اين قسمت مربوط  به کتابي است که قرار بود در سال 1374 چاپ شود ولي به دليل مختلف به چاپ نريسد و اکنون به صورت ين CD منتشر گرديد. مطالبي که ينجا مورد بحث قرار مي گيرد بري کاربرد عملي ضروري نيست ولي حاوي اطلاعات مفيد درباره نجوم  و احکام مجومي و نحو تفسير حرکات سيارات مي باشد.

 Homepage

فهرست

مقدمه

بخش اول: مطالب تاريخي و علمي

تاريخچه استرولوژي

فصل اول

پايه و اصول ارتباط حركات سيارات با سرنوشت انسان‌ها

استرولوژي يا طالع‌بيني چيست؟

خصوصيات سمبليك سيارات

خصوصيات سمبليك برج‌ها

خصوصيات سمبليك 12 خانه

  Sideal Zodiac زودياك نجومي

     Tropical Zodiacزودياك برجي

سيارات

تقديم  اعتدالين (Precession of the equinoxes)

كره ماه

خورشيدگرفتگي و ماه‌گرفتگي

Aspects (زاويه نظرات) در استرولوژي

ساختار تقويم‌هاي نجومي

استرولوژي متداول كه امروزه رواج دارد

تقسيم تقويم‌ها به چهار گروه A، B، C، D

بخش دوم: چگونگي تفسير حركات سيارات

فلسفه خانه‌ها و مثلث‌ها

تقويم‌هاي گرافيكي

تقويم روزانه

جدول روز تولد

قوانين تعبير و تفسير حركت سيارات

درباره اهميت  دوره ها

پشت جلد کتاب

 

***********

 

مقدمه

واژة «نجوم» داراي دو مفهوم متفاوت است. يك مفهوم آن به معني طالع‌بيني است كه در اين صورت بوسيله حركات سيارات و صور فلكي، پيشگويي صورت مي‌گيرد. معني دوم نجوم، علم دقيقي است كه فقط با اجسام سماوي سر و كار دارد و مورد تأييد دانشگاه‌هاست. در لاتين اين دو مفهوم داراي دو واژه جداگانه هستند؛ نجوم به معني طالع‌بيني «استرولوژي» Astrology و به معني علم دقيقه «استرونومي» Astronomy ناميده مي‌شوند و ريشه يوناني دارند. نجوم جزو قديمي‌ترين يا حتي قديم‌ترين علومي است كه زادگاه آن ظاهراً حدود چند هزار سال قبل از ميلاد، در خاورميانه تخمين زده شده است. گفته مي‌شود كه قوم كلده (Chaldean) كه در منطقه بابل قديم مي‌زيستند، اولين منجمان بودند، ولي در هندوستان بر اين عقيده هستند كه استرولوژي جزو ميراث فرهنگي آنهاست و برمي‌گردد به دوران «ودا» و حتي به آغاز آفرينش. نجوم هميشه همراه با استرولوژي بوده و دو مفهوم جداگانه نداشته است. بعد از قرون وسطي و مخصوصاً در قرون معاصر اين دو شاخه نجوم از هم جدا شده و به علت از بين رفتن ديدگاه صحيح، استرولوژي مفهوم خرافات، به خود گرفته است و استرونومي مفهوم علم دقيق. در واقع استرولوژي جزو ميراث حقيقي مشرق زمين است و دانشمندان قديمي از قبيل ابوريحان بيروني و خواجه نصير‌الدين طوسي و غيره .. عمر خود را صرف تحقيق رياضيات و نجوم كرده، سهمي در فراهم ساختن پايه علم نوين دارند. همين‌ها بودند كه درباره روابط آسمان و سرنوشت انسان‌ها مي‌انديشيدند. استرولوژي به علت منافع شخصي، ثروت، قدرت، يا حتي به علت ناداني، از طرف افرادي كه داراي صلاحيت نبودند، مورد سوءاستفاده قرار گرفت و اينان قوانين و احكام نجومي بي‌شماري وضع كردند و استرولوژي را به‌صورت «علمي» درآوردند كه تا به امروز ادامه دارد. اين قوانين كوركورانه مورد استفاده قرار مي‌گيرند، بدون اين‌كه صحت اين قوانين زير سؤال و بررسي قرار گرفته شود. در نتيجه استرولوژي به‌عنوان خرافات شناخته مي‌شود.

براي چند هزار سال، استرولوژي توانست تا به امروز زنده بماند و تقريباً مي‌توان گفت كه امروزه نصف دنيا به استرولوژي اعتقاد دارند؛ به‌عبارتي يك عده بر اين عقيده هستند كه استرولوژي خرافات و دروغ است. عده ديگري عقيده خاصي ندارند و برخي نيز به استرولوژي اعتقاد دارند و روي‌هم رفته همه اينها، ترازو را به تعادل در مي‌آورند. خود اين امر نشان مي‌دهد كه در استرولوژي چيزي وجود دارد كه حقيقي است و قسمت ديگر كه حقيقت ندارد. در عصر كنوني، در غرب و بخصوص در خاور دور، مكتب‌ها و سيستم‌هاي استرولوژي گوناگوني وجود دارند كه خيلي پيچيده هستند و در مورد مهمترين عناصر اين دانش، اختلاف نظر دارند. سال‌هاي زيادي نياز است تا اين دانش فرا گرفته شود. در بازار، كتاب‌هاي زيادي درباره استرولوژي وجود دارد بويژه در هندوستان كه مانند يك جنگل عظيم است؛ هر چقدر بيشتر وارد آن شويد، بيشتر گيج و گم مي‌شويد. با توجه به ملاحظات فوق، كتاب حاضر طوري تدوين شده است كه يك چيز منحصر به فرد و هم‌چنين يك ديد كلي درباره استرولوژي به خواننده ارائه مي‌دهد. اين‌جا شيره خالص سيستم‌هاي مختلف شرق و غرب استخراج شده و فقط آن عناصري از استرولوژي كه در سيستم‌ها، مشترك و فاقد تناقض و مغايرت هستند به‌كار گرفته شده است. بعد از بيش از بيست سال تحقيق و جدا كردن تمام قوانين استرولوژي كه مبهم هستند و نگه داشتن قوانيني چند كه از طريق آمار نتايج خوبي مي‌دهند و با كمك تقويم‌هاي گرافيكي نجومي كه بر پايه اصول دقيق نجومي ساخته شده‌اند، نظم روند رويدادهاي زندگي هر انسان بر حسب دوره‌هاي سالانه، ماهانه و روزانه قابل تجزيه و تحليل و پيشگويي است. فرار گرفتن روش تفسير تقويم‌ها زياد دشوار نيست. بعد از كمي تجربه از طريق مشاهده و مقايسه مداوم تقويم‌ها با روند زندگي  روزمره خود و ديگران و با كمك پنج نمونه‌هاي مفصل از زندگينامه افراد مشهور كه در اين كتاب آمده است و نيز مهارت در تفسير حركات سيارات و پيش‌بيني رويدادها با دقت يک تا چند روز امكان‌پذير مي‌شود. توصيه مي‌شود كه براي رسيدن به قسمت عملي اين كتاب زياد عجولانه رفتار نشود. كتاب را با دقت از اول تا آخر مطالعه كنيد و دوباره از سر شروع كنيد. چيزي ياد مي‌گيريد كه تا آخر عمر مفيد و قابل استفاده خواهد بود. درواقع نكته مهم اين نيست كه فقط يك موضوع خاص را بتوان پيش‌بيني كرد، بلكه مهم اين است كه به نظم روند طبيعت كه در زندگي ما و اطرافيان ما حاكم است پي برده شود. در آخر، هدف نهايي كتاب اين است كه از طريق شناخت عميق‌تر استرولوژي، زمينه‌اي براي درك عميق‌تر «اصل موازات» كه در آخر اين كتاب ارائه مي‌شود، فراهم گردد. درك عميق‌تر « اصل موازات » مي‌تواند افق‌هاي جديدي براي همه رشته‌هاي علوم و جهان‌بيني هر انسان بگشايد. جهان‌بيني « اصل موازات » در واقع يك بينش «يكتا‌بيني» در مقابل بينش «فرق‌بيني» كه بينش فعلي بشريت است مي‌باشد؛ بينشي كه مي‌تواند از طريق منطق خالص، اتحادي بين جهان‌بيني‌هاي مختلف بوجود آورد. همه رنج‌هاي فردي و اجتماعي، در جهان‌بيني خود فرد نهفته است.

در آخر لازم به ذكر است كه از آنجايي كه اين كتاب از يك لحاظ جنبه درسي هم دارد و نگارنده مايل است كه خواننده موارد مهم را خوب و راحت درك كند، طرز نگارش طوري است كه بر موارد مهم از طريق تكرار مطلب تأكيد گذشته مي‌شود. براي ارائه و تدوين اين كتاب كه از منابع و داده‌هاي نسبتاً زيادي استفاده مي‌كند كه براي بررسي و بررسي مجدد صحت‌ داده‌هاي به‌كار رفته، وقت و دقت زيادي به‌كار رفته است، بنده از حمايت و همكاري ناشر بخصوص در مورد تدوين تقويم‌هاي گرافيكي سپاسگزار هستم.

سيامك زندپور، مشهد 1374

 

 

تاريخچه‌ استرولوژي

طبق داده‌هاي دائره‌المعارف معتبر چمبِر (Chamber’s Encylopedia) تاريخ استرولوژي را مي‌توان بر اساس مدارك موجود به حدود سه هزار سال قبل از ميلاد در بابل قديم تخمين زد. تا قرن هفتم  فرقي  بين استرولوژي و استرونومي وجود نداشت و هر دو جزو يك علم بودند. ولي از قرن هفتم بعد از ميلاد به بعد، تدريجاً فرقي بين اين دو شاخه بوجود آمد. در قرن شانزدهم بعد از ميلاد به علت ارائه سيستم منظومه شمسي كوپرنيك كه در آن، خورشيد و نه كره زمين به‌عنوان مركز عالم به‌حساب آمد، تداعي استرونومي با استرولوژي كاملاً از بين رفت. در يونان، در قرن چهارم قبل از ميلاد، استرولوژي پيشرفت‌هاي مهمي در فرهنگ يونانيان داشت. آنها اعتقاد داشتند كه عوامل استرولوژيكي، تمام هستي و نيستي عالم را كنترل مي‌كند و حتي ايمان انسان تحت كنترل ستارگان قرار مي‌گيرد. پايان ذكر منبع فوق.

در زير ترجمه تاريخچه استرولوژي كه از كتاب Horary Astrology  اقتباس شده است ارائه مي‌شود:

طبق عقيده هندي‌ها، استرولوژي از لحظه آفرينش آغاز مي‌شود. حكيم گرگا (Garga) مي‌گويد كه خالق عالم، اين علم را به او اعطا فرموده و سپس او ين علم را در سرتاسر عالم گسترش داده و به حكيم‌هاي ديگر اعطا فرموده است.

در كشورهاي غربي اين عقيده وجود دارد كه ستح (Seth) در سال 3769 قبل از ميلاد اولين منجم دنيا بوده است. آثار استرولوژي که بعداً توسط نويسنده‌هاي عربي، مصري، يهودي و ايراني نوشته شده است، به اين موضوع اشاره مي‌كنند. غربي‌ها بر اين عقيده هستند كه ستح اولين نفري بود كه حركات سيارات را مطالعه مي‌كرده است. او منطقه‌البروج را به 12 قسمت تقسيم نمود، زيرا پي برد كه خورشيد هر سال داراي يك مسير خاصي است. هم‌چنين متوجه شد كه هر سال داراي 12 ماه كامل است. بنابراين او مسير خورشيد را به 12 قسمت تقسيم نمود كه «مازارت» (Mazzaroth) ناميده مي‌شود و هندي‌ها آن را «راشي» (Rasi) يا خانه‌هاي خورشيدي مي‌نامند.

حدود 2600 قبل از ميلاد، كاهن‌ها و چوپان‌هاي كلده (Chaldean) كه در منطقه بابل قديم مي‌زيستند، اين علم را به‌طور جدي مطالعه كرده، آن را توسعه دادند. دوران آنها، عصر طلايي استرولوژي ناميده مي‌شود؛ زيرا آنها حركات سيارات را با هر نوع رويداد زميني ربط مي‌دادند.

دكتر تمپسن (Thompson) مي‌گويد كه نژاد اكدينا (Akkadina) و سومري‌ها (Sumerians) اجسام سماوي را مشاهده و سعي مي‌كردند كه مسير آنها را يادداشت كنند. بابلي‌ها (Babylonians) و مصري‌ها بر اين عقيده بودند كه سيارات اثري بر اشيا زنده و غيرزنده زمين مي‌گذارند. استرولوژي بسيار رايج بود و نفوذ بسيار زيادي بر پادشاهان، شاهزادگان و افراد ثروتمند و كاهنان داشت. مسپرو (Maspero) مي‌گويد كه در زمان خود استرولوژي مهمترين امور در دنيا بود.

برخي بر اين عقيده هستند كه استرولوژي از نژاد كلده نشأت گرفته است. آنها مي‌گويند كه خود اسم Chaldea (كلده) به معني «منجم» است. پيروان فيثاغورث دانش كلده‌ها را بيشتر توسعه دادند. آنها از رياضيات پيشرفته استفاده كردند. سپس استرولوژي به دست يونانيان افتاد. از آن‌جايي كه يونانيان داراي ذهني كنجكاو و مذهبي ذاتي بودند، آنها هميشه از خود مي‌پرسيدند؛ «من كي هستم، چرا متولد شدم، براي چه زندگي مي‌كنم، چرا اين همه بي‌عدالتي در زندگي وجود دارد»؟ جواب اين سؤال‌ها فقط از طريق استرولوژي به دست مي‌آمد.

در ميان لوح‌هاي قديم در موزه انگلستان، نوشته‌هاي زيادي از منجمين نينوا (Nineveh) و بابل قديم پيدا شده است. بعضي از اين يافته‌ها به نزديك پنج هزار سال قبل برمي‌گردد.

يونانيان‌ علاقه زيادي به استرولوژي داشتند. آنها Horoscope (زايچه يا طالع) براي زمان تولد درست مي‌كردند و درباره امور مالي، خانوادگي،‌ سرنوشت، بخت و آينده فرد پيشگويي مي‌كردند. يكي از Horoscopeهاي يوناني كه بر روي پاپيروس نوشته شده است و مربوط به دو هزار سال پيش مي‌باشد در موزه انگلستان نگهداري مي‌شود. حتي در زمان اسكندر كبير، براي كلده‌ها احترام خاصي قائل مي‌شدند.

مصري‌ها به همان اندازه يونانيان به استرولوژي علاقه داشتند و اين علم در زندگي آنها نقش مهمي ايفا مي‌كرد. بر اساس كتيبه‌هاي مقبره‌ها و تحقيقات نوين، اين علم به پنج هزار سال قبل از ميلاد برمي‌گردد. فرعون‌ها براي منجمين كه بابيلوس (Babilus) رهبر آنها بود، احترام خاصي قائل بودند. وظيفة بابيلوس اين بود كه زايچه يا طالع افرادي را كه مي‌توانستند احتمالاً به قدرت برسند يا رقيبي شوند يا براي امپراطور مشكلي ايجاد كنند پيشگويي كنند.

در ايران هم پادشاهان براي منجمين احترام قائل مي‌شدند. گفته مي‌شود كه اين فقط Gjamsp يكي از منجمين دربار معروف به آل‌حكيم بود كه دقيقاً تاريخ و ساعت تولد پيغمبر (ص) را پيشگويي كرد.

در سال 711 بعد از ميلاد، Saracenها (عرب، مسلمان، بدوي) اين علم را در اسپانيا گسترش دادند. در سال 1237 Moorها (اهل شمال آفريقا، مسلمان) اين علم را به اروپا بردند.

دكتر بروستر (Brewster) مي‌گويد كه در چين، در حدود سال 2752 قبل از ميلاد، از زمان شاه فوهي (Fohi)، چيني‌ها، استرونومي را توسعه دادند، تنها به علت مطالعه استرولوژي، امپراطورها طبق دانش منجمين انتخاب مي‌شدند. در سال 2513 قبل از ميلاد، چوني (Cheuni) طبق اين روش به‌عنوان شاه انتخاب شد.

اسكندر كبير در همه لشكركشي‌هاي خود، يك منجم به اسم Calisthenis (كاليس‌تنيس) همراه خود داشت. او اين علم را در شرق گسترش مي‌داد و هنگام ديدار از هندوستان فرصت خوبي پيدا كرد تا در آن‌جا دانش بيشتري درباره اين علم كسب كند.

پايان ترجمه تاريخچه فوق.

***********************************************

در واقع، علم استرونومي يا هيئت حقيقي در خدمت استرولوژي بود و استرولوژي از اهميت شاياني برخوردار بود. علت اين‌كه روزهاي هفته به هفت روز تقسيم شدند، اين بود كه در زمان قديم فقط از وجود هفت سياره آگاهي داشتند و اورانوس، نپتون و پلوتو هنوز كشف نشده بودند. در آن زمان بر اين عقيده بودند كه هر روز تحت حاكميت و نفوذ يك سياره قرار مي‌گيرد. بنابراين، روزهاي هفته را به ترتيب زير، كه با روز يكشنبه آغاز مي‌شود، طبق سيارات هفت‌گانه نام‌گذاري مي‌كردند: روز خورشيد، روز ماه، روز مريخ، روز عطارد، روز مشتري، روز زهره و روز زحل. روميان، مصريان، هنديان و غيره از همين اسامي استفاده مي‌كردند و در هندوستان، اسامي رسمي روزهاي هفته هنوز همين اسامي هستند. در زبان انگليسي روزهاي شنبه، يكشنبه و دوشنبه به ترتيب Saturday، Sunday، Monday ناميده مي‌شوند كه باقي‌ مانده‌اي از اسامي سيارات هستند. Saturday به معني روز Saturn (زحل) است، Sunday به معني روز Sun (خورشيد) است و Monday به معني روز Moon (ماه) است. در سيستم‌هاي استرولوژي هنديان از اين روزهاي هفته استفاده مي‌شود و كاربردهاي گوناگوني دارند. در خيلي از زبان‌هاي ديگر چنين باقي مانده‌هاي اسامي سيارات وجود دارد.

اكثر اطلاعات زير از دايره‌المعارف‌هاي معتبر دنيا كه مربوط به *12آلمان، *14آمريكا و *13انگلستان مي‌باشد، استخراج شده‌اند. عصر استرونومي كلاسيكي با فعاليت‌هاي اودوكسوس (Eudoxus) و ديگران در حدود قرن چهارم قبل از ميلاد آغاز شد. ولي يك استرونومي قديم‌تر كه كار اصلي آن تقسيم‌بندي ستارگان به صورت فلكي بود وجود داشت. طبق نظر بطلميوس (Ptolemy) كه تا قرون وسطي بزرگترين مرجع استرونومي بود، صورت فلكي به سه مجموعه تقسيم مي‌شدند. بيست و يك صورت فلكي در نيمكره شمالي، دوازده تا در منطقه‌البروج و پانزده تا در نيمكره جنوبي. مشخص است كه بعضي از صور فلكي هزاران سال قبل از ميلاد (در حدود زمان سليمان (Solomom)) براي يونانيان كاملاً آشنا بود. صورت‌هاي فلكي نمي‌تواند قديم‌تر از پنج هزار سال باشد، آنها بايد بين چهار هزار سال تا پنج هزار سال قديم باشند. چنين فرض مي‌شود كه چهار برج اصلي و پايه‌اي يعني حمل، سرطان، ميزان و جدي در حدود چهار هزار سال قبل از ميلاد توسط شاه رمزس (Ramses) از مصر نام‌گذاري شد.

عصر استرونومي كلاسيكي كه قبل از عصر استرونومي نوين قرار مي‌گيرد. براي حدود دو هزار سال به طول انجاميد و با بررسي‌هاي حركات سيارات كه توسط رياضيدانان اوليه يوناني صورت مي‌گرفت، آغاز شد. اودوكسوس از كنيدوس (355- 408 قبل از ميلاد) و هيپارچوس Hipparchus كه دو قرن بعد مي‌زيست جزو اسامي بزرگ آن دوره است. استرونومي در آغاز عصر كلاسيكي با سرعت پيش مي‌رفت. دانشگاه بزرگ آلكساندريا Alexandria كه در حدود 300 سال قبل از ميلاد تأسيس گرديد، مركز استرونومي بود و چنين گفته مي‌شود كه به علت استرولوژي، از زمان بطلميوس (Claudius Ptolemy) تا قرون وسطي، رشد سريع استرونومي متوقف گرديد و زيا ثمربخش نبود.

بعضي‌ها مانند شلگل (Schlegel) مدعي هستند كه در چين، استرونومي به 17000 سال قبل از ميلاد برمي‌گردد. اين حقيقت كه خورشيد ثابت است و اين زمين است كه حركت مي‌كند، براي فيثاغورث در سال 700 قبل از ميلاد و براي افلاطون در سال 400 قبل از ميلاد شناخته بود.

اريستارچوس سامس Aristarchus of Samos (230- 310 قبل از ميلاد) به‌عنوان كپرنيك باستاني معروف است؛ زيرا او در زمان خود، همان نظريه را  ارائه كرد كه كوپرنيك حدود 1800 سال بعد ارائه كرده بود يعني اين‌كه خورشيد در مركز منظومه قرار مي‌گيرد و سيارات همراه با زمين دور خورشيد حركت مي‌كنند. خيلي‌ها مي‌گويند كه نظريه كوپرنيك باعث شد كه استرولوژي ضعيف شود ولي در حقيقت هيچ دليلي وجود ندارد كه نظريه كوپرنيك تأثيري بر استرولوژي بگذارد؛ زيرا استرولوژي هميشه بر حسب «زمين مركزي» به‌كار گرفته مي‌شود، يعني كره زمين هميشه به‌عنوان مركز قرار مي‌گيرد و همه حركت سيارات از ديدگاه زمين مورد استفاده قرار مي‌گيرند. براي استرولوژي هيچ اهميتي ندارد كه خورشيد در حقيقت مركز باشد يا زمين، چون در هر صورت اجباراً بايد زمين را به‌عنوان مركز قرار دهد زيرا انسان‌ها بر روي زمين زندگي مي‌كنند و حركات سيارات بايد نسبت به زمين سنجيده شوند. آثار علمي بطلميوس به نام املگست Amalgest تا قرون وسطي كامل‌ترين شرح آسمان و حركات سيارات بود و در روزگار خلافت منصور، أبويحيي البُطريق، «كتاب الأربع مقالات» بطلميوس را در صناعت احكام نجوم به عربي ترجمه كرد. نام يوناني اين كتاب تترابيبلوس Tetrabiblos، يعني تنظيم يافته به صورت چهار كتاب است و از مشهورترين تأليفات در اين فن است. در قرون وسطي آن را به لاتين چهار پاره Quaidripartitum ناميدند. در اين كتاب، بطلميوس منظومه‌اي  ارائه داشت كه در آن كره زمين به‌عنوان مركز قرار مي‌گرفت.

