشتر)
آمار زلزله ها با دامنه هاي مختلفِ شدت براي 94 سال از 1900تا 1994 در شكل زير (0.5 ) ملاحظه مي شود. همان طور كه ملاحظه مي شود آمار اين دامنه هاي مختلف، فرکانس هاي مختلفي ايجاد مي كنند اما ويژگي هاي اصلي داده ها كم و بيش حفظ مي گردد.
Figure 0.5 چهار دامنه مختلف ريشتر

بايد متذكر شد كه داده هاي بكار رفته در شكل فوق (0.5) از طريق سيستم بانك اطلاعاتي قابل جستجو NEIC بدست آمده است. همانطور كه ملاحظه مي شود فرکانسي كه از اين طريق براي زمين لرزه هاي بزرگتر يا مساوي 7 در مقیاس ريشتر بدست آمده با فرکانسي كه در اين مقاله براي مدرك مورد استفاده قرار گرفته اختلاف دارند. داده های فرکانس سالانه که برای مدرک در شکل شماره 1 در آغاز این مقاله استفاده شده اند توسط USGS NEIC با یک لیست آماده برای تعداد سالانه همه زمین لرزه های جهان که بزرگتر یا مساوی 7 در مقیاس ریشتر هستند از سال 1900 به بعد ارائه شده اند. ولي در اين مورد ما زياد با دقت بانك هاي اطلاعاتي و كاتالوگهاي مختلف زلزله ها كار نداريم بلكه بيشتر به روابط نسبي اين چهار مجموعه داده ها با يكديگر اهميت مي دهيم.
به جای توجه به دامنه هاي مختلفِ شدت زمين لرزه ها (در مقیاس ریشتر) می توان به مقدار انرژی آزاد شده توجه نمود. در شکل های 1.2 (ردیف پائین) با استفاده از فرمول
Log10E=11.8+1.5Ms ، مقدار انرژی آزاد شده ماهانه همه زمین لرزه های جهان که بزرگتر یا مساوی 6 در مقیاس ریشتر هستند ارائه می شوند.
*************************************
شواهد
هارموني هاي سالانه
نمودارها براي هارموني هاي سالانه در آغاز اين مقاله با شكل هاي 0.1 ، 1 و 1.5 نشان داده ايم. اكنون دو نموداري كه در زير ارائه ميشوند هم به عنوان شواهد به حساب مي آيند و بر مشكل قابل اعتماد بودن داده هاي زمين لرزها نيز اشاره مي كنند. شكل 0.6 زير همان شكل 0.1 است كه براي مقايسه راحتتر با شكل 0.7 دوباره اينجا نشان مي دهم. اين دو نمودارها زمين لرزها را براي 35 سال (1970 تا 2005) و هارموني هاي منظومه شمسي را براي 50 سال (1970 تا 2020) نشان ميدهند. در اينجا مي توانيم مقداري اختلاف در داده هاي زمين لرزه ها كه در زمانهاي مختلف از بانكهاي اطلاعاتي مختلف دريافت شده اند مشاهده نماييم. در هر صورت همبستگي آنها با هارمونيهاي منظومه شمسي قابل توجه مي باشند.

در شكل فوق، داده هاي زمين لرزه ها در سال 2004 از بانك اطلاعاتي زير دريافت شد. نقطه داده زمين لرزه براي سال 2005 در تاريخ 5 دسامبر 2005 دريافت شده است.
In the above Figure 0.6 the
earthquake data has been downloaded in 2004 from the USGS database for
global earthquake search
http://neic.usgs.gov/neis/eqlists/7up.html
: link to Number of Magnitude 7.0 and Greater Earthquakes per year since
1900.
_____________________________________________________________________________________________________________________