در واقع كشف سه سياره جديد اورانوس، نپتون و پلوتون براي استرولوژي يك رويداد مهمتري بود تا نظريه منظومه شمسي كوپرنيك، زيرا اين علم با يك چيز جديدي مواجه شد كه مي‌بايست داراي اهميت زيادي باشد. علت اين اهميت اين است كه همه قوانين و فلسفه استرولوژي بر حسب هفت سياره ساخته شده و اين سه سياره جديد يك نوع تهديدي براي اين علم بود. ولي سرانجام اغلب منجمين غربي با اين سه سياره جديد سازگاري پيدا كردند و قوانين قديم خود را توسعه دادند تا اين سه سياره هم به‌كار گرفته شوند. برخلاف منجمين غربي، اكثر منجمين شرقي بخصوص منجمين ارتدكس حاضر نيستند وجود اين سه سياره جديد را قبول كنند و آنها را به‌كار گيرند. علت اين رفتار اين است كه براي اين منجمين، قوانين استرولوژي جنبه تقدس دارد؛ زيرا اين قوانين از زمان‌هاي بسيار دور به‌دست آمده‌اند و آنهايي كه اين قوانين را وضع كرده جزو مقدس‌ترين انسان‌ها به‌‌شمار مي‌آمدند و دانش آنها را نمي‌توان زير سؤال برد. منجمين ارتدكس اين‌طوري فكر مي‌كنند كه اگر اين سه سياره جديد واقعاً مهم مي‌بودند، در اين صورت پيغمبران آنها حتماً به اين سيارات اشاره مي‌كردند.

امروزه استرولوژي نفوذ خود را بر جامعه نسبت به گذشته خيلي بيشتر از دست داده است. در زمان‌هاي گذشته، استرولوژي نفوذ بسيار قوي بر جامعه داشت. منجمين داراي قدرت و نفوذ فوق‌العاده بودند. مشكل مي‌توان تشخيص داد كه نفوذ آنها واقعاً به علت توانايي آنها بود يا به علت ناداني مردم. مثلاً پيش‌بيني يك خسوف يا كسوف براي يك منجم كار ساده‌اي است ولي براي مردمان عادي چنين پيشگويي‌ها بسيار به معجزه شباهت داشت و باعث مي‌شد مردم حرف‌هاي منجمان را باور كنند و منجمين مي‌توانستند به راحتي از نفوذ خود سوءاستفاده كنند كه خيلي‌ها هم مي‌كردند. در هر صورت عوامل قدرت، ثروت و غيره عوامل مهمي بودند و هستند كه باعث شدندن اين علم چهره حقيقي خود را از دست بدهد و به‌عنوان خرافات تلقي شود.

با وجود اين‌كه استرولوژي بسيار بحث‌انگيز است و از طرف دنياي علم مورد قبول قرار نگرفته است و كم و بيش به‌عنوان خرافات و يك "علم كاذب(pseudo science) " تلقي مي‌شود، با اين حال اين علم مورد يك تحقيق و بررسي عميق و همه‌جانبه جهت مشخص كردن صحت اين ادعاها قرار نگرفته است. آنهايي كه به راحتي استرولوژي را به عنوان خرافات رد مي‌كنند، مطمئناً عمرخود  صرف نكرده‌اند تا در اين مورد تحقيق كنند. البته اكثر آنهايي كه از استرولوژي طرفداري مي‌كنند كم و بيش مانند افراد فوق هستند و اعتقاد آنها بر اساس يك اعتقاد دروني است و نه بر اساس تجربه و تحقيق.

فصل اول

اين فصل براي كار عملي يعني تفسير تقويم‌هاي گرافيكي ضروري نيست و خواننده مي‌تواند با فصل بعدي شروع كند. پايه و اصول علمي كه بر روي آن رابطه‌اي بين حركات سيارات و رويدادهاي زميني برقرار مي‌شود در اين فصل  ارائه مي‌شود و به‌طور كلي توضيح داده مي‌شود كه استرولوژي چيست. اطلاعات علمي و عمومي و غيرتخصصي درباره نجوم كه مربوط به ساختار تقويم‌ها هستند، نيز در اين فصل ارائه مي‌شود. به‌هرحال به خواننده توصيه مي‌شود اين فصل را مطالعه كند تا اطلاعات بهتري درباره اين تقويم‌ها كه قسمت اصلي كتاب را تشكيل مي‌دهند، بدست بياورند.

پايه و اصول ارتباط حركات سيارات با سرنوشت انسان‌ها

اصول سه گانه  اصل موازات

1- جهان يك واحد كاملاً منظم و هارمونيك  است،  كه آن را  "واقعيت كل"  مي ناميم.

2- اين واقعيت كل  را به دو واحد فرعي مثبت و منفي تقسيم مي كنيم كه در نتيجه، امكان ايجاد واحدهاي فرعي  بينهايتي  بوجود خواهد آمد كه همه آنها با هم رابطه هارمونيكي دارند. اين واحدهاي فرعي را "واقعيتهاي فرعي"  مي ناميم.

3- به دليل وجود اين رابطه هارمونيك ما ميتوانيم از نظم و هارموني هر واقعيت فرعي به عنوان مرجع براي تجزيه و تحليل  و استنتاج در مورد ديگر واقعيتهاي فرعي استفاده كنيم. اين اصل  را "رابطه  موازات" مي ناميم.

 

بنابر اصل فوق مي‌توانيم منظومه شمسي و حركات سيارات را به‌عنوان يك واحد فرعي و بنابراين يك سيستم مرجع براي تشخيص تغييرات در فعاليت‌هاي زميني (واحد فرعي ديگر) استفاده كنيم. استفاده از منظومه شمسي به‌عنوان يك سيستم مرجع، به اين دليل مناسب است كه تغييرات اين سيستم در حركات سيارات منعكس مي‌شود و براي هر زماني كه مورد نياز است، قابل محاسبه و پيش‌بيني است. گرچه مي‌توانستيم مثلاً تغييرات فعاليت يك موجود زنده را به‌عنوان سيستم مرجع قرار دهيم.

آن چيزي كه اصول فوق مي‌گويند اين است كه نظم طبيعت به قدري كامل است و همه پديده‌ها به‌گونه‌اي با يكديگر در ارتباطند كه از يك پديده مي‌توان به پديدة ديگر پي برد. پس اينجا ادعا نمي‌شود كه سيارات داراي قدرت و نفوذ مرموزي هستند كه بر انسان‌ها و هر چيز ديگر اثر مي‌گذارند. شايد چنين نفوذي وجود داشته باشد ولي اين براي ما اهميت ندارد، زيرا براي ما فقط  نظم  داراي اهميت است. بنابر اصول فوق مي‌توانيم مثلاً روند رشد يك درخت را به‌عنوان مرجع قرار دهيم و از اين طريق به روند زندگي خود يا كسي ديگر پي ببريم و با دقت فوق‌العاده زياد چيزي پيشگويي كنيم. افرادي هستند كه مثلاً از كف دست يا صورت انسان يا ته فنجان قهوه به‌عنوان مرجع استفاده مي‌كنند؛ برخي از نشانه‌هاي طبيعت مانند پرواز پرنده‌ها، صداي حيوانات، باد و ابرها و نور و رنگ‌ها و غيره استفاده مي‌كنند. منظور اين نيست كه پيشگويي اين افراد بايد حتماً درست باشد، منظور اين است كه همه اين روش‌ها در اصل و تئوري اگر بر اساس علم صحيح باشند مي‌توانند درست باشند و ما نبايد در قضاوت عجله كنيم و چنين ادعاهايي را به‌عنوان دروغ يا خرافات تلقي كنيم. ولي احتياط حتماً ضروري است؛ زيرا معلوم نيست كه اين روش‌ها تا چه حدي بر اساس علم صحيح است.

هر وقت در اين كتاب از عبارت «اثر سيارات» استفاده مي‌شود به اين معني نيست كه به يك ارتباط «علت و معلول» بين سيارات و انسان‌ها اشاره مي‌شود. شايد چنين ارتباط وجود داشته باشد ولي اين براي ما مهم نيست؛ زيرا ما فقط با نظم سر و كار داريم، نظمي كه بين همه چيزها در عالم وجود دارد. ما طبق اصولي كه در فوق آمده است از نظم منظومه شمسي جهت پي بردن به نظم روند زندگي استفاده مي‌كنيم. از اين‌رو استفاده از عبارت «اثر سيارات» تنها به علت راحتي بيان است و خواننده نبايد مفهوم ديگري برداشت كند.

استرولوژي يا طالع‌بيني چيست؟

امروزه استرولوژي كه در شرق و غرب مورد استفاده قرار مي‌گيرد و داراي سيستم‌هاي گوناگوني است به‌صورت يك دانش پيچيده‌اي درآمده است و داراي رشته‌هاي مختلف است. در اين بخش بدون اين‌كه اعتقاد شخصي خود را ارائه دهم يك شرح عيني از رشته‌هاي مختلف استرولوژي ارائه مي‌كنم.

استرولوژي ادعا مي‌كند كه هيچ سؤالي وجود ندارد كه پاسخ آن از طريق اين دانش امكان‌پذير نباشد. يك رشته از استرولوژي با Natal Horoscope يا «زايچه يا طالع تولد» سر و كار دارد. اين زايچه يا طالع، جدولي از آسمان است كه براي روز و ساعت تولد حساب و رسم مي‌شود و موقعيت سيارات در منطقه‌البروج را نشان مي‌دهد. به‌طور كلي چنين جدولي Horoscope يا زايچه يا طالع ناميده مي‌شود. با اين جدول هر نوع اطلاعاتي قابل دسترسي است. مثلاً ادعا مي‌شود كه اين جدول وضعيت فيزيكي نوزاد بعد از تولد را نشان مي‌دهد: مثلاً سر نوزاد در كدام طرف قرار گرفته بود، غرب، شرق، جنوب يا شمال؟؛ چند نفر هنگامك تولد در اتاق حاضر بوده‌اند؟؛ آنها مرد يا زن يا هر دو بوده‌اند؟؛ وضعيت اتاق چطور بود؟؛ خانه بود يا بيمارستان؟؛ صاحب اتاق چه نوع فردي بود و هنگام تولد بچه چه چيزهايي در جيبش بود؟؛ صاحب اتاق چند تا بچه دارد؟؛ مادر صاحب اتاق چه نوع آدمي است؟؛ از چه بيماري‌هايي رنج مي‌برد؟؛ اين نوزاد در آينده چطور معاش زندگي خود را فراهم مي‌كند؟؛ چه نوع آدمي مي‌شود؟؛ مادر همسر آينده او چه‌جور آدمي است؟ و سؤال‌هاي فوق نشان مي‌دهند كه حتي به جزييات هم مي‌توان پاسخ داد. با وجود اين‌كه گفته مي‌شود كه استرولوژي يك علم است ولي خيلي‌ها بر اين عقيده هستند كه براي پيشگويي صحيح،‌ منجم بايد داراي اخلاق پاك و قدرت و اشراق دروني باشد.

يك رشته ديگر Horary Astrology «طالع‌بيني ساعتي» ناميده مي‌شود. اينجا يك زايچه يا طالع (Horoscope) براي روز و ساعت پرسش يك سؤال خاصي رسم مي‌شود. مثلاً كسي مي‌پرسد كه چه كسي پول من را دزديده است؟ منجم براي لحظه سؤال، يك زايچه يا طالع رسم مي‌كند و از طريق موقعيت سيارات جواب سؤال را مي‌دهد و ادعا مي‌كند كه حتي به كوچكترين جزييات مي‌توان پاسخ داد. با كمك اين طالع، منجم مي‌تواند بفهمد كه چه سؤالي در ذهن سؤال‌كننده وجود دارد بدون اين‌كه طرف سؤال كند. با اين طالع مي‌توان فهميد كه دزد چه كسي است؛ پول كجا است؛ آيا دزد مرد يا زن است؛ آيا دزد يك غريبه يا آشناست؛ بعد از دزدي، دزد به كدام طرف رفت، شرق، غرب، جنوب يا شمال؛ آيا دزد پول را خرج كرده؛ آيا امكان پس گرفتن پول يا پيدا كردن دزد وجود دارد؛ دزد چه كاره است؟؛ چند تا بچه دارد و غيره. اين طالع را مي‌توان در واقع استفاده كرد براي پيشگويي كل آينده و گذشته سؤال‌كننده و دزد. يكي از منجمين هند به اسم پانديت كريشنامورتي و پيروان او ادعا مي‌كنند كه آنها مي‌توانند با سيستم نوين و پيشرفته خود، رويدادها را تا دقيقه و حتي ثانيه پيشگويي كنند. براي تحقيق در اين زمينه آنها از سؤال‌هايي استفاده مي‌كنند كه نتيجه آن را بتوان زود بررسي كرد، مثلاً هنگام قطع برق آنها مي‌پرسند كه برق در چه لحظه‌اي برخواهد گشت و لحظه برگشت برق را يادداشت مي‌كنند و بر اساس لحظه سؤال، اين را مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌دهند. به علت اين‌كه اين نوع رويدادها در عرض چند ساعت روي مي‌دهند اينجا چرخش وضعي 24 ساعته كره زمين نسبت به ستارگان را مورد توجه قرار مي‌دهند.

يك رشته ديگر، «Selectional Astrology» استرولوژي براي اختيار ايام  ناميده مي‌شود. از اين رشته استفاده مي‌شود براي تعيين يك زمان مناسب براي آغاز كردن يك كار خاص، زيرا اگر يك كار در زمان مناسبي آغاز شود، نتيجه آن كار موفقيت‌آميز خواهد بود. در هندوستان اين جزو وظايف مذهبي است كه براي ساخت يك معبد جديد يا نصب يك مجسمه مقدس، يك زمان فرخنده كه توسط موقعيت سيارات تعيين مي‌شود انتخاب شود. در هند كه استرولوژي در امور زندگي روزمره و حتي امور سياست دولت نفوذ زيادي دارد از رشته فوق بسيار استفاده مي‌شود. اگر كسي مي‌خواهد به مسافرت برود يا ازدواج كند، يا شركتي تأسيس كند، خانه‌اي بسازد، چيزي بخرد، زمين را كشت كند يا حتي لباس جديد بپوشد يا موي سر را اصلاح كند يا هر كار ديگر، اين رشته استرولوژي،‌ زمان مناسبي براي آغاز اين كار را ارائه مي‌دهد. به‌عنوان نمونه در ارتباط با اين رشته، وقتي‌كه در سال 1947 هندوستان استقلال خو را از بند انگلستان به دست آورد قرار بود كه آغاز استقلال و انتقال قدرت رسماً رأس ساعت 12 ظهر صورت بگيرد، ولي به علت فشار منجمين هندي ساعت 12 ظهر به ساعت 12 شب تغيير يافت؛ زيرا منجمين بر اين عقيده بودند كه ساعت 12 ظهر آن روز، زمان مناسبي براي چنين كاري نيست.

نمونه ديگري در ارتباط با اين رشته مربوط به آغاز ساختن شهر بغداد در سال 145/762 مي‌باشد. اين نمونه از كتاب «تاريخ نجوم اسلامي»  اقتباس شده كرلو الفونسونلينو استاد دانشگاه مصر و دانشگاه پالرمو ايتاليا و قسمت زير رونوشتي از اين كتاب است:

چون منصور در سال 145/762 ساختن شهر بغداد آغاز كرد «شالوده شهر را در وقتي ريخت كه نوبخت منجم و ماشاءالله بن ساريه اختيار كرده بودند» و اينكه (ص 241) كساني كه نقشه شهر را ريختند اين كار را «با حضور نوبخت و ابراهيم بن محمد  الفزاري و الطبري  كه منجم و حسابگر بودند»به انجام رسانيدند. و نيز بيروني در الاثار الباقيه» ص 270 تا ص 271 آورده است كه آغاز بنا در روز بيست و سوم ماه تموز سال 1074 پس از اسكندر  بوده و نوبخت وقت مناسب را اختيار كرده بوده است. سپس بيروني نوشته است كه هيئت فلك در آن وقت به ين صورت بوده است.

اين شكل نمايندة همان چيزي است كه منجمان آن را النصبه الفلكيه مي‌ناميدند و بنابر طولهاي مواضع خورشيد و ماه و دو عقدة فلك قمر (يعني رأس و ذنب) و كواكب پنجگانه سرگردان در وقت تاسيس بغداد تهيه شده است. طولها با حروف جمل نموده شده كه رسم علماي نجوم و رياضيات در نوشتن جداول و زيجهاي خود بوده است. مثلاً از شكل برمي‌آيد كه برج طالع برج قوس بوده است، و اينكه زحل در كوم (يعني 26 درجه و 40 دقيقه) از برج حمل قرار داشته و در اين وقت حركت رجوعي داشته است، و ديگر اينكه زهره در كط (يعني 29 درجه و صفر دقيقه) از برج جوزا بوده است، الخ.

پايان رونويسي

شكل جدول فوق، شكلي است كه هنوز در هندوستان استفاده مي‌شود. اين جدول شكل دايره‌اي دايره‌البروج را به شكل مربع نشان مي‌دهد و فايده آن اين است كه راحت‌تر كشيده مي‌شود و هم بعضي از خصوصيت خانه‌ها را برجسته‌تر مي‌كند. خانه اول هميشه با برج طالع آغاز مي‌شود كه در اين صورت برج قوس است. برج طالع آن قسمتي از آسمان است كه در مشرق طلوع مي‌كند. در طي 24 ساعت همه برجها يك بار طلوع مي‌كند (غير از مناطق قطبي). وقتيكه شالوده شهر بغداد را ريختند در همان ساعت و دقيقه برج قوس همراه با سياره مشتري طلوع كرده بود. به علت اينكه سياره مشتري به عنوان بهترين سياره و معروف به سعد اكبر است و زمان طلوع آن ساعت پرشگوني است، ساختن شهر را در آن لحظه آغاز كردند. از انجايي كه خانه اول، چهارم، هفتم و دهم به عنوان مهمترين خانه‌ها شناخته هستند اين چهار خانه در اين شكل به طور برجسته‌تر نسبت به خانه‌هاي ديگر نمايان هستند.

شاخه ديگري از استرولوژي Medical Astrodogy «استرولوژي پزشكي» ناميده مي‌شود. اين شاخه با بيماريها، تشخيص و درمان سر و كار دارد. نمونه‌اي از سؤالهايي كه منجم به آن مي‌پردازد به قرار زير است: فرد از چه نوع بيماري رنج مي‌برد؟، بيماري در كجاي بدن قرار گرفته است؟، علت بروز بيماري چه بوده است؟، چطور مي‌توان اين بيماري را درمان كرد؟، آيا فرد بيمار دوباره سالم مي‌شود؟، بعد از چه مدتي بيمار سالم مي‌شود؟، و سؤالهايي از اين قبيل، گفته مي‌شود كه براي به كار گرفتن اين شاخه، منجم بايد به اندازه كافي درباره آناتومي و پزشكي اطلاعات داشته باشد. با تعريف فوق، يك ديد كلي درباره رشته‌هاي مختلف استرولوژي ارائه شده است. حال براي اينكه خواننده هم يك ديد كلي درباره روش‌هاي مختلف استرولوژي داشته باشد، به طور مختصر مهمترين روشها شرح داده مي‌شود.

در اصل استرولوژي بر يك سيستمي بنا شده است كه در اين سيستم جايي، براي سياره اورانوس، نپتون و پلوتون كه در اين قرن و قرن اخير كشف شده‌اند وجود ندارد زيرا در قديم از وجود اين سه سياره بي‌اطلاع بوده‌اند. مهمترين عوامل در استرولوژي عبارتند از 12 برج، 12 خانه و سيارات. هر برجي داراي يك سياره به عنوان صاحب برج مي‌باشد و موقعيت اين صاحب مي‌تواند خصوصيات يك برج را تغيير دهد. عامل مهم ديگر، موقعيت سيارات نسبت به يكديگر است فقط اورانوس، نپتون و پلوتو به علت اينكه تازه وارد هستند صاحب برجي نيستند. هر خانه و هر سياره يك ويژگي خاصي دارد، در واقع هر چيزي كه در عالم وجود دارد بين اين 12 خانه و سيارات تقسيم شده است. مثلاً خانه چهارم نشانگر مادر است و همه اطلاعات درباره مادر با توجه به اين خانه چهارم به دست مي‌آيد. خانه اول از آن برجي آغاز مي‌شود كه هنگام ساعت تولد، در افق شرق در حالت طلوع باشد و اين برج را برج طالع مي‌نامند. وقتيكه خانه اول مشخص شد، خانه‌هاي ديگر هم مشخص مي‌شوند. به علت اينكه هر برج صاحبي دارد آن صاحب هم صاحب آن خانه‌اي مي‌شود كه مربوط به آن برج است. مثلاً اگر برج ميزان خانه چهارم باشد، سياره زهره كه صاحب برج ميزان است، صاحب خانه چهارم مي‌شود. هر سياره با سياره‌هاي ديگر يك رابطه خاصي دارد. يك سياره مي‌تواند دوست، دشمن يا خنثي باشد. مثلاً خورشيد و زحل دشمن همديگر هستند ولي زحل و زهره دوست همديگر مي‌باشند. هنديان به اين رابطه توجه زيادي قائل مي‌شوند ولي در سيستم غربي‌ها موقعيت هندسي سيارات نسبت به يكديگر تعيين مي‌كند كه آيا دو سياره در رابطه خوبي يا بدي هستند. مثلاً فاصله‌اي زاويه‌اي 120 درجه بين دو سياره باعث مي‌شود كه اين دو سياره در رابطه خوبي با هم باشند، يا فاصله 90 درجه، فاصله بدي است و باعث مي‌شود كه اين دو سياره اثر بدي نشان دهند. مثلاً اگر صاحب خانه چهارم كه نشانگر مادر است در موقعيت بدي قرار بگيرد در اين صورت منجم مي‌گويد كه ما در موقعيت بدي قرار مي‌گيرد و با توجه به موقعيت صاحب خانه چهارم، منجم مي‌تواند بفهمد كه اين موقعيت بد در ارتباط با چه چيزي است. براي تفسير موقعيت سيارات هنگام تولد، روشهاي بسيار زيادي وجود دارد كه حتي شرح مختصر آنها خارج از حجم اين كتاب مي‌باشد.

براي تعيين زمان وقوع يك رويداد نيز از روش‌هاي خيلي زيادي استفاده مي‌شود و خيلي از اين روشها ارتباط مستقيم با حركات سيارات ندارند. اكثر اين سيستم‌ها توجه خاصي براي كره ماه قايل مي‌شوند. غربي‌ها از روش Moon Progression «پيشروي كره ماه» استفاده مي‌كنند. در اين روش، كره ماه از موقعيت تولد براي هر سال يك درجه به جلو حركت داده مي‌شود و موقعيت جديد را نسبت به موقعيت سيارات ديگر كه ثابت مي‌مانند مورد مطالعه قرار مي‌دهند. اگر مي‌خواهند بدانند در سن 30 سالگي چه چيزي روي خواهد داد، كره ماه را به 30 درجه جلوتر مي‌برند و آن موقعيت را تجزيه و تحليل مي‌كنند. هنديان از اين روش استفاده نمي‌كنند ولي آنها هم از كره ماه استفاده مي‌كنند. آنها دايره‌البروج را به 27 صورت فلكي تقسيم كرده‌اند كه «خانه‌هاي كره ماه» ناميده*6-5 مي‌شوند؛ زيرا كره ماه براي يك روز در يكي از اين خانه‌ها مي‌ماند. مانند برج‌ها اين خانه‌هاي كره ماه هم داراي صاحبي هستند.

هنگام تولد، موقعيت كره ماه كه در يكي از اين خانه‌هاي ماه قرار گرفته است، يادداشت مي‌شود و طبق سيستم Maha Dasas «دورهاي بزرگ» تفسير مي‌شود. در اين سيستم هر سياره داراي يك دوره خاصي است، مثلاً زهره يك دوره 20 ساله، مريخ 7 ساله، مشتري 16 ساله و غيره دارد. هر كدام از اين دوره‌ها، به دوره‌هاي فرعي تقسيم شده‌اند كه مربوط به يكي از سيارات مي‌شود. به اين ترتيب يك انسان طبق موقعيت كره ماه هنگام تولد مي‌تواند مثلاً در سن ده‌سالگي در دوره بزرگ مشتري باشد و در دوره فرعي مثلاً زحل و اين دوره طبق موقعيت مشتري و زحل هنگام تولد تفسير مي‌شود. دليل اين‌كه چرا دوره بزرگ مشتري 16 سال است يا دوره زهره 20 سال، زياد مشخص نيست ولي هنديان اعتقاد زيادي به اين دوره‌ها دارند؛ در واقع سيستم‌هاي ديگري وجود دارد كه در آن، دوره مشتري يا زهره داراي رقم ديگري است.

روش ديگري كه براي تعيين وقوع رويدادها استفاده مي‌شود عبارت است از Gochara (يا Transit به زبان انگليسي) «عبور سيارات». در اين روش از حركت حقيقي سيارات استفاده مي‌شود و موقعيت سيارات نسبت به موقعيت خورشيد هنگام تولد تفسير مي‌شود. هنديان به‌جاي خورشيد از موقعيت كره ماه هنگام تولد استفاده مي‌كنند. همراه با اين روش هنديان از سيستم Veda «كنترل» استفاده مي‌كنند. در اين سيستم اگر يك سياره در يك خانه خاصي باشد و سياره ديگر در يك خانه معين ديگري قرار گرفته باشد، سياره دوم مي‌تواند اثر سياره اول را باطل كند. غربي‌ها از چنين سيستمي استفاده نمي‌كنند و آنها بيشتر توجه به موقعيت سيارات از همديگر دارند كه Aspect «نظر، جنبه» ناميده مي‌شود. همان‌طور كه قبلاً به اين موضوع اشاره شد بعضي از فاصله‌هاي زاويه‌اي خوب و بعضي‌ها بد هستند. مثلاً فاصله 90 درجه بين دو سياره Square «تربيع» ناميده مي‌شود و اثر بدي دارد، فاصله 180 و 270 درجه هم جزو فاصله تربيع مي‌باشد؛ زيرا زاوية 90، 180، 270 و صفر درجه يك شكل هندسي مربع شكل را تشكيل مي‌دهند. همه فراورده‌هاي زاويه 90 درجه بد هستند. دو بار 90 مساوي 180 درجه مي‌شود و بنابراين 180 درجه بد است يا 45 درجه كه نصف 90 درجه است هم يك زاويه بدي است. زاويه‌هاي خوب عبارتنداز 120درجه و فرآورده‌هاي آن مانند 240 درجه (2×120)، يا 60درجه و غيره. در همه كشورهاي دنيا، اكثر روزنامه‌ها و مجله‌ها پيشگويي‌هاي روزانه منتشر مي‌كنند كه بيشتر مبتني بر همين روش است.

معني‌هاي سمبليك سيارات، برج‌ها و خانه‌ها كه در غرب و شرق مورد استفاده قرار مي‌گيرند، كم و بيش يكي است و داراي اختلاف نيستند. مهمترين معني‌ها در زير شرح داده مي‌شود. بايد توجه داشت كه يك شرح كامل، خارج از حجم و هدف اين كتاب است. اين معني‌ها بيشتر جنبه سمبليك دارند و ترتيب آنها داراي منطق خاصي است.

خصوصيات سمبليك سيارات

ميان همه سيارات، مشتري بهترين اثر را دارد و معروف به سعد اكبر است. زهره به‌عنوان سعد اصغر شناخته است.

بدترين سيارات، زحل، مريخ و «سيارات سايه‌اي» يعني رأس و ذنب (گروه صعودي و نزولي كره ماه) هستند. طبق باور هنديان، اثر رأس مانند زحل است و اثر دنب مانند مريخ. زحل و مريخ معروف به نحسين هستند، ولي اثر زحل نسبت به مريخ خيلي بدتر است.

خورشيد    :     Sun

صاحب برج اسد است، پدر، روح، چشم، نيروي زندگي، مرد،‌ نمايانگر سمت شرق، جنگجو،‌ فلز مس، ياقوت، لباس كلفت، مازه تلخ، موجودات چهارپا، فلزات به‌طور كلي، زرداب، رنگ فلز مس، استخوان، مسجد، كليسا، معبد، چيزهاي ثابت، وادار كردن توسط مجازات، سن 50 سالگي (در بعضي از نوشته‌ها، سن 22 سالگي)، دوره زندگي بين سن 41- 23،‌ مذكر.

كره ماه:     Moon

صاحب برج سرطان، ذهن، مادر، آب، شير، چيزهاي غير ثابت، چشم، سن 80 سالگي (در بعضي از نوشته‌ها، سن 24 سالگي)، دوره زندگي بين سن صفر تا چهار سال، مؤنث، سمت شمال غربي، مرواريد، نقره، طبقه علما، مازه نمكي، لباس نو، حشره‌ها، دنياي گياه، وادار كردن توسط پول، رنگ سفيد، رودخانه‌ها، دريا، خون و گوشت، فقط به زمان حال فكر مي‌كند، كم روح، مسافر، ماهي، كساني كه روي كشتي كار مي‌كنند يا پيام مي‌رسانند.

عطارد :     Mercury 

صاحب برج جوزا و سنبله، پسر، اعصاب، مغز، مؤنث، سمت شمال، پايين‌ترين طبقه جامعه، جيوه، زمرد سبز، مخلوطي از فلزات، مازه مخلوطي، لباسي كه قسمتي از آن تر باشد، پرنده‌ها، سن 32 سالگي، دوره زندگي بين 5 تا 14 سال، دنياي گياهان و فلزات و حيوانات به‌طور مخلوط، وادار كردن توسط ادب، رنگ سبز، كسي كه زرنگ است و داراي تلفظ واضح، حرف‌هاي دو معني، در حرف زدن و لباس پوشيدن از ديگران تقليد كردن، باهوش، شهربازي، پوست.

زهره:      Venus    

صاحب برج ثور و ميزان، مؤنث، سمت جنوب شرقي، طبقه علما، نقره، الماس، مازه ترش، لباس زيبا و قوي و زينت شده، هنر، موزيك، موجودات دو پا، دنياي حيوان‌ها (شامل انسان)،‌ وادار كردن توسط مشورت خوب، مكان‌هاي تفريح، نطفه، زن زيبا، جواهر، سن 16 سالگي (يا 25 سالگي)، دوره زندگي بين سن 15 22، رنگ‌هاي گوناگون (مانند رنگين‌كمان)، ثروت، آسايش،‌ اطاق خواب، تئاتر.

مريخ:  Mars   

صاحب برج حمل و عقرب، مذكر،‌ سمت جنوب، طبقه جنگجويان، مرجان، مس، طلا، مازه تند، لباسي كه قسمتي از آن سوزانده شده باشد، جنگ ، موجودات چهارپا، دنياي فلزات، وادار كردن از طريق مجازات، قرمز، ورزش، شجاعت، بي‌صبر، ناآرام، جايي كه آتش روشن مي‌شود، آشپزخانه، مغز استخوان، سرباز، جراح، سن 28 سالگي، دوره زندگي بين سن 42 56، بچه.

مشتري:  Jupiter  

صاحب برج قوس و حوت، سن 30 سالگي (يا 16 سالگي،‌ طبق بعضي نوشته‌ها) دوره زندگي بين سن 57 ـ 68، مذكر، سمت شمال شرقي، طبقه، علما، ياقوت زرد، طلا، مازه شيرين، لباسي كه نه كهنه و نه نو است، موجودات دو پا، دنياي حيوانات (شامل انسان)، وادار كردن از طريق مشورت خوب، رنگ زرد، دانايي، خرد، صداي قوي، بدني كه بزرگ و چاق است. جايي كه گنج است، مواد چرب، دين، معالم، رهنما، دوست، عسل، روغن، دادگاه، وزير، حقيقت، افرادي كه در دادگاه يا در كاخ شاه يا در باغ كار مي‌كنند، كساني كه با عسل، روغن يا ابريشم تجارت مي‌كنند.

زحل:            Saturn احب برج دلو و جدي، سن 100 سالگي (در بعضي از نوشته‌ها سن 36 سالگي) دوره زندگي بين سن 69 ـ 108 سال، مؤنث، سمت غرب، پايين‌ترين طبقه جامعه مخلوط با طبقه ديگر، ياقوت كبود، زرداب، آهن، مازه قابض، ناداني، لباسي كه كهنه و خراب باشد، پرنده‌ها، دنياي گياه، وادار كردن از طريق ادب، رنگ سياه، قبرستان، جاهاي كثيف، تنهايي، جايي كه طبقه پايين جامعه زندگي مي‌كند، اعصاب، رنج، بدبختي، فقر، رياضت‌كش، زحمتكش، كفر، سرگرداني، دشمن، احتياط، صبر، جديت، سكوت، تصور زياد.

*****************************************

معني سمبليك برج‌ها

حمل (برج اول)         

Aries

مريخ صاحب اين برج است، حاكم عنصر آتش، واكه‌ها، مثبت، مذكر، حركت‌پذير، شجاعت، رنگ قرمز، سطح زمين كه زير آن جواهر و فلزها هستند، جاه‌طلب، هدف‌هاي بلندپرواز، عمل سيع، توانايي اجرايي، ذهني كه پر از ايده‌ها باشد، بيش از حد خوش‌بين، متعصب، برونگرا، داراي ويژگي‌هاي خورشيد و مريخ، خورشيد در اين برج در قوي‌ترين موقعيت خود قرار گرفته است.

ثور (برج دوم) 

Taurus

زهره صاحب اين برج است، كره ماه در اين برج در قوي‌ترين موقعيت خود قرار مي‌گيرد، منفي، مؤنث، عنصر خاك، حركت‌ناپذير، رنگ سفيد، استقامت، صبر، چيزي را فراموش نمي‌كند، كُند، ثابت‌قدم، تنبل، اعتماد‌به‌نفس، وفادار، سمج، نمي‌بخشد، جنگل يا مزرعه، جايي كه داراي آب است و كشاورزها زندگي مي‌كنند، داراي همه ويژگي‌هاي كره ماه و زهره.

جوزا (برج سوم) 

Gemini

عطارد صاحب اين برج است، داراي همه ويژگي‌هاي عطارد، مثبت، حركت‌پذير و هم حركت‌ناپذير، رنگ سبز، بدون غم، هميشه سرحال، بيقرار، وفق‌پذير، باهوش، مشاور، علاقه به مسافرت، نمي‌تواند تصميم بگيرد، هميشه فكر مي‌كند، ناآرامي دروني، هيچ قانوني را نمي‌پذيرد، سريع مي‌فهمد، سخاوت، در مكان‌هايي كه هنرمندان و خواننده‌ها و زن‌هايي كه بدن خود را مي‌فروشند زندگي مي‌كنند، اتاق خواب، عنصر هوا.

سرطان (برج چهارم) 

Cancer

كره ماه صاحب اين برج است و مشتري در اين برج در قوي‌ترين موقعيت خود قرار مي‌گيرد. داراي همه ويژگي‌هاي كره ماه و مشتري، منفي، عنصر آب، مؤنث، حركت‌پذير، بيش‌ازحد احساساتي، تصورهاي ثمربخش، انعطاف‌پذير، كم‌حوصله، وفادار، بي‌صبر، خيلي خودخواه، حافظه خوب، ديپلماتيك، كشتزارهاي پر آب، مكان‌هايي كنار رودخانه‌ها كه پر از درخت و گياه باشد، مكان‌هاي پر رطوبت.

اسد (برج پنجم)   

Leo

خورشيد صاحب اين برج است، داراي همه ويژگي‌هاي خورشيد، مثبت، مذكر، حركت‌ناپذير، عنصر آتش، سخاوت، هيبت، ايمان، كم‌حرف، گرايش به چاپلوسي، انسان‌دوست، پر ذوق، عدم فكر‌هاي پست، جنگل‌هاي عظيم، كوهستان، شريف.

سنبله (برج ششم)       

Virgo

عطارد صاحب اين برج است و هم در قوي‌ترين موقعيت خود قرار مي‌گيرد، منفي، مؤنث، عنصر خاك، رنگ‌هاي گوناگون، حركت‌پذير و هم حركت‌ناپذير، تاجر خوب، كارش را كامل و تميز انجام مي‌دهد، دارو، بهداشت، باغداري، منظم، دقت بيش‌ازحد، داراي همه ويژگي‌هاي عطارد.

 ميزان (برج هفتم)    

Libra

زهره صاحب اين برج است و زحل در قوي‌ترين موقعيت خود قرار مي‌گيرد. داراي همه ويژگي‌هاي زهره، مثبت، عنصر هوا، رنگ سياه، حركت‌پذير، تعادل ذهني، توجه زيادي به جنس مخالف، سياستمدار، تصورهاي ثمربخش، كمك به ديگران، خيابان‌ها، مغازه‌ها، محل زندگي يك فرد، ثروتمند، خانه يك تاجر، بازار، مذكر

عقرب (برج هشتم) 

Scorpion

مريخ صاحب اين برج است، داراي همه ويژگي‌هاي مريخ، منفي، عنصر آب، رنگ طلايي، حركت‌ناپذير،‌ خيلي زرنگ، زحمتكش، بيش‌ازحد انتقادي، مصمم، عمل سريع، معامله خوب، عمل بدون فكر قبلي، استقلال، هيجان، سخن‌چيني، انتقام‌طلب، رك‌گو، مكان‌هايي كه داراي حفره يا سوراخ هستند و مارها زندگي مي‌كنند، زهر، مخفيگاه، مؤنث.

قوس (برج نهم)  

Sagittarius

مشتري صاحب اين برج است، مثبت، عنصر آتش، حركت‌ناپذير و هم حركت‌پذير، رنگ قهوه‌اي، شجاعت، جاه‌طلب، طماع، خوش‌بين، خستگي‌ناپذير،‌ اعتماد‌به‌نفس، نيرومند، پر ذوق، داراي نيروي زندگي زياد، جدي، اعتقاد به خدا، درست‌كردار، اقامتگاه شاه، مكان‌هايي كه در آن‌جا مراسم مذهبي اجرا مي‌شوند، مذكر.

جدي  (برج دهم)          

Capricorn

صاحب اين برج زحل است، داراي ويژگي‌هاي زحل، مريخ در اين برج در قوي‌ترين موقعيت خود قرار مي‌گيرد، منفي، عنصر خاك، حركت‌پذير، رنگ زردي كه بيشتر سفيد است، اجرا سريع، تصميم‌گيري با دقت، اعتماد‌به‌نفس، راستكار، جدي، از مسخره شده مي‌ترسد، صفت‌هاي بد عبارتند از: نادرست، متقلب، خودخواه، طمع، جنايتكار.

دلو  (برج يازدهم)          

Aquarius

صاحب اين برج زحل است، داراي همه ويژگي‌هاي زحل، مثبت،‌ عنصر هوا، حركت‌ناپذير، رنگ سفيد تير، باهوش، با احتياط و دقت، انديشمند، كند در فهميدن، حافظه قوي،‌ عدم تنگ‌نظري، رك‌گو، عدم خودخواهي، مددكار، فكرهاي نوين، محقق، سمج، گرايش به علم، مكان‌هايي كه در آن‌جا آب خشك شده است، محل زندگي پرنده‌ها و افرادي كه شراب توليد مي‌كنند يا قمار مي‌كنند، آن‌جايي كه در خانه ظروف نگهداري مي‌شود.

حوت (برج دوازدهم) 

Pises

مشتري صاحب اين برج است و زهره در قوي‌ترين موقعيت خود قرار مي‌گيرد، منفي، حركت‌پذير و هم حركت‌ناپذير، رنگ سفيد، سلامتي متوسط، معتاد، منفي، فلسفه، انديشمند، تصورات قوي، رك‌گو، كمك به ديگران، زود مي‌بخشد و كينه در دل نگه نمي‌دارد، بيش‌ازحد آزاد، سخاوتمند، عنصر آب، مكان‌هاي مذهبي و مقدس (به علت اين‌كه مشتري صاحب اين برج است)، دريا و درياچه‌ها، مكان‌هايي كه در آن‌جا علما و روحانيون زندگي مي‌كنند.

*******************************************************************

خصوصيات برج‌ها و خانه‌هاي مثبت:

اظهاركننده، مدعي، شجاع، رسا، فعال، مهاجمي، مصمم، برونگرا، بيشتر گرايش دارد كه احساسات خود را ابراز كند.

برج‌هاي مثبت عبارتند از: حمل، جوزا، اسد، ميزان، قوس، دلو

 

خصوصيات برج‌ها و خانه‌هاي منفي:

انفعال، پذيرا، دفاعي، درونگرا، بيشتر گرايش دارد كه احساسات خود را ابراز نكند.

برج‌هاي منفي عبارتند از: ثور، سرطان، سنبله، عقرب، جدي، حوت

 

خصوصيات برج‌هاي آتشي، خاكي، هوايي و آبي

آتش: (برج‌هاي حمل، اسد، قوس)

اظهاركننده، مدعي، مستقل، شجاع و پرذوق، فعال، جاه‌طلب، انرژي و زنده‌دلي، قدرت و تحرك

خاك: (برج‌هاي ثور، سنبله، جدي)

استواري، رفاه‌ مادي، ثروت، قدرت، مقام، سلامت، فكر قبل از عمل، عملي، مخفي‌كار، سمج، خوددفاعي، كند ولي ثابت‌قدم، خودش را كنترل مي‌كند، اقتصادي، استقامت.

هوا: (برج‌هاي جوزا، ميزان، دلو)

خوش‌رو و سرحال، با ادب، مهربان، توانايي ذهني خوب، فكرهاي ثمربخش، هنرمند، آگاه، تعادل ذهني و روحي.

آب: (برج‌هاي سرطان، عقرب، حوت)

فكرهاي ثمربخش، بدن ضعيف، كم ‌روح ، منفعل، پذيرا، رواني ، انديشمند، احساساتي.

 

برج‌هاي حركت‌پذير، حركت‌ناپذير، حركت‌پذير و حركت‌ناپذير

حركت‌پذير: (برج‌هاي حمل، سرطان، ميزان، جدي)

فعال، پرذوق، جاه طلب، نيرومند، پيشقدم، شهرت، اصلاح‌گرا.

حركت‌ناپذير: (برج‌هاي ثور، اسد، عقرب، دلو)

استقامت،‌ اراده قوي، مصمم، خستگي‌ناپذير، صبر، عملي، محكم.

حركت‌پذير و حركت ناپذير: (برج‌هاي جوزا، سنبله، قوس، حوت)

دوگانگي و دو رو، بي‌ثبات، انعطاف‌ناپذير، ذهني، احساساتي، لطيف، نمي‌تواند تصميم بگيرد، ناآرام، دگرگون‌شونده، داراي استعداد و ذوق، هم‌مشرب و غمخوار.

 

طبق شرح برج‌ها مي‌بينيم كه هر سياره در يك برج بخصوصي در قوي‌ترين موقعيت خود قرار مي‌گيرد. ضعيف‌ترين موقعيت يك سياره عبارت است از برجي كه دقيقاً روبه‌روي (يعني 180 درجه فاصله زاويه‌اي) آن برج قرار گرفته است. مثلاً خورشيد در برج حمل در قوي‌ترين موقعيت است و در برج ميزان در ضعيف‌ترين موقعيت. حال مي‌پردازيم به شرح خانه‌ها. خيلي از ويژگي‌هاي خانه‌ها با ويژگي‌هاي برج‌ها مشترك است.

 

خصوصيات سمبوليك 12خانه يادايرة المنازل

                                                           

خانه اول ( مثبت) :

خودِ شخص ، بدن ، دانش ، خواب، قوت ، طول عمر، زندگي، مادرِپدر، (زيرا چهارمين خانه از خانه دهم كه نشانگر پدر است )، سلامت ذهني و فيزيكي ، شكل بدن و رنگ بدن ، شهرت ، تحصيلات عالي ، پدرِ ِِ  مادر (زيرا دهمين خانه از خانه چهارم كه نشانگر مادر است )، تصميم گيري ،خانه مثبت ، اخلاق ، دين ، اعتقاد.

خانه دوم (منفي):

امور مالي، سود ،زيان ،منبع شخصي و قدرت ، سند ، مال ، سخن، چشم ، دهان ، دندان، زبان ، ناخن ، لباس ، توانايي ابزار فكر ،حافظه ، تصور ، بيني ، صورت، اعضاي خانواده ، قرض ، وام ، داراي جوهر، كساني كه تآمين آنها وابسته به شما است، اموال منقول ، معامله ، خريد و فروش .

خانه سوم (مثبت) :

برادر و خواهر ،همسايه ، ارتباط، مكاتبه با هر نوع وسيله ، حافظه ، گرايش به مطالعه ، شجاعت ،آشنايي هاي موقتي ،مسافرت كوتاه ، پيام ، اطلاعات ، استقامت ، سرگرمي هاي ذهني ،دين (زيرا اين خانه روبه روي خانه نهم كه نشانگر دين است قرار گرفته است و مكمل آن خانه مي باشد )، دست، شانه ، گردن ، سيستم عصبي.