شكل 0.7 فوق زمين لرزه ها را نشان ميدهد كه در تاريخ 5 دسامبر 2005 از بانك اطلاعاتي زير دريافت شده:
USGS/NEIC (PDE) 1973 –
Present
Link to the
above database:
http://neic.usgs.gov/neis/epic/epic_global.html
به علت اينكه اين بانك اطلاعاتي داده هاي زمين لرزه ها را فقط از سال 1973 به بعد نشان مي دهد بنابراين 3 نقطه از داده از 1970 تا 1972 از شكل قبلي 0.6 اقتباس شده است.
____________________________________________________________________________________________________________________________________
اكنون شكل شماره 1 كه در آغاز اين مقاله آمد مورد بحث قرار مي دهيم. براي سهولت مراجعه ، اين نمودار در زير مجدداً ارائه شده است. در قسمت بالا فركانس يا هارموني سالانه زمين لرزه هاي عمده جهان (از 7 ريشتر به بالاتر) براي 98 سال از 1900 تا 1998 ميلادي ارائه مي شود. اين داده ها توسط USGS NEIC (به منابع مراجعه شود -1) منتشر شده است. داده ها قبل از 1918 قابل اعتماد نيستند. همچنين به اختلاف آماري براي اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه (به شكل 0.4 مراجعه شود) توجه شود. نموداري كه زير آن ديده مي شود هارموني هاي سالانه منظومه شمسي براي همان دوران را نشان ميدهد كه از عبور 5 سياره بيروني مشتري، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو در شش ضلعي مثبت A تشكيل يافته است. در اين مقاله از شش ضلعي مثبت A انتخاب شده است زيرا از همه بهتر با پديده زمين لرزه هاي جهان همبستگي نشان ميدهد و اين نه فقط در هارموني هاي سالانه بلكه هم در هارموني هاي ماهانه مشاهده مي شود. بعضي از ويژگيها بارز توسط فلشها نشان داده شده است. در اينجا با به عقب رفتن زمان (به سمت اوايل قرن) همبستگي بين داده ها نيز كمتر مي شود. بعنوان مثال داده هاي زمين لرزه ها براي نيمه دوم قرن همبستگي خيلي بهتري با هارموني منظومه شمسي، نسبت به داده هاي نيمه اول قرن نشان ميدهد. واضح است كه اعتبار داده هاي زمين لرزه ها براي دهه هاي اخير دقيق ترند نسبت به دهه هاي اول قرن، كه زلزله نگاري مانند امروز گسترش نيافته بود.

Here the smoothed part of the data is a three year running average using the formula : Yn = (Yn-1 + 2 Yn + Yn+1 ) / 4
داده هاي زمين لرزه ها قبل از 1918 قابل اعتماد نيستند.
همچنين به اختلاف آماري براي اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه (به شكل 0.4 مراجعه شود) توجه شود.
_______________________________________________________________________________________________________________________
هارموني هاي ماهانه
شكل زير هارموني هاي ماهانه منظومه شمسي را همراه با فركانس يا هارموني ماهانه كل زمين لرزه هاي جهان كه بزرگتر يا مساوي 6.5 در مقیاس ريشتر هستند براي دو سال از اول 1998 تا آخر 1999 (24 ماه) تشان مي دهد. هارموني هاي ماهانه منظومه شمسي با در نظر گرفتن حرکت چهار سيارات داخلی (یعنی مريخ، زمين، زهره و عطارد) در شش ضلعي مثبت A بدست آمد. اينجا حركات کره ماه به عنوان یک جسم پنجم نیز در نظر گرفته شده است. برای اینکه در مقیاس ماهانه، داده های بیشتری برای زمين لرزه ها داشته باشیم از دامنه 6.5 ریشتر به بالاتر استفاده کردیم. بعدان دامنه های دیگری نیز نشان میدهم تا بتوان قضاوت بهتری درباره اهمیت این داده ها به عمل آورد. در هر صورت، همبستگی این داده ها با هارموني هاي منظومه شمسي قابل توجه هستند.
در قضاوت درباره اهمیت این داده ها باید به موضوع قابل اعتماد بودن داده ها و دامنه هاي مختلفِ شدت زمين لرزه ها (در مقیاس ريشتر) توجه داشت. همچنين باید مجدداّ یادآوری کرد که این مقاله فقط یک تجزیه و تحلیل اولیه ارائه میدهد و تنظیم فرکانس ماهانه زمین لرزه ها با فرکانس هارموني هاي ماهانه منظومه شمسي نیاز به تنظیمات بيشتری دارد تا نتایج بهتری به دست آید. درباره هارموني هاي ماهانه منظومه شمسي باید در نظر داشت که این هارموني هاي ماهانه با در نظر گرفتن چهار سیارات داخلی استخراج می شوند که کمتر از 1% جرم همه سیارات منظومه شمسي هستند در حالیکه جرم پنج سیارات بیرونی که برای استخراج هارمونی سالانه بکار می روند بیش از 99% جرم همه سیارات منظومه شمسي به حساب می آیند (به ضمیمه A1 مراجعه شود). البته صحبت درباره جرم سیارات اینجا ازدیدگاه "رابطه موازات" و نه "رابطه علت و معلول" است زیرا اهمیت یک جسم از دیدگاه رابطه موازات متناسب با رابطه جرم و فاصله آن جسم می باشد.
Figure 1.1