خانه چهارم (منفي) :

مادر ، خانه و محل زندگي ، محيط زندگي، وسيله حمل ونقل ، قبر، باغ، ساختمان، امور شخصي، چيزهاي محرمانه ، زندگي مخفي ، مزرعه ها ، معدن ، قلب ، سينه  ملك ،چيزهاي قديم، دوره بچگي ،داريي هاي ارثي ، مكانهاي عمومي، كشاورزي ،كشتي ها ، چاه ، آب ، شير ، اعتماد ، تهمت ، چادر ، هنر ، ورود به خانه ،مكاني كه در آنجا چيزهاي به سرقت رفته نگهداري مي شوند ، گياهان ، غار ، درياچه ، چيزهايي كه در عمق روان و ذهن نهفته است .

خانه پنجم (مثبت) :

فرزند ، گرايش شخصي ، لذت ، جامعه ، استعداد هنري ، تفريح ، ورزش ، رابطه عاشقانه ، بازي، چيزهاي فرهنگي ، دانش عميق ، اخلاق خوب ، قمار ، تشخيص خوب و بد ، ذهن مذهبي ، فعاليت هاي مذهبي ، خرد ، ثروت فوق العاده زياد، احساس رضايت خيلي شديد ، مهماني ،روابط نا مشروع.

خانه ششم (منفي) :

بيماري ، پرستاري ،اعضاء ، كارمندها ، زير دست يا نوكر ، قرض و وام ، حيوانات خانگي، مستآجر ، دشمن، لباس ، بهداشت ، گياهان ، نتيجه خوب در مسابقه ، مانع بر سر راه يا فعاليت ، ديوانگي ، غم عميق ، جنگيدن ، زخمها ، ظلم ، كارهاي زشت ، دزدي ، زهر ، زنداني شدن ، زندان بيمارستان .                           

خانه هفتم ( مثبت ) :

همسر ، جنس مخالف، اتحاد ، ازدواج ،ارتباط آزادانه در جامعه ، خطر در زندگي ، نطفه ، گم كردن راه ، از دست دادن حافظه ،حضور شخص در جامعه بيشتر و قويتر  است ، برنده شدن در دعواي قضايي ، با كسي آشنا شدن ، طلاق ،جريمه ، قرار داد، كساني كه با آنها دادوستد مي شود ، دعواي قضايي ، شهرت ، مادر ِمادر (زيرا اين خانه چهارمين خانه از خانه چهارم است ) .

خانه هشتم (منفي ) :

ارث ، وصيت نامه ، بيمه ، مرگ ، جدايي ، خود كشي  ،  تصادف ، آتش سوزي ، چيزهايي اسرار آميز ، بدبختي ، غم ، نگراني ، محروميت ، تاخير ، نا اميدي ، شكست ، زيان ، موانع ، شهرت بد ، خطر از دشمن ، عمل نادرست ، عبور ازرودخانه ، اموال همسر ، ( زيرا اين دومين خانه از خانه هفتم است )  دزدي ، محاصره ، معده ، مادر ، ( زيرا اين پنجمين خانه از خانه چهارم است ) ، ثروت حرام ، جراحي ، قصاب ، عفونت ، تسليم ، باز زاد يا زندگي مجدد بعد از مرگ ( طبق عقايد بعضي از فرهنگها ) .

خانه نهم (مثبت) :

ايمان ، خرد ، دين ، مذهب ، بخت ، فلسفه ، عابد ، ارتودوكسي ، اشراق ،  كليساها، مسجد ها ، معبدها ، زيارت از مكانهاي مقدس ، تحقيق ، زانو ، كارهاي خير ، اختراعات ، كشفيات ، اكتشافات ، معالم ، قانون ، قضاوت ، قانوني ، رويا ، ارتباط با ارواح ، سفرهاي دور و دراز ، سفرهاي دريايي ، انتشارات كتاب (منظوركتابهاي ارزشمند است ) ، حوزه هاي قانوني ، مراسم مذهبي ، تاجگذاري .

خانه دهم ( منفي ) :

 ( خانه پدر) ، كار ، شغل ، شاه ، حكومت ، فرمان ، دولت ، اداره هاي دولتي كساني كه مقام بالاتر دارند ، قدرت ، حوادث طبيعي ، شهرت ، رفتار ، فعاليت هاي دنيوي ، پيشرفت ، ترفيع مقام ، مسووليت ، تجارت ، نوع شغل ، مادرِهمسر ، (چهارمين خانه از خانه هفتم ) ، همسرِ مادر (هفتمين خانه از خانه چهارم ) ، آسمان ، معاش زندگي ، احترام ، قرض و وام ، قسمت پا بين زانو و قوزك ، سقوط از مقام ، فعاليت فيزيكي .

 يازدهم (مثبت) :

        (خانه سود) ، سود ، دوست ، برادر و خواهر بزرگتر ، نوشتن نامه ، سند ، نامه ، مكاتبه ، مهماني ، سود بدون زحمت ، نتيجه فعاليت ، ( زيرا خانه قبلي نشانگر فعاليت است ) ،اموال پدر ، ( خانه دوم از خانه دهم ) ، قوزك ، لذت ، تفريح ، گوش چپ، پاي راست ، دست چپ ، ثروت ،آغازبخت ، آزادي از رنج و بدبختي ، ترك بيمارستان يا زندان ، دوستها ، برآوردن آرزوها ، اميد .

خانه دوازدهم ( منفي ) :

 (خانه ترك و جدايي) ، مرگ ، بيماري ، زنداني ، ورود به زندان ، بيمارستان ، زندان ، محروميت ، زيان ، تصادف ، خرج پول ، خرج نيرو ، ولخرجي ، هزينه ها ، غريب ، آن چيزي كه پشت سر يا صحنه مي گذارد، خريد ، سرمايه گذاري ، اهداء جدايي از خانواده و رفتن به جاهاي دور ، غم ، گناه ، موانع ، محدوديت ، توطئه ، فعاليت هاي مخفي ، قتل ، احساس كمبود ، رياضت كش ، حوادث و مخارج غير منتظره ، تنهايي ، عبادت عميق ، ترك دنيا ، تماس با ارواح ، ترور ، تبعيد ، تحقيقات رواني ، كارهاي اسرار آميز ، خطر از حيوانات ، كف پا ، چشم چپ ، زخم ، عصبانيت ، پايان كار يا چيز ديگر ، فشار مالي ، تيمارستان .     

**********

خصوصيات خانه‌هاي فوق فقط براي اطلاع خواننده ارائه شده تا يك ديد كلي درباره اينها بدست بياورد. خصوصيات خانه‌ها در واقع آنقدر زياد هستند كه حتي يک كتابخانه بزرگ كافي نيست همه اينها را در خود جا بدهد. علتش اين است كه كل عالم با هر چيز كه وجود دارد بين اين دوازده خانه تقسيم شده‌اند و اكثر اين خصوصيات مشتقاتي هستند كه بايد مانند جبر استنتاج شوند، زيرا از چند خصوصيت اوليه يا مادري مشتق مي‌گردند. مثلاً خانه اول نشانگر خود شخص است، خانه چهارم نشانگر مادر او و خانه دوم نشانگر پول اوست؛ اكنون مي‌توان استنتاج كرد كه خانه پنجم نشانگر پول مادر است؛ زيرا خانه پنجم، خانه دوم مادر است و الخ

بر خلاف 12 برج كه ثابت هستند، خانه‌ها متغير مي‌باشند و آغاز خانه اول مي‌تواند از هر نقطه دايره‌البروج شروع شود. به‌طور كلي خانه اول از آن نقطه آسمان آغاز مي‌شود كه هنگام ساعت و دقيقه تولد در افق شرق طلوع مي‌كند و اين نقطه را Ascendant «نقطه طلوع» مي‌نامند. در واقع واژه «طالع» مربوط به همين نقطه مي‌شود و هنديان اين نقطه را Lagna (لگنا) مي‌نامند. در ارتباط با تقسيم‌بندي دامنه هر خانه سيستم‌هاي گوناگوني وجود دارد كه در اين سيستم‌ها طبق موقعيت جغرافيايي دامنه خانه‌ها فرق خواهند كرد، يعني دامنه هر خانه به‌طور مساوي 30 درجه نمي‌باشد بلكه بعضي‌ها كمتر از 30 درجه و بعضي‌ها بيشتر از سي درجه دارند. خانه‌ها هم مي‌توانند غير از Ascendant هم از موقعيت كره ماه با خورشيد آغاز شود. استفاده از موقعيت كره ماه به‌عنوان آغاز خانه اول در هند رايج است ولي در غرب به‌ندرت مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

يك اختلاف نظر در استرولوژي كه در واقع بسيار جدي است و اعتبار اين علم را زير سؤال مي‌برد در ارتباط با همين نقطه آغاز خانه‌ها مي‌باشد. اختلاف درباره اين است كه آيا آن نقطه بايد به‌عنوان مركز خانه اول يا آغاز خانه اول به‌شمار برود؛ زيرا برخي اين نقطه (درجه طلوع يا خورشيد يا كره ماه) را به‌عنوان مركز خانه اول و برخي به‌عنوان آغاز خانه اول قرار مي‌دهند. همين اختلاف نظر هم در مورد زمان دقيق طلوع خورشيد وجود دارد. برخي مي‌گويند كه زمان دقيق طلوع خورشيد آن لحظه‌اي است كه نقطه مركز قرص خورشيد به خط افق برسد و برخي بر اين عقيده هستند كه لحظه دقيق طلوع موقعي است كه لبه قرص خورشيد به خط افق برسد. اگر دامنه خانه اول سي درجه باشد، اختلاف بين دو نظريه فوق به ميزان 15 درجه مي‌باشد و اين كافي است كه طبق روش تفسير آنها دو نتيجه و پيشگويي‌هاي مختلف بوجود بيايد.

اكنون شرح استرولوژي را به پايان مي‌رسانيم و بيشتر به مسايل نجومي مي‌پردازيم. قسمت بعدي همه نكات نجومي مهم را كه مربوط به هدف اين كتاب و ساختار تقويم‌هاي گرافيكي مي‌باشد، بدون وارد شدن به مطالب تخصصي، مورد بحث قرار خواهد داد.

Sidereal Zodiac      زودياك نجومي

«زودياك» يك لغت يوناني است به معني «اشكال حك شده» و منظور از همان منطقه‌البروج مي‌باشد و زودياك نجومي به معني منطقه‌البروجي است كه مبتني است بر ثوابت. وقتي‌كه شب به آسمان نگاه مي‌كنيم، هزاران ستاره را مي‌بينيم و به علت اين‌كه آنها ظاهراً حركت نمي‌كنند ثوابت ناميده مي‌شوند. البته آنها مانند هر چيز ديگر در عالم حركت مي‌كنند ولي چون آنها بسيار دور هستند، ثابت به ‌نظر مي‌رسند. خورشيد ما هم يك ستاره است و با سيارات خود همراه با ميليون‌ها ستاره ديگر دور نقطه مركز كهكشان ما حركت مي‌كند.

منظومه شمسي ما، مانند يك سلول، يك واحد كامل است. نزديك‌ترين همسايه‌ ما ستاره Alpha Centauri داراي يك فاصله به اندازه 4/3 (چهار مميز سه) سال نوري مي‌باشد. يك ثانيه از اين سال نوري داراي يك فاصله به اندازه سيصد هزار كيلومتر است. به‌عبارت ديگر، اگر اندازه منظومه شمسي، يك متر باشد، نزديكترين همسايه در فاصله حدود سه كيلومتر دورتر قرار خواهد گرفت.

در زمان‌هاي گذشته براي يك دستگاه مختصات سماوي، ثوابت به‌عنوان مرجع قرار مي‌گرفتند و بر حسب آنها موقعيت سياره‌ها تعيين مي‌شده‌اند. آسمان را به دوازده برج منطقه‌البروج تقسيم مي‌كنند و هر برج توسط چند ثوابت كه يك صورت فلكي تشكيل مي‌دادند تعيين مي‌شد. دايره 360 درجه‌اي منطقه‌البروج با صفر درجه در برج حمل آغاز مي‌شود و با برج حوت كه دوازدهمين برج است تمام مي‌شود. دامنه هر برج سي درجه است. موقعيت يك سياره توسط طول سماوي آن كه بين صفر درجه و 360 درجه قرار مي‌گيرد تعيين مي‌شود. امروزه ثوابت ديگر به‌عنوان مرجع قرار نمي‌گيرند و از يك مرجع ديگر كه زودياك برجي ناميده مي‌شود استفاده مي‌گردد. ولي در بعضي از كشورهاي شرقي، ثوابت به‌عنوان مرجع براي استرولوژي و مسايل مذهبي هنوز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

  Tropical Zodiac     زودياك برجي

در گذشته، بعد از مدتي منجمين متوجه شدند كه ثوابت، آن مرجع ثابتي نيست كه مي‌پنداشتند و بنابراين زودياك برجي توسعه يافت. زودياك برجي، منطقه‌البروجي است كه ديگر بر ثوابت مبتني نيست بلكه بر موقعيت مسير خورشيد نسبت به خط استواي زمين. مسير زمين دور خورشيد Ecliptic يا دايره‌البروج ناميده مي‌شود و مرجع اصلي دستگاه مختصات سماوي امروزي است. اين دايره‌البروج مانند منطقه‌البروج به 12 برج كه دامنه هر يكي از آنها سي درجه است، تقسيم مي‌شود. روزي كه خورشيد از خط استواي زمين عبور مي‌كند و به سمت شمال حركت مي‌كند، اول فروردين يا آغاز سال شمرده مي‌شود و آن قسمت از دايره‌البروج كه خورشيد در آن قرار گرفته است به‌عنوان اعتدال بهار و هم‌چنين آغاز دايره‌البروج به‌حساب مي‌آيد.

طبق شرح فوق ملاحظه مي‌شود كه دو نوع منطقه‌البروج وجود دارد كه يكي از آنها مبتني بر ثوابت و ديگري مبتني بر مسير كره زمين دور خورشيد مي‌باشد. به‌ علت اثر نيروي جاذبه خورشيد و كره ماه بر روي كره زمين يك پديده‌اي به‌نام «تقديم اعتدالين» بوجود مي‌آيد كه باعث مي‌شود اين دو منطقه‌البروج با همديگر مطابقت نداشته باشند و به‌طور تدريجي اختلاف فاصله بين اين دو زودياك بزرگتر مي‌شود و داراي پي‌آمدهاي مهمي كه اعتبار استرولوژي را زير سؤال مي‌برد مي‌باشد. درباره اين موضوع بعداً بيشتر سخن به ميان خواهيم آورد.

سيارات

منظومه شمسي ما 9  عدد سياره دارد كه داراي اهميت مي‌باشند و در ضميمه I  ذكر گرديده‌اند. البته امكان كشف سيارات جديد وجود دارد. سياره پلوتو در قرن حاضر و سياره اورانوس و نپتون در قرن قبلي كشف شده‌اند. شكل حركت سيارات دور خورشيد يك دايره كامل نيست بلكه كمي بيضي‌شكل است. سطح صفحه مدار حركت سيارات كم و بيش در يك سطح قرار گرفته‌اند طوري كه منظومه شمسي به يك نيمرو شباهت دارد، يعني زرده تخم‌مرغ جاي خورشيد را مي‌گيرد و قسمت سفيد رنگ تخم‌مرغ نشانگر سطح مدار حركت سيارات كه كم و بيش در يك سطح قرار گرفته‌اند مي‌باشد. يك نقطه‌اي كه قابل توجه است فواصل سيارات از خورشيد مي‌باشد. فواصل سيارات از خورشيد داراي يك نظمي هستند كه به‌عنوان قانون بوده (Bode’s law) معروف است. اين قانون باعث شد كه سياره نپتون كشف شود. سياره Ceres (ثرث) هم توسط اين قانون كشف شد. بين مدار مريخ و مشتري تعداد زيادي از سيارات بسيار كوچك كه سيارات صغار (Asteroid) ناميده مي‌شوند،‌ وجود دارند كه Ceres بزرگترين آنهاست. اطلاعات داشتن درباره قانون فوق كمك خوبي است كه تصوير شكل منظومه شمسي و حركت سيارات در ذهن رشد كند و اين به نوبه خود كمك خوبي است براي درك و بكارگيري ادوار سيارات كه داراي دوره‌هاي تناوبي هستند كه تابع فواصل فوق مي‌باشند.

قانون Bode از اين قرار است كه اگر يك سري اعداد با صفر و سه آغاز شود و هر عدد بعدي دو برابر عدد قبلي باشد (غير از دو عدد اول) در اين صورت سري زير بدست مي‌آيد:

صفر، 3، 6، 12، 24، 48، 96، 192 حال اگر عدد چهار را به هر كدام از اينها اضافه كنيم سري زير بدست مي‌آيد:

4، 7، 10، 16، 28، 52، 100، 196 اكنون روابط بين اعداد فوق كم و بيش مانند روابط فواصل سيارات از خورشيد مي‌باشد، اينجا فاصله كره زمين از خورشيد مقدار 10 دارد. معمولاً فاصله زمين از خورشيد به‌عنوان يك A.U. (Astronomical Unit يا واحد نجومي) به‌حساب مي‌آيد و فاصله سيارات ديگر بر حسب اين واحد نجومي ارائه مي‌گردند. در ضميمه I  رديف ششم ، فواصل سيارات بر حسب A.U. ارائه شده‌اند و اگر اين فواصل ضرب در ده شوند عددي به‌دست مي‌آيد كه خيلي نزديك به اعدادي است كه طبق قانون Bode به‌دست آمده است. در ضميمه  A1 فاصله مياني سيارات از خورشيد با نسبت واقعي نشان داده مي‌شود. در زمان آقاي Bode (بوده) در قرن هيجدهم سيارات اورانوس، نپتون، پلوتو و Ceres ناشناخته بوده‌اند. وقتي‌كه در تاريخ 13/3/1781 سياره اورانوس توسط ويليام هرشل (William Herschel) كشف شد قانون Bode اعتبار بيشتري پيدا كرد؛ زيرا فاصله اورانوس كه داراي حدود 192 فاصله زميني يا A.U. بود با عدد 196 كه طبق قانون فوق به‌دست آمد مطابقت خوبي داشت. تنها نقطه ضعف اين قانون مربوط به عدد 28 بود. عدد 28 در جايي بين مريخ و مشتري قرار گرفت كه داراي هيچ سياره‌اي نبود. ولي به علت اين‌كه طبق قانون فوق، احتمال بسيار زيادي بود كه در آن فاصله مي‌توانست يك سياره وجود داشته باشد، يك گروهي از منجمين تشكيل گرديد تا آن سياره را پيدا كنند. در تاريخ 1/1/1801 به‌طور تصادفي پياسي (Piazzi) يك شيء بسيار كوچكي كشف كرد كه بعداً معلوم شد اين يك سياره است و پياسي اسم Ceres را به آن داد و به اين ترتيب سري Bode تكميل گشت. توسط اين قانون در تاريخ 4/8/1846 سياره نپتون كشف شد ولي كشف اين سياره باعث شد كه اعتبار قانون فوق كمتر شود؛ زيرا فاصله حقيقي نپتون با فاصله تعيين شده داراي اختلاف زيادي بود. با كشف سياره پلوتو اين اختلاف حتي خيلي بيشتر شد.

به علت اين‌كه مسير سيارات دور خورشيد بيضي‌شكل است سرعت حركت سيارات يكنواخت نيستند. وقتي‌كه سياره دور از خورشيد باشد سرعت دوراني سياره كمتر مي‌شود و اگر به خورشيد نزديك شود، سرعت سياره افزايش مي‌يابد. در مسير هر سياره يك نقطه وجود دارد كه در آنجا سياره در نزديك‌ترين موقعيت خود به خورشيد است. 180 درجه روبه‌روي نقطه فوق، سياره در دورترين نقطه از خورشيد است و سرعت سياره به كمترين حد مي‌رسد. در ضميمه I  رديف چهرم نزديكترين نقطه مسير سيارات به خورشيد كه «طول خصيص» ناميده مي‌شود فهرست شده است. مثلاً طول خصيص مشتري در برج اول (حمل) قرار گرفته است و بنابراين مشتري از برج دوازدهم، اول و دوم سريعتر عبور مي‌كند و از برج هشتم،‌ هفتم و هشتم كندتر عبور مي‌كند.

براي تعيين موقعيت دقيق يك سياره غير از فاصله فضايي سياره، نيز به طول و عرض نياز است. براي تعيين موقعيت يك مكان بر روي سطح كره زمين ما تنها به دو مختصات طول و عرض جغرافيايي نياز داريم. ولي براي يك سياره كه در فضا معلق است سه مختصات لازم است. عرض يك سياره، نسبت به سطح صفحه مدار كره زمين تعيين مي‌گردد. سطح حركت زمين دور خورشيد، به‌عنوان مرجع قرار گرفته است و نسبت به اين مرجع، سطح حركت سيارات كمي فرق مي‌كنند (مثال نيمرو تخم‌مرغ را به ياد بياوريد) و Inclination (تمايل) ناميده مي‌شود و اين تمايل همان عرض سماوي سياره است. مانند عرض جغرافيايي،‌ عرض سماوي نيز مي‌تواند شمالي يا جنوبي باشد. تمايل مدار سيارات نسبت به كره زمين خيلي كم است و در ضميمه I  رديف هفتم  ارائه گرديده است. فقط تمايل عطارد و پلوتو نسبت به سيارات ديگر بيشتر است.

طول سماوي سيارات از صفر درجه تا 360 درجه در امتداد دايره‌البروج حساب مي‌شود. منطقه‌البروج در واقع همين قسمتي از آسمان است كه شكل آن مانند يك كمربند باريك است و توسط طول و عرض سيارات محدود شده است. سيارات فقط در محدوده همين كمربند حركت مي‌كنند. براي تفسير تقويم‌ها ما فقط از طول سماوي سيارات استفاده مي‌كنيم. دوازده برج منطقه‌البروج نشانگر طول سماوي است و يك سياره بايد اجباراً در يكي از اين بر‌ج‌ها قرار بگيرد. برج‌هايي كه نسبت به يكديگر داراي 120 درجه هستند يك شكل مثلث هندسي را تشكيل مي‌دهند (به ضميمه B مراجعه شود). بنابراين ما چهار مثلث داريم و هر مثلث از سه برج تشكيل مي‌گردد. براي اين‌كه چهار مثلث خوب تشخيص داده شوند از چهار نوع رنگ استفاده شده است و براي هر مثلث يك رنگ خاصي انتخاب گرديد.