شكلزیر 1.2 بصورت ماهانه تعداد كل زمين لرزه هاي جهان، كه بزرگتر يا مساوي 6 ريشتر هستند براي 29 سال از 1973/1/1 تا 2001/12/31 م (3713 زمين لرزه بزرگتر از 6 ريشتر) نشان ميدهد. در اينجا ما پنج دامنه از قدرت زمين لرزه ها بر حسب ريشتر را نشان ميدهيم (بزرگتر يا مساوي 6 ، 6.5 ، 7 ، 7.5 و 8). هدف از ارائه این شکل این است که یک دید کلی از شباهت فرکانس هارموني هاي ماهانه منظومه شمسي با فرکانس ماهانه دامنه هاي مختلفِ شدت زمين لرزه ها به دست آید. نمودار آخر (پائین صفحه) انرژي آزاد شده توسط زمين لرزه هايي كه در بالا آمده بودند نشان ميدهد. نمودار اول، حركات همه 10 سياره (شامل كره ماه) از ميان شش ضلعي مثبت A نشان می دهد كه اين بدان معنيست كه هم هارموني سالانه و هم هارموني ماهانه توام در نظر گرفته شده اند.
Figure 1.2

براي آنكه بتوان جزييات بيشتري مشاهده كرد نمودار در بخشهاي 12 ماهه براي 8 سال(1994-2001) ارائه ميگردد. بعضي از ويژگيهاي عمده توسط فلشها نشان داده شده اند. با وجود اينكه نشان دادن هارموني منظومه شمسي توسط 10 سياره ايجاد شده است، اما صرفاً قسمت ماهانه كه با در نظر گرفتن سيارات داخلي (شامل كره ماه) بدست مي آيد و در قسمت بالاي نمودار نشان داده شده است مي تواند اطلاعات خوبي در مقياس ماهانه به ما بدهد. همانطور كه توسط شباهت نزديك اين دو نمودار مشاهده ميشود، ويژگي هاي اصلي هارموني ماهانه صرفاً توسط سيارات داخلي تايين ميشوند.
Figure 1.3