منظومه شمسي از ديدگاه خورشيد، «خورشيد مركزي» (Heliocentric) و از ديدگاه زمين «زمين مركزي» (Geocentric) ناميده مي‌شود. شكل شماره 6  ديدگاه زمين مركزي را  ارائه مي‌دهد. از ديدگاه زمين مركزي، حركت سيارات نسبت به خورشيد مركزي كمي فرق مي‌كند. سيارات عطارد ، زهره ، زمين و مريخ  «سيارات داخلي» (inner planets) ناميده مي‌شوند. همه سيارات ديگر «سيارات خارجي» (outer planets) ناميده مي‌شوند. اگر يك ناظر بر روي زمين براي يك سال تمام، حركت سيارات خارجي و مريخ  را مشاهده كند مي‌بيند كه در زمان بخصوصي سرعت دوراني يك سياره به تدريج آهسته‌تر مي‌شود تا به‌كلي بايستد و سپس تدريجاً به سمت عقب حركت كند و بعد از مدتي دوباره بايستد و مجدداً به سمت جلو حركت كند. اين پديده كه به علت حركت دوراني خود كره زمين كه ناظر بر روي آن قرار گرفته است، حركت رجعي (retrogression) ناميده مي‌شود. اين پديده تنها به علت يك اختلاف در زاويه ديد ناظر بوجود مي‌آيد. هر وقت سياره حدود 120 درجه نسبت به خورشيد جلوتر باشد اين پديده آغاز مي‌شود و وقتي‌كه اين فاصله به حدود 240 درجه برسد به پايان مي‌رسد. به‌عبارت ديگر، در مورد سيارات خارجي، هر وقت سياره در روبه‌روي خورشيد قرار بگيرد سياره در حالت حركت رجعي است و در آن هنگام به بالاترين حد سرعت حركت رجعي مي‌رسد و برعكس اگر سياره در تقارن با خورشيد باشد و نه روبه‌روي خورشيد، سياره داراي حداكثر سرعت جلو رونده مي‌باشد.

در مورد سيارات عطارد  و  زهره ، حركت رجعي با مقارنة تحتاني (inferior conjunction) آنها مطابقت دارد. هر وقت عطارد يا زهره در مقارنه با خورشيد باشند و سياره بين خورشيد و زمين (يعني جلو خورشيد) قرار گرفته باشد، اين مقارنة تحتاني ناميده مي‌شود و در آن هنگام حركت رجعي سياره در سرعت حداكثر مي‌باشد. اگر هنگام مقارنه، سياره پشت خورشيد باشد، مقارنه فوقاني (يا علوي) (superior conjunction) ناميده مي‌شود و سياره در حداكثر سرعت جلورونده خود مي‌باشد.

همان‌طور كه قبلاً ذكر شد، زودياك برجي مبتني بر مسير خورشيد و دايره‌البروج است. اعتدال بهار (spring equinox) نقطه آغاز دايره‌البروج است و اين همان نقطه‌اي است كه با لحظه عبور خورشيد از خط استواي زمين به سمت شمال، همزمان است. اين لحظه هم آغاز عيد نوروز است و هميشه با اول فروردين مطابقت دارد. براي نيم‌كره شمالي زمين بهار و براي نيم‌كره جنوبي، پاييز آغاز مي‌شود. بعد از اول فروردين خورشيد به سمت نقطة نهايي شمالي خود كه با اول تيرماه مطابقت دارد حركت مي‌كند.  اين نقطه «نقطه انقلاب تابستاني» (Summer Solstice) ناميده مي‌شود و طولاني‌ترين روز و آغاز تابستان براي نيم‌كره شمالي و كوتاه‌ترين روز و آغاز زمستان براي نيم‌كره جنوبي مي‌باشد. بر روي نقشه جغرافيايي جهان اين نقطه نهايي توسط يك خط‌مشي مشخص شده است كه «مدار رأس‌السرطان» (Tropic of Cancer) ناميده مي‌شود. سپس خورشيد از اين نقطه نهايي برمي‌گردد و به سمت خط استواي زمين حركت مي‌كند تا در روز اول مهرماه دوباره از خط استوا عبور كند، ولي اين بار از شمال به سمت جنوب. اين روز مانند شش‌ماه قبل است ولي دقيقاً به‌طور معكوس. در اين روز پاييز براي نيم‌كره شمالي و بهار براي نيم‌كره جنوبي آغاز مي‌شود. سپس خورشيد به سمت جنوبي‌ترين نقطه خود كه در روز اول دي ماه است حركت مي‌كند. اين نقطه «نقطه انقلاب زمستاني» (Winter Solstice) ناميده مي‌شود و براي نيم‌كره شمالي با آغاز زمستان و طولاني‌ترين شب و براي نيم‌كره جنوبي با آغاز تابستان و طولاني‌ترين روز مطابقت دارد. بر روي نقشه جهان اين نقطه با خط «مدار رأس‌الجدي» (Tropic of Capricorn) مشخص شده است. سپس خورشيد برمي‌گردد و به سمت شمال حركت مي‌كند تا در روز اول فروردين مجدداً از خط استوا عبور كرده، اين سيكل يك ساله فوق را دوباره از سر آغاز كند.

طبق تعريف فوق ملاحظه مي‌شود كه يك سال كامل با عبور مجدد خورشيد از اعتدال بهار مطابقت دارد. كره زمين در حركت دوازده ماهه خود دقيقاً 25/365 روز يعني 365 روز و شش ساعت نياز دارد تا يك دوره كامل انجام دهد طوري كه خورشيد مجدداً از خط استوا عبور كند. ولي به علت اين‌كه سال شمسي عرفي ما داراي 365 روز است لذا لازم است كه هر چهار سال يك روز (يك روز = 6 ساعت × 4) به تقويم اضافه شود تا عبور خورشيد از خط استوا با اول فروردين مطابقت داشته باشد؛ زيرا درغير اين‌صورت بعد از مدتي فصل‌هاي سال ديگر با تقويم عرفي مطابقت نخواهند داشت. هر چهارمين سال، سال كبيسه ناميده مي‌شود و اين سيستم تقويم‌نگاري كه امروزه در سرتاسر جهان استاندارد است Gregorian Calender «تقويم گرگوري» ناميده مي‌شود. پيشواي كاتوليك‌ها پاپ گرگوري هشتم در سال 1582 م. تقويم رسمي سابق را به «تقويم جوليان» (Julian Calender) معروف بود با حذف ده روز (از 5 تا 14 ماه اكتبر 1582م.) و وارد كردن سال كبيسه مورد اصلاح قرار داد.

 

تقديم اعتدالين (Precession of the equinoxes)

كره زمين يك كره دقيق و كامل نيست و كمي به تخم‌مرغ شباهت دارد، يعني قطر دايره كره زمين از قطب شمال تا قطب جنوب نسبت به قطر دايره زمين در نواحي خط استوا كمتر است. اين نامنظمي همراه با اثر نيروي جاذبه خورشيد و ماه باعث مي‌گردد كه محور زمين كه دور آن، زمين هر 24 ساعت يك بار مي‌چرخد، به حالت لرزش دربيايد. اگر محور زمين را به‌طور فرضي امتداد دهيم، خط محور امتداد يافته، به علت لرزش محور، يك دايره كوچك به اندازه °5/   23  (بيست و سه و نيم درجه) درجه بر سقف آسمان مي‌كشد كه اين دايره كوچك همراه با خط محور امتداد يافته به يك مخروط شباهت دارد. اين لرزش محور باعث مي‌شود كه منطقه‌البروج برجي، نسبت به منطقه‌البروج نجومي جابه‌جا شود و در طي 26000 سال يك‌بار دور هم بچرخند. به‌عبارت ديگر، نقطة اعتدال بهار نسبت به ثوابت در يك پيشروي رجعي بسيار آهسته‌اي قرار گرفته است و مانند يك سياره در امتداد دايره‌البروج در حالت حركت مي‌باشد ولي حركت آن به‌صورت رجعي است و بعد از 26000 سال و طي كردن همه 12 برج يك دور كامل انجام خواهد داد. در حال حاضر اين اختلاف به ميزان حدود º23 تا º25 درجه مي‌باشد.

كره ماه

براي ناظري كه از سطح زمين به ماه مي‌نگرد چنين به‌نظر مي‌رسد كه ماه در مداري به دور زمين مي‌چرخد كه هر يك دور كامل آن نسبت به ستارگان حدود 5/27 روز به طول مي‌انجامد. اين دور تناوب را ماه نجومي (Sidreal month) مي‌نامند. در اين مدت، زمين در مدار خودش به حركت ادامه مي‌دهد به‌طوري كه موضع خورشيد نسبت به ستارگان تغيير مي‌كند. از اين‌رو براي اين‌كه ماه موضع خود را نسبت به خورشيد به‌دست آورد بايد فاصله بيشتري طي كند. فاصلة زماني لازم براي بازگشت ماه به موضع قبلي‌اش نسبت به خورشيد، ماه هلالي (Synodic month) نام دارد و حدود 30 روز طول مي‌كشد. ماه و خورشيد (زمين) براي تفسير زيج‌هاي گرافيكي از بيشترين اهميت برخوردار است.

موقعي كه ماه و خورشيد دقيقاً در يك سمت كره زمين قرار گرفته باشند در اين حالت، كره ماه نمي‌تواند نور خورشيد را به زمين منعكس كند و بنابراين قابل رويت نيست. در اين روز، ماه نو است. پانزده روز بعد، ماه در يك سمت كره زمين قرار مي‌گيرد و خورشيد در سمت ديگر و فاصلة زاويه‌اي ماه نسبت به خورشيد به ميزان º180 درجه مي‌باشد. در اين حالت، ماه با كل صورت خود، نور خورشيد را منعكس مي‌كند و ما كره ماه را به ‌شكل كامل ‌مي‌بينيم و آن روز را روز كامل ‌مي‌ناميم.

در ين شكل ، كره زمين در دو موقعيت مختلف قرار گرفته است. در موقعيت دوم، كره زمين به اندازه حدود سي روز و سي درجه زاويه‌اي حركت كرده است. به علت اين‌كه زمين در اين مدت به اندازه سي درجه حركت كرده است لذا كره ماه بايد حدود 2/1 2 روز بيشتر طي كند تا دوباره با خورشيد و زمين روي يك خط مستقيم بيفتد و به حالت ماه كامل دربيايد.

 

خورشيدگرفتگي و ماه‌گرفتگي

كره ماه طي هر 5/27 روز (دور كامل) دو بار خط دايره‌البروج را قطع مي‌كند. يك بار وقتي‌كه از سمت جنوب به سمت شمال و يك بار وقتي‌كه از شمال به جنوب حركت مي‌كند. اين دو نقطه كه با فاصلة زاويه‌اي º180 درجه روبه‌روي همديگر قرار گرفتند گره صعودي و گره نزولي يا رأس و ذنب ناميده مي‌شوند. در اين دو نقطه عرض سماوي ماه هميشه صفر درجه است. رأس و ذنب در استرولوژي، دين و فلسفه هنديان اهميت زيادي دارد و به‌عنوان «سيارات سايه‌اي» شناخته شده‌اند. رأس و ذنب مانند سيارات ديگر در منطقه‌البروج حركت مي‌كنند ولي حركت آنها هميشه به سمت عقب يعني رجعي است و در طي حدود 5/18 سال يك دور كامل انجام مي‌دهند و از همه برج‌ها عبور مي‌كنند. هر وقت قرص ماه جلو خورشيد باشد آن وقت خورشيد‌گرفتگي يا كسوف رخ مي‌دهد. بنابراين لازم است كه كره ماه داراي همان طول و عرض سماوي مانند خورشيد باشد. از آنجايي‌ كه مسير خورشيد به‌عنوان مرجع قرار گرفته است، عرض خورشيد هميشه صفر درجه است و عرض سيارات نسبت به اين خط مسير خورشيد تعيين مي‌شوند. عرض كره ماه تنها در زماني به صفر مي‌رسد كه در يكي از اين گره‌هاي صعودي يا نزولي قرار گرفته باشد. لذا براي اين‌كه خورشيد و ماه هم‌عرض شوند لازم است كه خورشيد در محل رأس يا ذنب قرار بگيرد. هر شش ماه، خورشيد در چنين موقعيتي است و بنابراين هر شش ماه امكان خورشيدگرفتگي يا  ماه گرفتگي وجود دارد. خورشيدگرفتگي هميشه در روز ماه نو رخ مي‌دهد. طي يك سال، 12 بار ماه نو مي‌شود ولي هر ماه نو همراه با كسوف نيست؛ زيرا خورشيد به حد كافي در نزديكي رأس يا ذنب قرار نگرفته است و اين باعث مي‌شود كه قرص ماه از بالا يا پايين قرص خورشيد عبور كند و جلو خورشيد را نگيرد. پديدة ماه‌گرفتگي يا خسوف زماني رخ مي‌دهد كه كره زمين سايه خود را بر روي ماه كامل بيندازد. پانزده روز بعد يا قبل از خورشيدگرفتگي امكان ماه‌گرفتگي وجود دارد؛ زيرا خورشيد هنوز در نزديكي رأس يا ذنب قرار گرفته است. همان‌طور كه كسوف فقط در روز ماه نو امكان‌پذير است، خسوف فقط در روز ماه كامل امكان‌پذير است. اگر زاويه بين خط گره‌ها (رأس و ذنب) و خورشيد يا ماه از º12 درجه و ´15 دقيقه بيشتر باشد امكان تشكيل ماه‌گرفتگي كلي وجود ندارد در حالي كه اگر اين زاويه كمتر از º9 درجه و ´30 دقيقه باشد بايد ماه‌گرفتگي رخ دهد. اگر زاوية مذكور بيشتر از º18درجه و ´31 دقيقه باشد، خورشيدگرفتگي صورت نخواهد گرفت. در حالي كه اگر اين زاويه از º15 درجه و ´31 دقيقه كمتر باشد يك خورشيدگرفتگي بايد رخ دهد. در مكتب‌هاي استرولوژي يا مذهبي خاور دور و ميانه، بخصوص در هند، روز كسوف و خسوف يك روز شومي است.

 

 Aspects   (جنبه‌ها)  در استرولوژي

 Aspects (نظر، جنبه) در استرولوژي به معني موقعيت سيارات نسبت به همديگر مي‌باشد يا به‌عبارت ديگر، زواية ي  كه آنها نسبت به همديگر دارند. در استرولوژي اين زاويه‌ها داراي اهميت زيادي هستند. بخصوص در استرولوژي غربي. در زير مهمترين زاويه‌ها كه در اين كتاب مورد توجه قرار مي‌گيرند  ارائه مي‌شوند.

 


 

ساختار تقويم‌هاي نجومي   

شكل شماره 6

 

 

 

 

شكل شماره 6 نشان مي‌دهد كه اين تقويم‌ها به چه صورتي ساخته شده‌اند. در اين شكل، منظومه شمسي به‌صورت زمين مركزي  ارائه مي‌شود. از ديدگاه زمين، همه سيارات دور زمين حركت مي‌كنند. تنها استثنا، عطارد و زهره هستند؛ زيرا آنها دور خورشيد و همراه با خورشيد دور زمين حركت مي‌كنند. همه اين حركات توسط تقويم‌ها به‌صورت گرافيكي نمايان مي‌شوند. در اين شكل به نسبت حقيقي فواصل سيارات از همديگر توجه قايل نمي‌شود (براي نسبت حقيقي فواصل به شكل شماره 2 مراجعه شود). اين تقويم‌‌ها در اصل ذيج‌هاي گرافيكي هستند كه موقعيت سيارات را توسط نشان دادن تاريخ ورود و خروج آنها از برج‌ها  ارائه مي‌دهد. موقعيت سيارات طبق استاندارد مبتني بر «دستگاه مختصات  دايره‌البروجي  زمين مركزي» (Geocentric ecliptical system) مي‌باشند، يعني موقعيت سيارات بر حسب دايره‌البروج برجي از ديدگاه زمين مركزي  ارائه مي‌شوند. طبق شكل 6 هر سياره داراي يك ستون خاصي در اين تقويم است. پنج ستون اول به ترتيب مربوط به كره ماه، خورشيد، عطارد، زهره و مريخ مي‌باشد. پنج ستون ديگر مربوط به سيارات ديگر هستند و ستون‌ها بر حسب فاصله سيارات از مركز كنار هم گذاشته شده‌اند. در تقويم سالانه آخرين ستون كه كمي فاصله از بقيه دارد مربوط به موقعيت رأس (گره صعودي كره ماه) كه براي تعيين خسوف و كسوف لازم است مي‌باشد. عددهاي يك تا دوازده نشان مي‌دهد كه سياره در چندمين برج قرار گرفته است. همان‌طور كه قبلاً ذكر شد به هر برج يا بهتر بگوييم به هر يك از مثلث‌هاي چهارگانه يك رنگ خاصي اختصاص شده است و اين رنگ‌ها  بعداً به تفسير تقويم‌ها سهولت مي‌بخشند.

موقعيت سيارات براي ساعت 12 ظهر (G.M.T) يعني ساعت 12 ظهر در شهر گرينويچ (Greenwich) محاسبه شده است (G.M.T مخفف Greenwich Mean Time يعني «زمان متوسط گرينويچ» است و مرجع زمان جهاني مي‌باشد) و با ساعت 30/15 در ايران مطابقت دارد. اطلاعات فوق فقط در مورد كره ماه كمي داراي اهميت است؛ زيرا كره ماه خيلي سريع حركت مي‌كند و حدود هر دو روز و چند ساعت به‌طور متوسط از يك برج به برج ديگري عبور مي‌كند. روزهاي ماه نو و كامل توسط  ستون سياه و سفيد (اولين ستون) که در كنار ستون ماه است راحت قابل تشخيص مي باشند.  رنگ سياه نشان مي دهد که  زاويه فاصله بين قمر و خورشيد 180 درجه  (ماه کامل) يا ضفر درجه (ماه نو) است.

در ضميمه I ، داده‌هايي كه مربوط به سيارات هستند فهرست گرديده‌اند. طبق اين جدول ملاحظه مي‌شود كه مثلاً عطارد در هر 88 روز يك بار دور خورشيد (خورشيد مركزي) حركت مي‌كند و از 12 برج عبور مي‌كند و از ديد زمين (زمين مركزي) به‌طور متوسط هر سال يك بار از همه 12 برج عبور مي‌كند و حداكثر تمايل مدار اين سياره به مقدار 7 درجه است و فاصله متوسط به ميزان 387/0 A. U است يعني حدود يك سوم فاصله زمين از خورشيد و ديگر ملاحظه مي‌شود كه در هر 4 ماه به مدت حدود 24 روز حركت رجعي دارد (طبق زمين مركزي) و به اندازه 11 درجه به سمت عقب حركت مي‌كند.  در ردبف 11ام ،‌ جرم سيارات بر حسب جرم كره زمين ارائه مي‌شود.

از آن‌جايي كه ما براي تقويم‌ها و كار عملي، زمين را به‌عنوان مركز قرار مي‌دهيم و نه خورشيد، هر وقت در اين كتاب درباره خورشيد يا حركت خورشيد حرف به ميان مي‌آيد، منظور زمين است نه خورشيد؛ زيرا اين حركت 12 ماهه زمين است كه باعث مي‌شود ظاهراً خورشيد از همه برج‌ها در طي يك سال عبور كند.

 

استرولوژي متداول كه امروزه رواج دارد

استرولوژي را مي‌توان  به‌طور كلي به دو گروه تقسيم كرد: 1- استرولوژي شرقي كه اغلب  مبتني است بر زودياك نجومي؛ 2- استرولوژي غربي كه مبتني است بر زودياك برجي. با توجه به تقويم اعتدالين كه باعث مي‌شود اين دو زودياك نسبت به يكديگر جابجا شوند ما مي‌توانيم درك كنيم كه چرا مغايرتي بين اين دو مكتب استرولوژي وجود دارد. همان‌طور كه قبلاً ذكر شد پيشگويي‌ها توسط تجزيه و تحليل جدول طالع (Horoscope) صورت مي‌گيرند. اين‌جا موقعيت خورشيد، ماه، سيارات و طالع در برج‌ها و خانه‌ها بررسي مي‌شوند و هم‌چنين صاحب برج‌ها. از آن‌جايي كه همه بررسي‌ها بر روي پايه برج‌ها استوار هستند و با توجه به اين‌كه اين دو زودياك در حال حاضر به مقدار حدود 24 درجه نسبت به همديگر جابجا شده‌اند همه عوامل فوق دگرگون مي‌شوند و دو نتيجه مختلف را  ارائه مي‌دهند.

اغلب مردم در غرب و شرق از برج تولدشان اطلاع دارند؛ زيرا هر روز در اكثر روزنامه‌ها و مطبوعات به‌طور كلي، پيشگويي‌هاي روزانه يا هفتگي انتشار مي‌يابد. اين پيشگويي‌ها مبتني بر برج تولد هستند. اگر كسي بين اول و سي‌ام فروردين متولد شده باشد مي‌داند كه برج تولد وي Aries (حمل) است؛ ولي اين بر حسب زودياك برجي است؛ زيرا خورشيد اول فروردين تا سي‌ام فروردين از برج حمل كه مربوط به دايره‌البروج برجي است عبور مي‌كند. برج حمل اصلي كه مبتني بر ثوابت (يعني صورت فلكي حمل) و دايره‌البروج نجومي است، بين حدود 24 فروردين و 24 ارديبهشت قرار گرفته است. در شرق بخصوص در هند از اين برج‌هاي اصلي استفاده مي‌شود. در زير قسمتي از روزنامه هندي Hindustan Times (هندوستان تايمز) آمده است و در اين‌جا براي برج‌هاي مختلف، پيشگويي‌هاي هفتگي  ارائه مي‌شود. اگر به تاريخ عبور خورشيد از اين برج‌ها كه براي هر برج درج شده است توجه كنيد درمي‌يابيد كه اين دوره‌ها با دوره‌هاي زودياك برجي فرق مي‌كنند. به عبارت ديگر، همه خصوصياتي که بري برج اول (حمل) يا فروردين  تعبير و تفسير مي شوند بيد  طبق سيستم شرقي به کسي تعلق بگيرد که بين حدود 24 فروردين و 24 ارديبهشت متولد شده است. فرض کنيد شما در روز دهم ارديبهشت متولد شديد. اکنون طبق احکام نجومي که از سيستم غربي  پيروي مي کند شما داري خصوصيات برج دوم  يا ثور هستيد که زهره صاحب ين برج است و عنصر آن خاک است و ...  ولي طبق احکام نجومي که از سيستم شرقي  پيروي مي کند شما داري خصوصيات برج اول  يا حمل هستيد که مريخ  صاحب ين برج است و عنصر آن آتش است و ...توجه داشته باشيد که طبق هر دو سيستم فوق ، خصوصيات برج ها و احکام نجومي وابسته به آن  يکسان هستند !! سوال ينجاست. يا شما ثور يا حمل هستيد ؟ خاک يا آتش ؟ ... تازه ين فقط آغاز موضوع تعبير و تفسير است. کدام يک درست است ؟ ينجاست که کار تحقيقاتي جدي شروع مي شود و بيد از بکار گرفتن  احکام نجومي بطور  کورکورانه  احتياط کرد.