اگر آمار زمين لرزه ها صحيح باشد در اين صورت اين امكان وجود دارد كه بر پايه اصل موازات تصوير دقيق و آينه اي آن را بدست آورد. اگر هارموني منظومه شمسي به طور كل در نظر گرفته شود، دسترسي به اين تصوير آينه اي به طور نظري و بالقوه امكان پذير مي باشد. در حال حاضر فقط هارموني هاي اصلي بكار گرفته شده اند. بايد متذكر شد كه هارموني منظومه شمسي كه در اينجا مورد استفاده قرار گرفت، فقط يك برآورد اوليه و خام مي باشد. ولي به هر حال همبستگي بدست آمده قابل توجه است. اگر چه اين نمودارها خود توضيح مي باشند، ولي جهت درك عميق تر اهميت اين داده ها و قضاوت صحيح در مورد آنها، به تجربه و آموزش نيز نياز دارد. براي قضاوت كردن در مورد اين داده ها بايد بيشتر به تصوير كلي داده ها و signature (امضاء) آنها توجه كرد. همچنين موارد بسياري وجود دارند كه با يك جابجايي كم بر روي محور زمان قله ها و دره هاي بسياري از داده ها با هارموني منظومه شمسي، در هم جا مي افتند. در این مقاله توجه خود را بیشتر روی زمین لرزه های بزرگ (7 ریشتر به بالاتر) متمرکز کردیم اگرچه هر دامنه ریشتر می توان به صورت جداگانه بررسی کرد و فرکانس آن را روی فرکانس هارموني منظومه شمسي تنظیم کرد.
*****************************************************************************************************************************
ضميمه ها
فاصله مياني سيارات از خورشيد با نسبت واقعي و اندازه جرم آنها نسبت به همديگر
The proportional mean distance of the planets from the sun

************************************************************************************************************************************
The elementary cycles or rhythms
سيكل ها يا ريتم هاي عناصري
طول سماوي خورشيد محوري 5 سياره بيروني براي 101 سال (1900 تا 2001)
The heliocentric longitudes of the 5 slow- moving planets given for 101 years
1900 to 2001

طول سماوي خورشيد محوري 5 سياره داخلي از 21 مارس 1995 تا 31 دسامبر 1999
The heliocentric longitudes of the 4 fast- moving planets given from
21st March 1995 to 31st Dec. 1999

**************************************************************************************************************************************
قاصله متقابل دو سياره
(مقارنه و مقابله خورشيد مركزي دوسياره براي 101 سال(1900تا 2001))
The mutual distance of two bodies
(heliocentric conjunction and opposition of two planets)
for 101 years (1900 to 2001)

The mutual distance of two planets taken combined for all the possible combination of the 5 slow- moving planets.
قاصله متقابل دوسياره بطور مركب براي همه تركيبات ممكن از 5 سياره بيروني

_________________________________________________________________________________________________________

__________________________________________________________________________________________________________
Appendix C

در مورد تقسیم بندی B ، C و D در شکل 2 ، دایره 12 بخشها باید کمی به سمت راست چرخانده شود تا نقطه آغاز این دایره با نقطه آغاز دایرةالبروج مربوطه همآهنگ شود.
_____________________________________________________________________________________________________________________
حركات سيارات بيروني بطور زمين مركزي براي 50 سال بر حسب معيار سالانه (1950تا2000)
Movement of slow moving planets from 1950 to 2000
(Yearly Scale)
برای بزرگنمایی این دامنه 6 ماهه (در جهارچوب قرمز رنگ) به ضمیمه E مراجعه کنید
_____________________________________________________________________________________________________________________
حركت همه سيارات (بيروني و داخلي شامل كره ماه) از 21 مارس 1999 تا 22 سپتامبر 1999 در مقياس روزانه
Movement of all planets from 21st March 1999 to 22nd Sept. 1999 (Daily Scale)