قسمتي از روزنامه هندي  Hindustan Times (هندوستان تايمز):

 

برج

فارسي

تاريخ

انگليسي

تاريخ

سانسكريت

تاريخ

1

حمل

1  فروردين  تا  31  فروردين

Aries

March 21 - April 19

Mesha

April 15 - May 14

2

ثور

1 ارديبهشت  تا  31  ارديبهشت

Taurus

April 20 - May 20

Vrishabha

May 15 - June 14

3

جوزا

1  خرداد   تا  31   خرداد

Gemini

May 21 - June 21

Mithuna

June 15 - July 14

4

سرطان

1 تير تا 31 تير  

Cancer

June 22 - July 22

Kataka

July 15 - August 14

5

اسد

1 مرداد تا 31 مرداد

Leo

July 23 - August 22

Simha

August 15 - September 14

6

سنبله

1 شهريور تا 31 شهريور

Virgo

August 23 - September 22

Kanya

September 15 - October 14

7

ميزان

1 مهر تا 30 مهر

Libra

September 23 - October 23

Tula

October 15 - November 14

8

عقرب

1 آبان تا 30 آبان

Scorpion

October 24 - November 21

Vrishchika

November 15 - December 14

9

قوس

1 آذر تا 30 آذر

Sagittarius

November 22 - December 21

Dhanu

December 15 - January 14

10

جدي

1 دي تا 30 دي

Capricorn

December 22 - January 19

Makara

January 15 - February 14

11

دلو

1 بهمن تا 30 بهمن

Aquarius

January 20 - February 18

Kumbha

February 15 - March 14

12

حوت

1 اسفند تا 29 اسفند

Pises

February 19 - March 20

Meena

March 15 - April 14

جدول شماره 2

 

جدول فوق اسامي برج‌ها را به زبان فارسي، انگليسي و سانسكريت كه همه كم‌وبيش هم‌معني هستند  ارائه مي‌دهد. همان‌طور كه ديده مي‌شود فرق موقعيت خورشيد در اين دو زودياك تقريباً سه تا چهار هفته است. براي سياره مشتري اين اختلاف تا نزديك به يك سال مي‌رسد؛ زيرا حركت مشتري نسبت به خورشيد آهسته‌تر است و براي زحل اين اختلاف نزديك به دو سال بالغ مي‌شود. اگر از منجماني كه از اين موضوع آگاه هستند، پرسيده شود كه چرا او از زودياك منتجنه خود استفاده مي‌كند، اغلب جواب مي‌دهند كه تجربه بهتري با آن زودياك دارد، در حالي كه او با احتمال زياد، هر دو زودياك را آزمايش نكرده و تحت بررسي قرار نداده است و اين به هيچ عنوان يك رفتار و نگرش علمي نيست.

تقويم‌هاي گرافيكي كه در اين كتاب  ارائه مي‌شوند طبق استاندارد بر زودياك برجي استوار هستند. ولي براي تعبير و تفسير آنها از هيچ قانوني يا عواملي مانند خصوصيات سيارات، برج‌ها، صاحب برج‌ها و غيره كه باعث دو نتيجه مختلف نسبت به زودياك برجي يا نجومي باشد، استفاده نمي‌شود. قوانيني كه ما به‌كار خواهيم برد براي هر دو زودياك نتيجه يكساني مي‌دهد.

از همه قوانين استرولوژي، ما فقط از خصوصيات خانه‌ها كه قبلاً به آن اشاره شد استفاده مي‌كنيم و آن هم با احتياط كامل. قبلاً ذكر شد كه آغاز خانه‌ها براي هر كس فرق مي‌كند و وابسته به روز و ماه تولد اوست. هر خانه داراي يك خصوصيت خاصي است و همه خانه‌ها به چهار گروه يا مثلث تقسيم مي‌گردند و سرانجام فقط به يك گروه مثبت و يك گروه منفي تقسيم مي‌شوند اكثر منجمين به خصوصيات فردي هر خانه توجه زيادي دارند و براي چهار گروه مثلث توجه خيلي كمتري قايل مي‌شوند و گروه مثبت و منفي را تقريباً ناديده مي‌گيرند. ولي ما در اين كتاب برعكس بيشترين توجه را به گروه مثبت و منفي مي‌دهيم و سپس چهار گروه مثلث و خصوصيات فردي هر خانه را تقريباً ناديده مي‌گيريم. به‌عبارت ديگر، ما از همه قوانين استرولوژي تنها يك قسمت بسيار كمي را كه از طريق آمار نتايج خوبي مي‌دهد، مورد استفاده قرار مي‌دهيم. ولي با همين قسمت كم و يا كمك تقويم‌هاي گرافيكي و روش تعبير و تفسير آن مي‌توان كارهاي زياد و تعجب‌آوري را انجام داد.

تقسيم تقويم‌ها به چهار گروه A، B، C، D

تقويم C، تقويم اصلي و استاندارد مي‌باشد. براي اين‌كه رويدادها با دقت بيشتري با موقعيت سيارات مطابقت داشته باشند، تقويم A، B و D هم تهيه شده است. تقويم C فقط براي كساني قابل استفاده است كه خورشيد آنها هنگام تولد در نزديكي مركز برج قرار گرفته است.

علتش اين است كه دامنه هر برج سي درجه است و دامنه هر خانه هم سي درجه مي‌باشد. موقعيت خورشيد هنگام تولد، حدود خانه اول را تعيين مي‌كند. درجه موقعيت خورشيد مركز خانه اول است و بنابراين دامنه خانه اول از 15 درجه جلوتر تا 15 درجه بعد از موقعيت خورشيد مي‌باشد. از اين‌رو اگر خورشيد در مركز برج قرار گرفته باشد،‌ كل سي درجه برج با سي درجه خانه مطابقت خواهد داشت. از آن‌جايي كه هر كس با چنين موقعيتي متولد نمي‌شود لذا تقويم‌هي D، B، A نيز تهيه شده است. به‌عبارت ديگر، تقويم B، D، A مطمئن مي‌سازند كه خورشيد هنگام تولد براي هر كس تا حدودي با مركز خانه اول مطابقت داشته باشد.

شرح زير اهميت تقويم گروه A، B و D روشن‌تر مي‌كند. فرض شود كه فقط از تقويم استاندارد C استفاده مي‌شود. اگر كسي اول ماه آذر متولد شود خورشيد او در آغاز برج نهم است و بنابراين برج نهم، خانه اول او مي‌شود. حال كسي ديگر در روز 28 آذر متولد مي‌شود و اين‌جا خورشيد هم در برج نهم است ولي در قسمت آخر آن. براي اين فرد برج نهم هم خانه اول او مي‌شود. اكنون فرض مي‌كنيم كه سياره مشتري در قسمت آخر برج هشتم قرار گرفته است، مثلاً داراي طول سماوي 239 درجه مي‌باشد، يعني با آغاز برج نهم يك درجه فاصله دارد؛ زيرا برج نهم با 240 درجه آغاز مي‌شود. چون برج نهم خانه اول دو نفر مذكور است،‌ لذا برج هشتم خانه دوازدهم مي‌باشد. بنابراين تفسيركننده مي‌بايست اثر خانه دوازدهم براي هر دو نفر تفسير كند كه در اين صورت اشتباه خواهد بود؛ زيرا مشتري فقط براي نفر دوم كه خورشيد او در قسمت آخر برج نهم بود در خانه دوازدهم است ولي براي نفر اول كه خورشيد او در قسمت اول برج نهم بود، مشتري در واقع در خانه اول است. علت اين‌ اختلاف اين است كه دامنه يك خانه به اندازه 30 درجه است و موقعيت خورشيد هنگام تولد، نقطه مركزي خانه اول را مشخص مي‌كند. پس براي اين‌كه چنين اختلافي روي ندهد لازم است كه در نظر گرفته شود آيا كسي در قسمت اول، وسط يا آخر يك برج متولد شده است و تقويم A، B و D دقيقاً همين نقطه را در نظر مي‌گيرند و بر اساس آن، موقعيت سيارات را نشان مي‌دهند. براي اين‌كه مطمئن شود كه براي هر كس، خورشيد هنگام تولد تا حدودي با مركز خانه اول مطابقت داشته باشد هر 5/7 درجه دايره‌البروج به گروه‌هاي A، B، C و D تقسيم شده‌اند،‌ يعني هر برج به چهار قسمت تقسيم شد. همان‌طور كع در شكل شماره 7 ملاحظه مي‌شود هر گروه حدود يك هفته دربر گرفته‌اند و موقعيت خورشيد در آن هنگام حدوداً با مركز تقويم مربوطه مطابقت دارد. اين‌جا ديده مي‌شود كه تقويم C فقط براي كساني قابل استفاده است كه در وسط ماه متولد شده‌اند. خورشيد روزانه حدود يك درجه حركت مي‌كند، لذا حدود يك هفته در هر يك از اين چهار گروه مي‌ماند. اگر هنگام تولد، خورشيد در گروه A بود در اين صورت آن فرد بايد از تقويم A استفاده كند؛ زيرا فقط در تقويم A، مركز خانه با موقعيت خورشيد مطابقت دارد. مثلاً اگر كسي در روز دهم دي ما متولد شده باشد، طبق شكل 7 ملاحظه مي‌شود كه خورشيد از قسمت گروه B عبور مي‌كند و لذا او بايد از تقويم گروه B استفاده كند. همان‌طور كه ديده مي‌شود در تقويم B، مركز خانه با روز تولد نسبت به تقويم‌هاي ديگر مطابقت بيشتري دارد. هم‌چنين ديده مي‌شود كه برج دهم، خانه اول او خواهد بود و بنابراين مثلث اول او داراي رنگ  قهوه ي  خواهد بود و به اين ترتيب رنگ مثلث‌هاي ديگر هم مشخص مي‌شوند. جدول «روز تولد»، همه اطلاعات فوق، به‌طور آماده و راحت در اختيار خواننده مي‌گذارد.

 

فصل دوم

در اين فصل نشان داده مي‌شود كه از تقويم‌هاي گرافيكي چطور استفاده مي‌شود و روش تعبير و تفسير آنها به چه صورتي مي‌باشد. مجموعه قوانيني كه براي تفسير لازم است در اين فصل  ارائه مي‌شود و هر جا كه امكان دارد بر اساس زندگي خام گاندي (نخست‌وزير سابق هند) توضيح داده مي‌شود. مهم‌ترين قوانين در بخش «خلاصه اصول تفسير» به‌طور خلاصه و جمع‌بندي شده  ارائه مي‌شوند. همه مطالب و قوانيني كه در اين فصل  ارائه مي‌شود بعداً هنگام بررسي مفصل زندگينامه پنج شخصيت مشهور به‌كار گرفته خواهد شد. بررسي اين زندگينامه به‌عنوان نمونه براي درك قوانين  ارائه شده بسيار مفيد مي‌باشد. توصيه ما اين است كه قبل از به‌كار گرفتن تقويم‌ها براي زندگي خود، اول اين فصل را تا آخر مطالعه كنيد و هنگام مطالعه مجدد، روش تعبير و تفسير تقويم‌ها را در مورد زندگي خود به‌كار ببريد.

براي آن عده از خوانندگان كه فصل اول را ناديده گرفته‌اند و با فصل دوم آغاز مي‌كنند چند توضيح كوچك كه براي خوانندگان ديگر تكراري است  ارائه مي‌شود. با روشي كه اين‌جا  ارائه مي‌شود ما مي‌توانيم از طريق نظم منظومه شمسي به نظم زندگي انسان پي ببريم و با كمك حركت سيارات اين امكان وجود دارد كه رويدادها را با دقت سه روز پيش‌بيني كنيم. منطقه‌البروج آن قسمتي از آسمان است كه همه سيارات در آن دور خورشيد حركت مي‌كنند. اينها به 12 قسمت يعني برج‌ها تقسيم شده‌اند و همه سيارات بايد اجباراً در هر لحظه در يكي از اين برج‌ها قرار گرفته باشند. براي تفسير حركت سيارات ما از سيستم 12 خانه و 4 مثلث استفاده مي‌كنيم. به علت اين‌كه اينها عامل مهمي براي تفسير هستند، خوب است فلسفه اين مثلث‌ها بهتر درك شوند. بنابراين فصل دوم با شرح فلسفه خانه‌ها و مثلث‌ها آغاز مي‌شود.

كساني كه زياد حوصله خواندن ندارند و مي‌خواهند هرچه زودتر به قسمت علمي تفسير برسند، آنها مي‌توانند مستقيم به پنچ نمونه زندگينامه مراجعه كنند و با زندگي آدلف هيتلر آغاز كنند و بر طبق توضيحاتي كه در آن‌جا آمده است زندگي خود را تفسير كنند و بعد از اين آغاز اوليه به قسمت جنبه‌هاي مختلف زندگي (يعني فصل سوم) توجه كنند و بر حسب توضيحات آن عمل كنند و سر فرصت كل فصل دوم را مطالعه كنند.

تقويم‌هاي گرافيكي

در اين كتاب حركت سيارات توسط ذيج‌هاي گرافيكي با يك معيار روزانه و هم با يك معيار سالانه  ارائه مي‌شود.

براي اطلاعات بيشتر درباره ساخت اين تقويم‌ها مي‌توانيد به فصل اول، بخش ساختار تقويم‌ها مراجعه كنيد. در تقويم سالانه موقعيت سيارات «كند دوران» يعني مشتري، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو براي 150 سال از سال 1900 ميلادي تا 2150 (1529 هجري شمسي)  ارائه مي‌شوند. در تقويم روزانه حركت خورشيد، ماه و همه سيارات براي هر روز و  ارائه داده مي‌شود. با كمك اين تقويم‌ها مي‌توان به ‌راحتي دانست كه سيارات در كدام برج قرار گرفته‌اند.

تقويم روزانه

اين تقويم داراي ده ستون كه كنار هم قرار گرفته‌اند مي‌باشد و هر ستون، حركت و موقعيت يك سياره را نشان مي‌دهد. ترتيب كنار هم گذاشتن ستون‌ها طبق سرعت دوراني سيارات است، يعني با سريع‌ترين سياره (كره ماه) آغاز مي‌شود و با كندترين سياره (پلوتو) تمام مي‌شود. به‌عبارت ديگر، پنج ستون اول موقعيت سيارات «سريع‌الدوران» و پنج ستون آخر موقعيت سيارات «كند دوران» را نشان مي‌دهد. سيارات مريخ، زهره، عطارد همراه با خورشيد و كره ماه سريع‌الدوران ناميده مي‌شوند؛ زيرا حركت دوراني آنها نسبت به سيارات ديگر خيلي سريع‌تر است. سيارات مشتري، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو «كند دوران» ناميده مي‌شوند.

1-  ستون اول حركت دوراني كره ماه را نشان مي‌دهد. حركت ماه كم و بيش يكسان است و هميشه داراي حركت جلورونده مي‌باشد، يعني مثل سيارات ديگر حركت رجعي ندارد. كره ماه حدوداً 5/27 روز نياز دارد تا از همه 12 برج عبور كند و براي عبور از يك برج به‌طور متوسط به دو روز و شش ساعت نياز دارد.

2-  ستون دوم حركت دوراني خورشيد (زمين) را نشان مي‌دهد. براي عبور از همه 12 برج به 12 ماه و براي عبور از يك برج به يك ماه نياز دارد. مانند كره ماه حركت خورشيد كم و بيش يكسان و جلورونده است.

3-  ستون سوم حركت دوراني عطارد را نشان مي‌دهد. از آن‌جايي كه عطارد نزديك‌ترين سياره به خورشيد است موقعيت زمين مركزي عطارد كم و بيش مانند موقعيت خورشيد است، يعني عطارد هميشه در همان برجي است كه خورشيد در آن قرار گرفته است و بعضي اوقات عطارد در برج قبلي يا بعدي نسبت به خورشيد قرار مي‌گيرد. حدود هر چهار ماه عطارد براي 24 روز حركت رجعي دارد و حدوداً به مقدار 11 درجه به سمت عقب حركت مي‌كند و به همين علت زمان عبور از يك برج خيلي نامنظم است. به‌طور متوسط هر سال يك بار از همه 12 برج عبور مي‌كند.

4-  ستون چهارم حركت دوراني زهره را نشان مي‌دهد. زهره مانند عطارد يك سياره داخلي است يعني مدار زهره در داخل مدار زمين قرار گرفته است و به همين علت موقعيت زهره كم و بيش مانند موقعيت خورشيد است و حداكثر اختلاف با موقعيت خورشيد حدود يك تا دو برج مي‌باشد. هر 19 ماه براي 40 روز و به مقدار 15 درجه حركت رجعي دارد و به‌طور متوسط هر سال يك بار از همه 12 برج عبور مي‌كند.

5-  ستون پنجم حركت دوراني مريخ را نشان مي‌دهد. زمان لازم براي عبور از همه 12 برج حدود 23 ماه است. حدوداً هر 25 ماه براي حدود 68 روز حركت رجعي دارد.

6-  ستون ششم دوره 12 ساله مشتري را نشان مي‌دهد. حدوداً براي يك سال در يك برج مي‌ماند و هر 13 ماه براي مدت 4 ماه حركت رجعي دارد.

7-  ستون هفتم حركت دوراني زحل را نشان مي‌دهد. دوره تناوب زحل حدود 30 سال است و به مدت حدود 5/2 سال در يك برج مي‌ماند. هر 12 ماه به مدت 5/4 ماه حركت رجعي دارد.

8-  ستون هشتم حركت دوراني اورانوس را نشان مي‌دهد. دوره تناوب اورانوس حدود 84 سال است و به مدت حدود هفت سال در يك برج مي‌ماند. هر 12 ماه به مدت حدود پنج ماه حركت رجعي دارد.

9-  ستون نهم حركت دوراني نپتون را نشان مي‌دهد. دوره تناوب اين سياره حدود 165 سال است و به مدت حدود 14 سال در يك برج مي‌ماند. هر 12 ماه به مدت حدود 5 ماه حركت رجعي دارد.

10-ستون دهم حركت دوراني پلوتو را نشان مي‌دهد. دوره تناوب اين سياره حدود 251 سال است و به علت نامنظم بودن حركت اين سياره به مدت حدود 10 تا 25 سال در يك برج مي‌ماند. هر 12 ماه به مدت حدود 5 ماه حركت رجعي دارد.

آن تقويمي كه با حرف   C مشخص شده است، ذيج اصلي يا استاندارد است و با ذيج‌هاي بين‌المللي مطابقت دارد. براي اين‌كه تاريخ وقوع رويدادها با دقت بيشتر با حركت سيارات مطابقت داشته باشد تقويم‌هاي B، D، A تهيه شده است و استفاده از آنها وابسته به روز و ماه تولد شخص است. در تقويم روزانه ورود و خروج سيارات از برج‌ها با دقت يك روز و در مورد كره ماه با دقت چند ساعت  ارائه شده است.

تقويم سالانه

به علت اين‌كه سيارات كند دوران داراي دوره‌هي تناوب درازمدتي هستند و براي مدت زيادي در يك برج مي‌مانند، لذا تقويم سالانه تهيه شده است تا موقعيت اين سيارات راحت‌تر مورد تفسير قرار بگيرند. همه توضيحات كه براي سيارات كند دوران در تقويم روزانه  ارائه شده است براي اين تقويم هم صدق مي‌كند.

در تقويم سالانه موقعيت گره صعودي كره ماه (رأس) نيز نشان داده مي شود. اين يك سياره نيست و در استرولوژي هنديان به‌عنوان «سياره سايه‌اي» معروف است. دوره تناوب آن 61/18 سال است و بر خلاف سيارات ديگر حركت مي‌كند، يعني رأس كم و بيش به‌طور يكنواخت حركت رجعي دارد. رأس و ذنب براي تعيين كسوف و خسوف مهم هستند ولي براي تفسير تقويم‌ها فعلاً مورد استفاده قرار نخواهند گرفت و اثر اينها بايد بيشتر مورد بررسي قرار گرفته شود. در تقويم سالانه ملاحظه مي‌شود كه قسمت اول و آخر اكثر برج‌ها شكسته به‌نظر مي‌آيند و در مورد مشتري چنين شكستگي‌ها زياد وجود دارد. اينها به علت حركت رجعي سيارات بوجود مي‌آيند و بيشتر از چند ماه طول نمي‌كشند. اين‌جا سياره وارد يك برج مي‌شود و هنگام حركت رجعي دوباره به برج قبلي برمي‌گردد و بعد از مدتي با حركت جلورونده مجدداً وارد اولين برج مي‌شود. در مورد رأس و ذنب كه حركت يكنواخت دارند اين شكستگي‌ها وجود ندارند.

جدول روز تولد

براي اين‌كه بتوانيم از تقويم‌ها استفاده كنيم بايد اول بدانيم كه از كدام تقويم بايد استفاده كنيم و رنگ‌هاي آبي و قرمز نمايانگر كدام خانه براي ما هستند. براي دسترسي به اين اطلاعات ما به جدول روز تولد  مراجعه مي‌كنيم. ما فقط به روز و ماه تولد نياز داريم؛ زيرا مشخصات فوق وابسته به موقعيت خورشيد يعني كره زمين هنگام تولد مي‌باشد و از آن‌جايي كه تقويم شمسي ما بر اساس موقعيت خورشيد ساخته شده است، موقعيت خورشيد براي هر سال مشخص است. براي بدست آوردن اطلاعات فوق كه تا آخر عمر بايد از آن استفاده كرد شما اول به ستون تاريخ‌ها مراجعه كنيد و مشخص كنيد تاريخ تولد شما در كدام قسمت جدول قرار گرفته است. تاريخ‌ها هم بر حسب هجري شمسي و هم ميلادي  ارائه شده‌اند. دو ستون بعدي درجه مركز خانه اول و گروه تقويم را مشخص مي‌كنند و چهار ستون آخري نشان مي‌دهند كه كدام رنگ‌هاي آبي و قرمز نشانگر كدام خانه‌ها، يعني مثلث‌ها مي‌باشند.

به‌عنوان نمونه

نخست وزير سابق هند خانم گاندي در تاريخ 19/11/1917 ميلادي متولد گرديد. طبق جدول روز تولد، روز 19 نوامبر با تقويم (A) كه دامنه‌اش از 19 نوامبر تا 25 نوامبر است مطابقت دارد. رنگ قرمز،  قهوه ي ، سبز و آبي به ترتيب نشانگر مثلث‌هاي اول، دوم، سوم و چهارم هستند.

قوانين تعبير و تفسير حركت سيارات

براي تفسير تقويم‌ها، از اين به بعد بيشتر درباره خانه‌ها و نه برج‌ها صحبت خواهد شد. تقسيم‌بندي دايره‌المنازل يا خانه‌ها مانند برج‌هاست؛ برج‌ها هميشه با برج اول (حمل) آغاز مي‌شوند ولي خانه‌ها متغير هستند و آغاز خانه اول هميشه وابسته به موقعيت خورشيد هنگام تولد است. براي تفسير تقويم‌ها، اولين و مهم‌ترين عامل عبارت است از ادوار سيارات و رابطه‌هايي كه نسبت به همديگر تشكيل مي‌دهند.