________________________________________________________________________________________________________________________

__________________________________________________________________________________________________

Figure 1 shows 16 curves placed beneath each other illustrating all the possible curves within the 30 degree tuning range of the negative hexagon, i.e. from 15 degree of the ecliptic up to 45 degree, given for every 2 degree (from top to bottom).
Figure 2 is the inversion of figure 1. It shows the positive hexagon’s tuning range from 345 to 15 degree of the ecliptic which is the exact counterpart of the negative hexagon.
Here all the data have been smoothed with a three year running average using the formula
Yn = (Yn-1 + 2 Yn + Yn+1 ) / 4 (where Y is Year)
_______________________________________________________________________________________________________________________________________
داده ها فيزيكي سيارات
Planetary Physical Data
The six orbital elements are given for the epoch 1980.0
|
|
عطارد Mercury |
زهره Venus |
زمشن Earth |
مريخ Mars |
مشتري Jupiter |
زحل Saturn |
اورانوس Uranus |
نپتون Neptune |
پلوتو Pluto |
|
دوره تناوب Sidereal period of orbit (years) |
0.24 |
0.62 |
1 |
1.99 |
11.86 |
29.46 |
84.01 |
164.79 |
248.54 |
|
طول در مبدا زمان Epoch: degree of longitude |
231.2973 |
355.7335 |
98.8335 |
126.3078 |
146.96636 |
165.32224 |
228.07085 |
260.35789 |
209.439 |
|
طول خصيص(نقطه نزديكترين قاصله به خورشيد) W (nearest point to sun (deg)) |
77.14421 |
131.28957 |
102.5964 |
335.69081 |
14.00954 |
92.66539 |
172.7363 |
47.86721 |
222.972 |
|
خروج از مركز E (eccentricity) |
0.2056306 |
0.0067826 |
0.016718 |
0.0933865 |
0.0484658 |
0.0556155 |
0.0463232 |
0.0090021 |
0.25387 |
|
قاصله مياني از خورشيد بر حسب AU Mean Distance from the Sun (AU) |
0.387 |
0.723 |
1 |
1.524 |
5.203 |
9.539 |
19.191 |
30.061 |
39.529 |
|
تمايل مدار برحسب درجه Inclination to ecliptic (degrees) |
7.00 |
3.40 |
0 |
1.85 |
1.30 |
2.49 |
0.77 |
1.77 |
17.15 |
|
طول گره صعودي Ascending node |
48.094173 |
76.499752 |
0.0 |
49.40320 |
100.2520 |
113.488834 |
73.876864 |
131.560649 |
109.941 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Tilt of equator to orbit (degrees) |
2 |
177.3 |
23.45 |
25.19 |
3.12 |
26.73 |
97.86 |
29.6 |
122.46 |
|
Mean Orbital Velocity (km/sec) |
47.89 |
35.04 |
29.79 |
24.14 |
13.06 |
9.64 |
6.81 |
5.43 |
4.74 |
|
Equatorial Radius (km) |
2439 |
6052 |
6378 |
3397 |
71490 |
60268 |
25559 |
25269 |
1160 |
|
جرم سيارات (زمين = 1) Mass of planet (Earth=1) |
0.06 |
0.82 |
1 |
0.11 |
317.89 |
95.18 |
14.53 |
17.14 |
0.002 |
|
حجم (زمين = 1) Volume (earth=1) |
0.06 |
0.88 |
1 |
0.15 |
1316 |
755 |
67 |
57 |
0.1 ? |
|
Mean density (grams/centimeter³ ) |
5.43 |
5.25 |
5.52 |
3.95 |
1.33 |
0.69 |
1.29 |
1.64 |
2.03 |
|
تعداد قمر هاي شناخته شده No. of known satellites |
0 |
0 |
1 |
2 |
16 |
18 |
15 |
8 |
1 |
|
چرخش وضعي Body rotation period (hours) |
1408 |
-5832 |
23.93 |
24.62 |
9.92 |
10.66 |
-17.24 |
16.11 |
153.3 |
|
چند داده هاي زمين مركزي (بطور تقريبي) |
|||||||||
|
دوره تناوب زمين مركزي (تقريبي) Geocentric Tp (approx.) |
12 month |
12 month |
12 month (sun) |
23 month |
12 year |
30 year |
84 year |
165 year |
251 year |
|
قاصله ها بين آغاز حركت رجعي (برحسب ماه) Interval of commencement of retrogression (in months) |
4 |
19 |
- |
25 |
13 |
12 |
12 |
12 |
12 |
|
ظول زمان حركت رجعي روزd=و ماهm= Duration of retrogression d=day, m=month |
24 d. |
40 d. |
- |
68 d. |
4 m. |
4.5 m. |
5 m. |
5 m. |
5 m. |
|
مقدار حركت رجعي بر حسب درجه Amount of retrogression (in degrees) |
11 |
15 |
- |
13 |
10 |
6 |
3 |
3 |
3 |