عامل دوم عبارت است از دايره‌المنازل دوازده‌گانه كه به چهار مثلث تقسيم شده‌اند و مثلث‌هاي اول و سوم مثبت و مثلث‌هاي دوم و چهارم منفي مي‌باشند.  خانه اول هميشه مثبت است و خانه دوم منفي و به همين صورت يكي در ميان تا آخر. مانند برج‌ها هر خانه‌اي كه در فاصله زاويه‌اي 120 درجه با خانه ديگر قرار گرفته است يك مثلث هندسي را تشكيل مي‌دهد. بنابراين چهار مثلث وجود دارند كه به ترتيب زير تشكيل شده‌اند و به‌عنوان مثلث اول، دوم، سوم و چهارم ناميده مي‌شوند.

1-     مثلث اول مثبت است و توسط خانه‌هاي 1و 5 و 9 تشكيل مي‌شود.

2-     مثلث دوم منفي است و توسط خانه‌هاي 2و 6 و 10 تشكيل مي‌شود.

3-     مثلث سوم مثبت است و توسط خانه‌هاي 3 و 7 و 11 تشكيل مي‌شود.

4-     مثلث چهارم منفي است و توسط خانه‌هاي 4 و 8 و 12 تشكيل مي‌شود.

از آن‌جايي كه اين چهار مثلث نقش مهمي ايفا مي‌كنند بهتر است به حافظه سپرده شوند.

حركت مشتري مهم‌ترين عامل براي تعيين سال يك رويداد است؛ زيرا دوره تناوب مشتري 12 سال است و به مدت حدود يك سال در يك خانه مي‌ماند. سپس حركت زحل داراي اهميت است؛ زيرا زحل يك دوره تناوب 30 ساله دارد و به مدت 5/2 سال در يك خانه مي‌ماند. همه سيارات از اهميت مساوي برخوردار نيستند. مهم‌ترين اجسام سماوي خورشيد و ماه هستند و براي تعيين ماه و روز رويداد استفاده مي‌شوند. از قديم اين دو جسم به‌عنوان «شاه» و «ملكه» معروف هستند و اين هم زياد بي‌دليل نيست. حركت 12 ماهه خورشيد يعني زمين براي ما كه روي اين كره زندگي مي‌كنيم از بيشترين اهميت برخوردار است. به همين علت موقعيت خورشيد به‌عنوان مرجع، يعني آغاز خانه اول قرار مي‌گيرد. مثلاً فصل‌هاي سال كه فرآورده‌اي از حركت زمين است اثر بسياري بر روي روند زندگي ما دارد و به‌طور مستقيم و غيرمستقيم زندگي ما را كنترل مي‌كند. در مورد كره ماه به‌همين صورت است. با كمي بررسي در زيست‌شناسي همراه با مشاهده حركت كره ماه مي‌توانيم پي ببريم كه چقدر اين كره بر روي زندگي زميني اثر مي‌گذارد. مثلاً جذر و مد اثر زيادي براي موجوداتي كه در آب زندگي مي‌كنند دارد. در بدن هر انسان و موجودات زنده ديگر از جمله گياهان، به علت داشتن مقدار زياد آب، يك نوع «جذر و مد جسماني» وجود دارد كه اثر بسياري بر فعاليت‌هاي ذهني، مغزي، احساسي، از جلمه فكر كردن و تصميم گرفتن و جريانات ديگر دارد. قاعدگي زن‌ها در ارتباط مستقيم با حركت 5/27 روزه كره ماه است و همين‌طور جفت‌گيري خيلي از موجودات زنده. به‌نظر مي‌رسد كه بي‌اساس نبوده است كه از قديم كره ماه را به‌عنوان سمبل آب مي‌شناختند؛ زيرا ماه بيشترين اثر را بر روي مايعات كه يك عامل اساسي زندگي است دارد. به همين ترتيب سيارات ديگر هم اثر دارند ولي اثرات آنها شايد به‌راحتي كره زمين و كره ماه قابل مشاهده نباشد.

به‌طور كلي ما مي‌توانيم كم و بيش، جرم و فاصله سيارات را به‌عنوان معيار اهميت قرار دهيم. در اين معيار، ماه و خورشيد داراي اهميت فوق‌العاده زيادي هستند. سياره مشتري و زحل به‌عنوان سيارات غول پيكر معروف هستند؛ زيرا جرم مشتري 318 برابر جرم كره زمين و جرم زحل، 95 برابر جرم زمين است. از اين‌رو مهمترين سيارات براي تعبير و تفسير تقويم‌ها، سياره زمين (خورشيد)، ماه، مشتري و زحل هستند. خورشيد و كره ماه براي تشخيص ماه و روز رويداد و مشتري و زحل براي تشخيص سال رويداد استفاده مي‌شوند. از سيارات ديگر مي‌توان به‌عنوان سيارات كمكي تلقي كرد، يعني آنها مي‌توانند اثر سيارات فوق را افزايش يا كاهش دهند.

براي تشخيص وقوع سال يك رويداد بعد از مشتري و زحل، اورانوس داراي اهميت است؛ زيرا دوره تناوب اورانوس 84 است و به مدت هفت سال در يك خانه مي‌ماند. دوره اين سياره را مي‌توان به‌عنوان نشانگر دوره‌هاي اصلي زندگي كه هر يك به مدت 7 سال است، درنظر بگيريم. در مورد نپتون و پلوتو، دوره‌هاي اينها به قدري طولاني هستند كه براي انسان‌ها زياد قابل توجه نيستند. دوره‌هاي اين دو سياره به‌طور خيلي ضعيف اثر سيارات ديگر را افزايش يا كاهش مي‌دهد و اثر نپتون نسبت به پلوتو قوي‌تر است. دوره‌هاي اين دو سياره بيشتر در ارتباط با مسائلي هستند كه داراي عمر طولاني‌تري هستند مانند سلسل خانواده‌ها، امپراطوري‌ها، گرايش‌هاي جوامع، روندهاي تاريخي و غيره. درباره اين دو سياره بعداً بيشتر صحبت خواهيم كرد.

به‌طور كلي، هر قدر تعداد سيارات در يك خانه يا مثلث بيشتر باشد، اهميت رويدادها و احتمال وقوع يك رويداد بيشتر مي‌شود.

براي تعيين ماه وقوع يك رويداد، حركت 12 ماهه خورشيد از بيشترين اهميت برخوردار است. عطارد، زهره و مريخ مي‌توانند اثر خورشيد را افزايش يا كاهش دهند.

براي تعيين روز وقوع يك رويداد (يا نزديك‌ترين روز) از موقعيت كره ماه استفاده مي‌شود و به‌‌طور متوسط يك رويداد را مي‌توان با دقت سه روز تعيين كرد. هر پانزده روز هنگام ماه كامل يا نو، روندها و تحولات روزانه به يك نوع اوج مي‌رسند (مانند جذر و مد).

روند زندگي هر انسان تشكيل شده است از دوره‌هايي كه با ادوار سيارات مطابقت دارند. موقعيت و حركت سيارات براي همه انسان‌ها يكي است ولي هر انسان چيز ديگري تجربه مي‌كند و اين تجربيات را مي‌توان به چهار گروه بزرگ تقسيم كرد. اين چهار گروه بزرگ همان چهار مثلث هستند. به‌ علت اين‌كه خانه‌ها و مثلث‌ها عامل مهمي براي تفسير تقويم‌ها هستند خوب است اگر فلسفه اينها بهتر درك شود (به بخش فلسفه خانه‌ها و مثلث‌ها مراجعه كنيد.)

مهم‌ترين تقسيم‌بندي خانه‌ها عبارت است از گروه مثبت و گروه منفي. خصوصيات گروه منفي عبارتند از جمع خصوصيات مثلث دوم و چهارم. خصوصيات گروه مثبت عبارتند از جمع خصوصيات مثلث اول و سوم. به علت اين‌كه مثلث اول و سوم هر دو مثبت هستند آنها مكمل و پشتيبان همديگر هستند و مثلث‌هاي منفي دوم و چهار به همين صورت هستند. به‌طور كلي، گروه مثبت نشانگر پيشرفت، برآوردن آروزها، سلامت (آرزو ذاتي) و هر چيز كه به نفع ما عمل مي‌كند. گروه منفي نشانگر ضد گروه مثبت مي‌باشد يعني عدم پيشرفت، بيماري، موانع بر سر راه پيشرفت و غيره. تجربه نشان مي‌دهد كه منفي بودن مثلث چهارم قوي‌تر است نسبت به مثلث دوم يعني مثلث چهارم اثرات بد را بيشتر نسبت به مثلث دوم نشان مي‌دهد. در هر صورت، به علت اين‌كه مثلث دوم يك مثلث منفي است، اين مثلث مكمل مثلث چهارم مي‌شود و از اثرات آن حمايت مي‌كند. درباره اين موضوع بعداً صحبت بيشتري به ميان خواهد آمد.

رنگ‌هاي تقويم‌ها طوري انتخاب شده‌اند كه دو رنگ روشن (قرمز و سبز) و دو رنگ تيره (آبي تيره و رنگ قهوه ي) هستند. طبق روز تولد، رنگ‌هاي روشن يا مربوط به مثلث‌هاي مثبت يا مربوط به مثلث‌هاي منفي مي‌شوند.

درباره اهميت  دوره ها

در اين كتاب براي تفسير تقويم‌ها، هميشه از عبارت «دوره مهم» استفاده خواهد شد. دوره مهم به اين معني است كه در اين دوره وقوع يك رويداد خاص بسيار محتمل است. هر دوره كامل داراي چهار نقطه مهم است (به بخش فلسفه خانه‌ها و مثلث‌ها رجوع شود) و در اصل فقط داراي دو نقطه مهم، يعني آغاز (تولد) و پايان (مرگ) مي‌باشد. به اينها دوره‌هاي مهم مي‌گوييم. در ميان اين دو نقطه نهايي، پيشرفت و ركود وجود دارد و اينها هم دوره‌هاي مهم هستند. هر چيز كه وجود دارد يك آغاز دارد و يك پايان و «عمر موضوع» ناميده مي‌شود. اين مي‌تواند مثلاً در ارتباط با كار باشد كه در زمان خاصي آغاز مي‌شود و در زمان ديگري به پايان مي‌رسد. يا يك رابطه دوستي يا آشنايي با كسي كه روزي آغاز مي‌شود و روزي به علت‌هاي مختلف به پايان مي‌رسد. يا مثلاً در ارتباط با محل سكونت، اگر شخص از يك محل به محل ديگري اسباب‌كشي كند اين به معني پايان سكونت در محل قبلي و آغاز سكونت در محل جديد است.

رويدادهايي كه به وقوع مي‌پيوندند در ارتباط با خصوصيات آن مثلث‌ها هستند كه سيارات در آن زمان از آنها عبور مي‌كنند. مثلاً اگر تقويم نشان دهد كه سياره مشتري از وسط سال تا وسط سال بعدي در خانه دوازدهم يعني مثلث چهارم است، به اين معني است كه اين دوره يك دوره مهم در ارتباط با خصوصيات مثلث چهارم است و شخص به‌طور صددرصد اين خصوصيات را تجربه خواهد كرد. اصل هنر و مهارت در تعبير و تفسير اين است كه تشخيص داده شود كه اين خصوصيات به چه صورت و قوت نمايان مي‌شوند. اين‌جا بايد دو عامل درنظر گرفت. عامل اول مربوط به قدرت دوره و عامل دوم مربوط به شرايط شخصي و خصصوصي خود فرد است.

شرط اول: قدرت دوره وابسته به اين است كه چند سياره در يك مثلث يا مثلث مكمل باشند. با كمك رنگ‌ها اين را مي‌توان فوراً تشخيص داد. درباره تشخيص قوت دوره‌ها بعداً صحبت خواهيم كرد.

شرط دوم: خصوصيات فرد: اين‌جا بايد چند عامل درنظرگرفت از جمله: سن، جنسيت، شغل، موقعيت اجتماعي، ايدئولوژي، زمينه خانوادگي، شرايط فيزيكي و رواني و غيره. هر قدر اطلاعات ما درباره موارد فوق بيشتر باشد تشخيص و تفسير دوره‌ها بهتر خواهد بود. معمولاً هر كس درباره خود بيشترين اطلاعات را دارد و در موقعيت خوبي است كه براي خود اين دوره‌ها را تفسير كند.

در ارتباط با مثال فوق كه مشتري در مثلث چهارم است، بايد اضافه كرد كه در آن سال، همه چيز بر مثلث چهارم متمركز است، از جمله: محل زندگي، بيماري، جدايي، تنهايي، سرمايه‌گذاري، كارهاي مخفي، مخارج سنگين، املاك، خانه و غيره. اگر شخص مورد نظر ما مثلاً يك كودك باشد، طبيعتاً نمي‌توان درباره سرمايه‌گذاري‌ يا زندان يا كارهاي غيرقانوني حرف زد. اين‌جا مي‌توانيم اين‌طوري تعبير كنيم كه كودك دوره بدي براي سلامت دارد و احتمال تصادف بسيار زياد است. اگر قرار باشد او بيمار شود يا تصادفي در زندگي داشته باشد، در آن صورت وقوع چنين رويدادهايي در اين دوره نسبت به هر دوره ديگر مثلث‌ها محتمل‌تر است. اگر قرار باشد از مادرش يا پدرش جدا شود، اين دوره نشانگر آن خواهد بود. براي يك شخص بسيار پير نمي‌توانيم درباره جدايي از والدين حرف بزنيم؛ چون با احتمال زياد آنها خيلي وقت پيش مرده‌اند. براي اين فرد مي‌توانيم با توجه به سن زيادش تعبير كنيم كه وي يك دوره بدي براي سلامت دارد و حتي احتمال مرگ هم وجود دارد، تعيين يا تغيير وصيت‌نامه، خريد يا فروش املاك، احتمال هر نوع زيان و غيره. پس اين‌جا ملاحظه مي‌شود كه ما بايد از عقل سليم براي تفسير استفاده كنيم.

قبلاً به اين نكته اشاره كرديم كه بيشترين توجه بايد به خورشيد، كره ماه، مشتري و زحل معطوف شود. تعيين و  ارائه دقيق نسبت اهميت سيارات توسط اعداد، در حال حاضر كار بسيار مشكلي است. در مورد سيارات كند دوران (پنج سياره آخر) مي‌توانيم زمان عبور آنها را از يك خانه به‌عنوان معيار اهميت قرار دهيم. (به جدول زير مراجعه كنيد). بنابراين، اهميت زحل نسبت به مشتري 5/2 بار كمتر است. اهميت اورانوس، هفت بار نسبت به اهميت مشتري كمتر است و اهميت نپتون 14 بار كمتر. براي پلوتو مي‌توانيم به‌طور تقريبي بگوييم كه اهميت آن نسبت به مشتري حدود 25 بار كمتر است. براي تفسير تقويم‌ها، مي‌توانيم پلوتو و نپتون را تقريباً ناديده بگيريم. در جدول زير ستون سمت چپ اهميت سيارات كند دوران را با عدد  ارائه مي‌دهد.

شكل بعدي گوشه‌اي از تقويم سالانه را نشان مي‌دهد.

جدول شماره 4

الف = زمان متوسط عبور از يك خانه

سياره

الف

قدرت = 100،   سياره = الف

مشتري         Jupiter

ا سال

100

زحل       Saturn                  

5/2 سال

40

اورانوس Uranus      

7 سال

14

نپتون               Neptune                

14 سال

7

پلوتو    Pluto          

10-25 سال

4            به‌طور تقريبي

 

 

 

 

A

A

A

A

A

 

A

تقويم  شمسي

تقويم ميلادي

 

مشتري

زحل

اورانوس

نپتون

پلوتو

 

سراژدها

9/6/1306

01/09/1927

 

1.2

241.8

3.4

146.7

106.7

 

84.2

8/7/1306

01/10/1927

 

357.3

243.7

2.2

147.7

107.1

 

82.7

9/8/1306

01/11/1927

 

354.2

246.6

1.1

148.5

107.1

 

81.0

9/9/1306

01/12/1927

 

353.8

250.1

0.5

148.7

106.8

 

79.4

10/10/1306

01/01/1928

 

356.6

253.7

0.7

148.5

106.2

 

77.6

11/11/1306

01/02/1928

 

1.8

256.7

1.6

147.8

105.6

 

75.9

10/12/1306

01/03/1928

 

8.0

258.6

3.0

147.0

105.1

 

74.3

12/1/1307

01/04/1928

 

15.3

259.2

4.8

146.3

105.0

 

72.6

11/2/1307

01/05/1928

 

22.5

258.3

6.4

146.0

105.2

 

71.1

11/3/1307

01/06/1928

 

29.5

256.3

7.7

146.1

105.7

 

69.5

10/4/1307

01/07/1928

 

35.1

254.2

8.3

146.8

106.5

 

68.0

10/5/1307

01/08/1928

 

39.1

252.8

8.3

147.7

107.3

 

66.4

10/6/1307

01/09/1928

 

40.4

252.8

7.5

148.9

107.9

 

64.8

 

 

 

 

A

A

A

A

A

 

A

تقويم  شمسي

تقويم ميلادي

 

مشتري

زحل

اورانوس

نپتون

پلوتو

 

سراژدها

9/6/1290

01/09/1911

 

219.7

50.0

296.7

112.5

89.1

 

33.7

8/7/1290

01/10/1911

 

224.9

49.3

296.2

113.1

89.2

 

32.1

9/8/1290

01/11/1911

 

231.4

47.2

296.5

113.3

89.0

 

30.5

9/9/1290

01/12/1911

 

238.0

44.9

297.5

113.0

88.6

 

28.8

10/10/1290

01/01/1912

 

244.6

43.3

299.1

112.2

88.0

 

27.1

11/11/1290

01/02/1912

 

250.2

43.4

300.9

111.4

87.5

 

25.4

10/12/1290

01/03/1912

 

253.9

45.0

302.5

110.8

87.2

 

23.8

12/1/1291

01/04/1912

 

255.3

48.0

303.7

110.5

87.3

 

22.1

11/2/1291

01/05/1912

 

254.0

51.7

304.3

110.8

87.7

 

20.5

11/3/1291

01/06/1912

 

250.5

55.7

304.1

111.5

88.3

 

19.0

10/4/1291

01/07/1912

 

247.0

59.2

303.2

112.5

89.0

 

17.4

10/5/1291

01/08/1912

 

245.5

62.1

302.0

113.6

89.7

 

15.9

اين‌جا ملاحظه مي‌شود كه سه ستون اول كه به ترتيب حركت مشتري، زحل و اورانوس را نشان مي‌دهند داراي رنگ قرمز هستند و معني آن اين است كه اين دوره در ارتباط با مثلثي كه توسط رنگ  قرمز مشخص شده است، يك دوره بسيار نيرومندي است. ستون پنجم (پلوتو) نيز داراي رنگ قرمز است. اگر بخواهيم قدرت اهميت خانه‌هاي قرمز با عدد  ارائه دهيم، اين قدرت عبارت است از 154 = 100+40+14 و چون پلوتو در خانه  قرمز رنگ است 4 نمره ديگر هم اضافه مي‌شود و به اين ترتيب كل قدرت به مقدار 158 بالغ مي‌گردد. در مقايسه اگر به شکل بعدي توجه كنيد، مي‌بينيد كه رنگ قرمز فقط دو بار وجود دارد، يكي مربوط به سياره نپتون و ديگري مربوط به مشتري است. آن‌را كه مربوط به نپتون است مي‌توانيم كم و بيش ناديده بگيريم ولي از آن‌جايي كه پلوتو در خانه  سبز رنگ است كه مكمل قرمز است و اورانوس در نزديكي مرز بين سبز و  قهوه ي قرار گرفته است، جمعاً كمي به اثر خانه قرمز مشتري اضافه مي‌شود. بنابراين قدرت خانه قرمز عبارت است از 111 = 100+7+4 و چون اورانوس در نزديكي مرز سبز و  قهوه ي قرار گرفته است، در ذهن خود كمي به اين مقدار اضافه مي‌كنيم.

اين روش محاسباتي تنها به اين دليل  ارائه شده است كه خواننده بتواند تشخيص قدرت يك دوره را راحت‌تر درك كند ولي بعداً براي تفسير تقويم‌ها از اين روش استفاده نمي‌شود. تعيين قدرت دوره از طريق محاسبه زياد كامل نيست؛ زيرا عوامل ديگري هم وجود دارند كه بايد درنظر گرفت. مثلاً اواخر يك دوره معمولاً قوي‌تر است تا اوائل يك دوره. زحل براي 5/2 سال در يك خانه مي‌ماند، قسمت اول اين دوره اكثراً ضعيف‌تر است تا قسمت آخر آن؛ زيرا در قسمت آخر همه نيروها جمع شده‌اند و منتظر خروج يا به وقوع پيوستن هستند كه توسط مشتري كه سريع‌تر حركت مي‌كند تعيين مي‌شود. براي اين‌كه يك رويداد بتواند به وقوع بپيوندند همه دوره‌ها بايد مناسب باشند، يعني دوره سالانه، ماهانه و روزانه. به‌عبارت ديگر، يك دوره سريع‌تر وقوع اثرات دوره كندتر را تنظيم مي‌كند و زمان رويداد اين اثرات را تعيين مي‌كند.

در مورد مثلث‌هاي مكمل (قرمز مكمل سبز و آبي مكمل رنگ  قهوه ي است) بايد درنظر داشت كه منظور از مكمل، يك جايگزيني صددردصد نيست، بلكه فقط يك حمايت و پشتيباني. اگر مثلاً مشتري و زحل با هم در خانه سبز باشند، مثلثي كه توسط رنگ‌ سبز مشخص شده است قوي‌تر خواهد بود تا اين‌كه مشتري در سبز و زحل در قرمز باشد.

عامل ديگري كه بر قدرت دوره‌ها تأثير مي‌گذارد، موقعيت سيارات از همديگر است. مهم‌ترين موقعيت‌ها به قرار زير هستند:

مقارنه = فاصله صفر درجه بين دو اجسام سماوي

مقابله = فاصله 180 درجه

تثليث = فاصله 120 درجه

تسديس = فاصل 60 درجه

مقابله و مقارنه از همه قوي‌تر هستند. اين حقيقت هنگام جذر و مد خوب قابل مشاهده است، زيرا جذر و مد به حداكثر مي‌رسند هنگامي كه خورشيد و كره ماه در مقارنه يا مقابله هستند، يعني در روز ماه نو و كامل به ترتيب. وقتي‌كه دو سياره در خانه‌هاي هم‌رنگ باشند آنها يا در مقارنه يا در فاصله تثليث هستند. در تقويم‌ها با كمك عدد درجه ‌ها كه در داخل هر برج درج گرديده است مي‌توان فوراً تشخيص داد كه آيا دو سياره در مقارنه يا در تثليث هستند. بنابراين توجه به درجه هايي كه در هر برج درج شده‌اند كافي است كه موقعيت سيارات از همديگر شناسايي شوند. البته با روش تفسير كه در اين كتاب  ارائه مي‌شود اين موقعيت‌ها با كمك رنگ‌ها خودبخود در نظر گرفته مي‌شوند، مثلاً اگر دو سياره در دو رنگ مكمل قرار گرفته باشند، معني آن اين است كه اين دو سياره يا در موقعيت تسديس (فاصله 60 درجه) يا در مقابله هستند. اين‌جا در اكثر موارد لازم نيست كه حتماً بدانيم آيا اين دو سياره در مقابله يا تسديس هستند؛ زيرا با توجه به روش تفسير ما اين در اكثر موارد زياد اهميتي نخواهد داشت ولي هر وقت لازم شد از عدد درجه ‌ها كمك مي‌گيريم. هنگام بررسي نمونه‌هاي حقيقي، مطالب فوق به‌طور مفصل مورد بحث قرار مي‌گيرند، لذا براي آشنايي، موارد فوق كفايت مي‌كنند.