________________________________________________________________________________________________________________________
Mw : Moment Magnitude , Hanks and Kanamori formula (1979)
Mw = (2/3) log Mo - 10.7
where Mo is the scalar moment of the best double couple in dyne-cm.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
Me: Energy Magnitude
These energy magnitudes are computed from the radiated energy using the Choy and Boatwright (1995) formula
Me = (2/3) log Es - 2.9
where Es is the radiated seismic energy in Newton-meters. Me, computed from high frequency seismic data, is a measure of the seismic potential for damage.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
Ms: Surface Wave Magnitude
Ms = log (A/T) + 1.66 log D + 3.3 (IASPEI formula)
where
A= is the maximum ground amplitude in micrometers (microns) of the vertical component of the surface wave within the period range 18 <= T <= 22.
T = is the period in seconds.
D = is the distance in geocentric degrees (station to epicenter) and 20° <= D <= 160°.
No depth corrections are applied, and Ms magnitudes are not generally computed for depths greater than 50 kilometers. The Ms value published is the average of the individual station magnitudes from reported T and A data.
If the uncertainty of the computed depth is considered great enough that the depth could be less than 50 kilometers, an Ms value may still be published, computed by the IASPEI formula and NOT corrected for depth.
In general, the Ms magnitude is more reliable than the MB magnitude as a means of yielding the relative "size" of a shallow-focus earthquake.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
MB: Compressional Body Wave (P-wave) Magnitude defined by Gutenberg and Richter (1956) except that T, the period in seconds, is restricted to 0.1 <= T <= 3.0 and A, the ground amplitude in micrometers, is not necessarily the maximum in the P group. Q is a function of distance (D) and depth (h) where D >= 5°.
MB = log (A/T) +Q(D,h)
----------------------------------------------------------------------------------------------------
mbLg : Body Wave Magnitude using the Lg wave
mbLg = 3.75 + 0.90 log D + log (A/T) for 0.5° <= D <= 4°
or
mbLg = 3.30 + 1.66 log D + log (A/T) for 4° <= D <= 30°
as proposed by Nuttli (1973) where A is the ground amplitude in micrometers and T is the period in seconds calculated from the vertical component 1-second Lg waves. D is the distance in geocentric degrees.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
ML : Local ("Richter") Magnitude
ML = log A - log Ao
defined by Richter (1935) where A is the maximum trace amplitude in millimeters recorded on a standard short-period seismometer and log Ao is a standard value as a function of distance where distance <= 600 kilometers.
****************************************************************************************************
منابع
1 - USGS NEIC
United States Geological Survey
National Earthquake Information Center
World Data Center for Seismology, Denver
2 – NASA / GODDARD SPACE FLIGHT CENTER
LABORATORY FOR EXTRATERRESTIAL PHYSICS
Planetary System Branch
3 - NASA / GODDARD SPACE FLIGHT CENTER
Astronomical Ephemeris Data
4 – EARTHQUAKE DISPLACEMENT FIELDS AND THE ROTATION OF THE EARTH
A NATO ADVANCED STUDY INSTITUTE
CONFRENCE ORGANIZED BY THE DEPARTMENTS OF GEOPHYSICS, UNIVERSITY OF
WESTERN ONTARIO, LONDON, CANADA, 22 JUNE 1969
******************************************************************************************************************************************************
حق چاپ محفوظ است
© سيامك زند پور
Copyright © 2000
Siamak Zandpour
Reproduction and distribution are permissible for nonprofit purposes only