براي تفسير حركت سيارات يك مرز مشخصي بين دو خانه يا برج وجود ندارد. مرز تعيين شده فقط يك مرز قراردادي است و به اين معني نيست كه آن طرف مرز بلافاصله يك اثر ديگري آغاز مي‌شود. مرز دو خانه را بايد به‌عنوان يك حاشيه كه مخلوطي از دو خانه است درنظر گرفت و حتي بعضي اوقات منوط به موقعيت سيارات سريع‌تر، قسمت آخر يك خانه، حتي اگر سياره از مرز هم عبور كرده باشد بزرگترين اثر آن خانه قبلي را نشان مي‌دهد و اين امر «اثر اتصالي» ناميده مي‌شود و در بخش خلاصه اصول تفسير بيشتر توضيح داده مي‌شود. به‌طور كلي، دامنه يك حاشيه عبارت است از يك دهم تا دو دهم زمان لازم براي عبور مجدد از يك مرز.

مثلاً مشتري يك سال در يك خانه به‌طور متوسط مي‌ماند و يك دهم تا دو دهم اين زمان به مقدار حدود يك ماه تا 5/2 ماه بالغ مي‌گردد، براي زحل حدود سه تا شش ماه، براي خورشيد سه تا شش روز و غيره. اين حاشيه‌ها بيشتر مي‌شوند اگر مربوط به دوره‌هاي تناوبي مثلث‌ها باشند. مثلاً مشتري  هر چهار سال وارد يكي از خانه‌هاي يك مثلث مي‌شود. با توجه به اين دوره تناوب چهار ساله، حاشيه مثلث‌ها به مقدار حدود پنج ماه تا نه ماه بالغ مي‌گردد و اگر دوره تناوب مقارنه تا مقارنه را كه هر 12 سال مي‌باشد درنظر بگيريم، اين حاشيه به مقدار يك سال تا 5/2 سال بالغ مي‌گردد.

مانند دوره ماه نو و ماه كامل كه در آن دوره، جذر و مد به حداكثر مي‌رسند، همان‌طور دوره‌هاي مقابله و مقارنه دو سياره، قوي‌ترين دوره آن دو سياره را نشان مي‌دهد و با كمي دقت قابل مشاهده مي‌باشد. اين نه فقط در زندگي فردي ما قابل مشاهده است، بلكه در روند تاريخ جهان به‌طور كل مانند گرايش جوامع و دولت‌ها، وضعيت آب و هواي مناطق مختلف، روند پيشرفت علم و صنعت و غيره. تقريباً هر 500 سال همه سيارات در يك قسمتي از آسمان گرد هم مي‌آيند و كم و بيش در مقارنه هستند. هر 250 سال كه نصف آن دوره است، همه سيارات يا در مقابله يا در مقارنه هستند. آخرين بار در سال 1982 ميلادي يعني 1361 هجري شمسي همه سيارات در يك قسمت آسمان به اندازه حدود 55 درجه در اطراف برج عقرب گرد هم آمده‌اند و قبل از آن تقريباً 500 سال پيش بود كه چنين گردهمايي سيارات رخ داده بود. در آن زمان يك عصر جديدي مي‌توان گفت آغاز شد. كلمبوس قارة آمريكا را كشف كرد؛ گوتنبرگ (Gutenberg) روش چاپ كتاب را اختراع كرد، كوپرنيك فرضيه معروف خود را درباره منظومه شمسي و خورشيد مركزي آن  ارائه كرد و خيلي چيزهاي ديگر كه باعث ظهور آن عصر جديد شد. از آن‌جايي ‌كه اين يك دورة تناوبي 500 ساله است لذا بايد يك حاشيه 50 تا 100 ساله براي آن قائل شود. برخي مي‌پندارند كه اثر موقعيت سيارات بايد در همان سال، ماه و روز به وقوع بپيوندد ولي اين يك اشتباه است؛ چنين پديده‌ها به تدريج اثر مي‌گذارند همان‌طور كه اثر ماه نو و ماه كامل در همان روز و ساعت نيست بلكه دو تا سه روز قبل و بعد قابل مشاهده است (مانند پديده جذر و مد) در جدول شماره 5 دوره‌هاي تناوب مقارنه و مقابله سيارات مهم  ارائه داده مي‌شود. اين اطلاعات براي كار عملي ما زياد ضروري نيستند و بيشتر به‌عنوان اطلاعات عمومي  ارائه مي‌شوند.

در تقويم روزانه براي تعيين روز و ماه رويداد بيشترين توجه را بايد براي دو ستون اول كه مربوط به كره ماه و خورشيد است قايل شد. براي تعيين روز رويداد بايد به كره ماه و روزهاي ماه نو و كامل توجه كرد و براي تعيين ماه رويداد بايد در درجه اول به خورشيد توجه كرد و سپس در درجه دوم بايد به موقعيت سيارات كمكي، يعني عطارد، زهره و مريخ توجه كرد.

در مورد خانه‌ها (يعني دوره‌ها) مي‌توان به‌طور كلي گفت كه قسمت وسطي يك خانه نسبت به قسمت اول و آخر قوي‌تر است و قسمت آخر خانه نسبت به قسمت اول قوي‌تر است. مثال زير نكات فوق را روشن‌تر مي‌كند. فرض كنيد كه شب و روز دو خانه (يعني دوره) هستند. غروب و طلوع كه مانند مخلوطي از شب و روز هستند مرز اين دو خانه را تشكيل مي‌دهند. در وسط روز (وسط خانه) هوا روشن‌تر و گرم‌تر است نسبت به قسمت اول و آخر روز، ولي قسمت آخر روز نسبت به اول روز از لحاظ گرم بودن هوا قوي‌تر است؛ زيرا هنگام روز هواي گرم ذخيره شده بود.

در ارتباط با تفسير تقويم‌ها بايد درنظر داشت كه اگر مثلاً يك دوره قوي در ارتباط با تصادف در حال جريان باشد، به اين معني نيست كه يك تصادف بايد حتماً رخ دهد. فقط در صورتي كه قرار باشد در زندگي يك تصادفي رخ دهد، آن وقت اين تصادف در چنين دوره‌اي روي خواهد داد. مثلاً در مورد خانم گاندي كه در سال 1959، 1966 و 1980 به ترتيب به‌عنوان رهبر حزب كنگره و دو بار به‌عنوان نخست‌وزير انتخاب شده بود. اين رويدادها مربوط به مثلث دوم هستند؛ زيرا مثلث دوم نشانگر مقام و رهبري است و در سال‌هاي فوق اين مثلث نسبت به همه سال‌هاي ديگر قوي‌تر بود. حال نمي‌توان گفت كه هر كسي كه در چنين دوره‌اي باشد بايد نخست‌وزير شود. موقعيت خود شخص هم بايد درنظر گرفت. تقريباً يك شانزدهم مردم دنيا بايد از همين تقويم و رنگ‌ها كه براي خانم گاندي استفاده مي‌شود، استفاده كنند و بنابراين آنها همين دوره‌ها را طي مي‌كنند ولي هر كس طبق موقعيت خود اين دوره‌ها تجربه مي‌كند. اين افراد با توجه به سن، موقعيت اجتماعي، خصوصيت فردي و غيره شايد در اين دوره‌ها به بالاترين مقام در ميدان فعاليت خود رسيده‌اند. يكي شايد شركتي تأسيس كند و نفر ديگر شايد به‌عنوان مسؤول بخش يك اداره منصوب شود كه بالاترين مقامي است كه او مي‌تواند در زندگي خود داشته باشد. بنابراين، اگر سرنوشت كسي چنين باشد كه به مقام نخست‌وزيري برسد، آن‌وقت، زمان وقوع اين رويداد و همه رويدادهاي ديگر كه در ارتباط با روند تكامل شرايط جهت رسيدن به مقام نخست‌وزيري مي‌باشند، در ارتباط با همين دوره‌هاي مثلث دوم خواهد بود.  دوره‌هاي يك مثلث، همه مراحل پيشرفت و تكامل در ارتباط با آن مثلث را نشان مي‌دهد، به عبارت ديگر، همه تحولات مهم در مورد يك موضوع خاص (مانند كار و شغل) در اين دوره‌ها به وقوع مي‌پيوندند.

در مورد تقويم سالانه قبلاً به اين نكته اشاره شد كه به علت حركت رجعي سيارات، قسمت اول و آخر يك خانه داراي يك شكستگي است و در مورد مشتري اين شكستگي‌ها زياد وجود دارند و ممكن است تفسيركننده تازه کار را در يك موقعيت بي‌تكليفي قرار دهد. به علت اين‌كه اين شكستگي‌ها هنگامي بوجود مي‌آيند كه سياره در مرز دو خانه قرار گرفته باشد و با حركت رجعي آغاز كند، اين دوره‌ها را بايد بيشتر به‌عنوان مخلوطي از دو خانه درنظر گرفت. مثلاً اگر يك خانه به دو يا سه قسمت شكسته شده و در طول 12 يا 18 ماه به‌طور پراكنده پخش شده باشد، ما كل آن دوره را به‌عنوان دوره آن خانه درنظر مي‌گيريم. در تقويم (  A) گاندي ملاحظه مي‌شود كه در سال 1941 ميلادي در ستون مشتري، خانه‌اي كه با سبز مشخص شد به سه قسمت در طول حدود 18 ماه پخش شده است. كل اين 18 ماه را به‌عنوان دوره آن خانه درنظر مي‌گيريم و به قسمت وسطي و آخري اين دوره توجه بيشتري مي‌دهيم. در سال 1952 ملاحظه مي‌شود كه در قسمت اول سال، مشتري وارد خانه  قهوه ي  رنگ يعني برج ثور مي‌شود و در طي چند ماه، همه 30 درجه اين برج را طي مي‌كند و وارد برج جوزا (سبز رنگ) مي‌شود. در قسمت اول برج جوزا (سبز)، مشتري داراي حركت رجعي مي‌شود و در اواخر سال به برج ثور ( قهوه ي  رنگ) برمي‌گردد. از آن‌جايي كه طبق ضميمه I مشتري حدوداً تا حداكثر ده درجه مي‌تواند به سمت عقب حركت كند، لذا معلوم است كه مشتري قبل از اين‌كه داراي حركت رجعي شود، در برج جوزا (سبز) زياد پيشروي نكرده است و در قسمت اول برج جوزا آغاز به حركت رجعي كرده است. ترتيب جلورونده خانه‌ها هميشه به‌صورت قرمز،  قهوه ي ، سبز و آبي است و يك ترتيب معكوس هميشه نشانه اثر حركت رجعي است. براي تفسير تقويم‌ها لازم نيست كه براي حركت رجعي توجه خاصي قايل شويم، ولي به‌طور كلي مي‌توان گفت كه هنگام حركت رجعي، سياره بيشتر اثر خانه قبلي را نشان مي‌دهد. با توجه به هر چيزي كه تاكنون درباره خانه‌ها گفتيم، كل سال 1952 در تقويم خانم گاندي اثر خانه  قهوه ي  رنگ (برج ثور) را نشان مي‌دهد و دوره خانه سبز رنگ (برج جوزا) از وسط سال 1952 آغاز مي‌شود و در وسط سال بعد به پايان مي‌رسد. در سال 1952 خانم گاندي شروع كرد كه به‌طور فعالانه وارد ميدان سياست شود و اين رويداد با موقعيت مشتري در مثلث دوم ( قهوه ي  رنگ) مطابقت دارد.

تفسيركننده بايد توجه كامل به اين دو نكته داشته باشد كه تفسير حركت سيارات در درجه اول مبتني است بر دوره‌هاي مثبت و دوره‌هاي منفي كه با درجات قدرت و شدت‌هاي مختلف در حالت جريان هستند. در وهله دوم براي اين‌كه تشخيص دهيم اين دوره‌ها در ارتباط با چه موضوعي هستند ما به مثلث‌هاي چهارگانه اهميت مي‌دهيم. با توجه به نكته اول فوق اگر به تقويم خانم گاندي نگاه كنيم مي‌توانيم با كمك رنگ‌ها، دوره‌هاي مهم و قوي را فوراً تشخيص دهيم. به‌عبارت ديگر، دوره‌هاي قوي آن دوره‌هايي هستند كه سيارات در موقعيت مقارنه، مقابله يا تثليث نسبت به همديگر باشند و اين موقعيت‌ها توسط تمركز رنگ‌هاي مثبت يا رنگ‌هاي منفي راحت قابل تشخيص هستند. مثلاً در حدود سال 43 1941 ميلادي رنگ‌هاي سبز و قرمز بسيار متمركز بوده‌اند و بنابراين مي‌توانيم بگوييم اين يك دوره مهم در زندگي خانم گاندي بود. اكنون با توجه به نكته دوم فوق، مي‌توانيم با كمك مثلث‌ها تشخيص دهيم كه اين دوره قوي در ارتباط با چه موضوعي بوده است. از آن‌جايي كه رنگ سبز بيشتر ديده مي‌شود ما متوجه مي‌شويم كه موضوع بايد در ارتباط با مثلث سوم باشد؛ در سال 1942 خانم گاندي ازدواج كرد و ازدواج مربوط به مثلث سوم است. يا مثلاً در سال 1960 يك دوره بسيار منفي ديده مي‌شود كه با مرگ شوهرش مطابقت داشت. يك سال قبل از مرگ شوهر يعني در سال 1959 كه هنوز با اين دوره منفي در ارتباط است خانم گاندي به بالاترين مقام حزب كنگره رسيد، يعني رهبر حزب شد. از آن‌جايي كه اين دوره منفي بيشتر توسط رنگ  قهوه ي  تشكيل مي‌شود مي‌توانيم بگوييم كه موضوع بايد در ارتباط با مثلث دوم باشد و رسيدن به چنين مقامي در حزب شامل اين مثلث مي‌شود. در حدود سال 64-1963 يك دوره منفي ديگر ديده مي‌شود و سال 1964 با مرگ پدر مطابقت دارد. يك دوره بسيار قوي مثبت در سال 67 1966 ديده مي‌شود كه در همان سال 1966 خانم گاندي به‌عنوان نخست‌وزير هندوستان انتخاب شد. البته همان‌طور كه قبلاً گفته شد اين رويداد بايد با دوره منفي ارتباط داشته باشد و در واقع سال 1966 مرز بين دو دوره بزرگ منفي و مثبت را نشان مي‌دهد. بعداً وقتي‌كه زندگي خانم گاندي را دقيق‌تر بررسي مي‌كنيم درباره اين موضوع حرف بيشتري به ميان خواهيم آورد. به‌هرحال، سال 1966 براي خانم گاندي آغاز يك دوره جديد زندگي، رسيدن به آرزوي خود، آغاز تجربه‌هاي جديد و غيره كه همه مربوط به دوره مثبت هستند، بود. سال 78-1977 يك دوره بسيار منفي ديگر بود و در همان سال 1977 خانم گاندي مقام و قدرت خود را از دست داد. اين‌جا بايد توجه داشت كه اين دوره بيشتر توسط رنگ آبي، يعني مثلث چهارم تشكيل مي‌شود. مثلث چهارم نشانگر جدايي و از دست دادن مقام و قدرت است.

تقويم سالانه فقط يك ديد كلي از اول تا آخر زندگي را مي‌دهد و كاربرد آن محدود است. اين تقويم روزانه است كه كاربرد فراواني دارد؛ زيرا اين به علت حركت سريع كره ماه و خورشيد (زمين) است كه ما دوره‌هاي روزانه و ماهانه تجربه مي‌كنيم. تقويم روزانه را به همان صورت تقويم سالانه تفسير مي‌كنيم. در مورد دوره‌هاي روزانه ما بايد توجه خاصي به روزهاي ماه نو و ماه كامل قايل شويم؛ زيرا اين روزها يك نوع «جذر و مد» يا اوج را در تحولات روزانه نشان مي‌دهند. دوره ماه نو يا كامل از حدود دو يا سه روز قبل از ماه نو/ كامل دقيق آغاز مي‌شود و به تدريج قوي‌تر مي‌شود تا خود روز ماه نو/ كامل و حدود دو يا سه روز بعد به پايان مي‌رسد. اين روزها بسيار حساس و قابل توجه مي‌باشند. اين‌جا بايد توجه داشت كه اين ماه نو/ كامل مربوط به كدام مثلث مي‌باشند؛ زيرا رويدادهايي كه به اوج مي‌رسند مربوط به اين مثلث مي‌باشد. مثلاً اگر به تقويم روزانه به آن روزي كه پدربزرگ خانم گاندي فوت كرد مراجعه كنيم، مي‌بينيم كه در روز 4/2/1931 (روز مرگ پدربزرگ) كره ماه در خانه دهم ( قهوه ي  رنگ) بود و خورشيد در خانه چهارم (آبي). از آن‌جايي كه خانه چهارم و دهم روبه‌روي همديگر قرار گرفته‌اند بنابراين كره ماه و خورشيد در مقابله هستند و ماه كامل را تشكيل مي‌دهند. خورشيد در خانه چهارم دوره مثلث چهارم را نشان مي‌دهد و مثلث چهارم مربوط به مرگ و جدايي از وابستگان مي‌باشد. روز ماه كامل نشان مي‌دهد كه خصوصيات اين مثلث چهارم به اوج خود مي‌رسد و بنابراين يك دوره مهم روزانه و ماهانه در ارتباط با مرگ. در آن روز زهره كه اهم در مثلث دوم ( قهوه ي ) قرار گرفته است به شدت مثلث چهارم اضافه مي‌كند. درواقع، هر سال، كره ماه و خورشيد چند بار در چنين موقعيتي هستند، ولي هر بار شدت و قدرت آن فرق مي‌كند و هميشه همراه با مرگ نيست. اينجا بايد به تقويم سالانه يا موقعيت حركت سيارات كند دوران هم توجه داشت. اگر مشتري و زحل هم در ارتباط با مثلث چهارم باشند، آن وقت موقعيت خورشيد و كره ماه خيلي قوي‌تر مي‌شوند. به عبارت ديگر، آن چيزي كه توسط مشتري و زحل نشان داده مي‌شود، توسط خورشيد و كره ماه به اجرا در مي‌آيد. در مورد خانم گاندي در آن سال مشتري در خانه هشتم (آبي) بود كه متعلق به مثلث چهارم است، و زحل در مثلث دوم كه مكمل مثلث چهارم است قرار گرفته بود. اورانوس كه در قسمت اول مثلث دوم است و نپتون در مثلث دوم، به شدت اين دوره اضافه مي‌كنند.

دوره تناوب هر سياره به طور جداگانه قابل تشخيص است. البته ادوار سيارات اصلي يعني خورشيد كره ماه، مشتري و زحل از همه راحتتر قابل تشخيص هستند. مثلاً در تقويم روزانه ملاحظه مي‌شود كه كره ماه هر 9 روز يك بار وارد يكي از خانه‌هاي يك مثلث مي‌شود. اگر اين عبورها را در مورد مثلث چهارم مشاهده كنيم درمي‌يابيم كه در آن روزها سلامت ما از مقاومت كمتري برخوردار است و ناراحتي‌هايي از قبيل سردرد، دل‌درد يا هر درد ديگري بيشتر مربوط به اين روزها مي‌باشند و اگر چنين ناراحتي هر روز وجود داشته باشد در اين صورت روزهاي فوق، تحولي در ارتباط با اين ناراحتي نشان خواهد داد كه معمولاً به صورت افزايش اين ناراحتي مي‌باشد و يا بعضي اوقات كه كمتر پيش مي‌آيد به صورت عدم اين ناراحتي. ناراحتي‌هاي رواني هم مربوط به اين مثلث چهارم مي‌باشند. هر وقت كره ماه از مثلث چهارم عبور كند به اين معني نيست كه شما بايد حتماً احساس درد كنيد، ولي در هر صورت يكي از جنبه‌هاي اين مثلث را تجربه خواهيد كرد. اگر قرار باشد كه ناراحتي‌هاي فيزيكي يا رواني وخيمتر باشند در اين صورت لازم است كه مشتري و زحل هم در ارتباط با مثلث چهارم باشند، زيرا قدرت يك مثلث با افزايش تعداد سيارات در اين مثلث يا در مثلث مكمل، افزايش خواهد يافت.

اگر عبور كره ماه را از مثلث سوم تحت مشاهده قرار دهيم درمي‌يابيم كه در اين روزها ارتباط و روابط ما با ديگران افزايش مي‌يابد. به‌طوركلي همه آشنايي‌ها و مهماني‌ها و افزايش تماس با دوستان بر اين روزها متمركز هستند. رويدادهاي مهم در ارتباط با ديگران مربوط به مثلث سوم است. همه روزهاي سودمند، روزهايي كه هديه دريافت مي‌كنيد يا آرزو و انتظارات شما برآورده مي‌شود بر اين روزها مثلث سوم متمركز هستند.

با مشاهده حركت كره ماه، ما نمي‌توانيم درجه اهميت يك رويداد را تشخيص دهيم زيرا كره ماه رويدادهايي را نشان مي‌دهد كه در عرض يك ماه تكرار مي‌شوند. بنابراين رويدادهايي كه هر ماه چند بار تكرار مي‌شوند نمي‌توانند رويدادهاي مهم باشند و اگر قرار باشد كسي هر ماه 5 بار ازدواج كند، در اين صورت ازدواج ديگر يك رويداد مهم نيست. از اين رو، تكرار يك رويداد، معياري است براي اهميت يك رويداد. اگر كسي هر ماه مثلاً دو يا سه بار مهماني مي‌دهد اين رويدادها مربوط به ماه مي‌باشند. رويدادهايي كه در عرض 12 ماه تكرار مي‌شوند مربوط به خورشيد هستند و روز وقوع رويداد توسط كره ماه مشخص مي‌گردد. مثلاً اگر كسي در سال سه يا چهار بار مهماني مي‌دهد، اين رويداد مربوط به خورشيد هستند. رويدادهايي كه در عرض دوازده سال تكرار مي‌شوند مربوط به مشتري هستند و ماه و روز وقوع توسط خورشيد و كره ماه تعيين مي‌شود. مثلاً اگر كسي در طي 12 سال دو يا سه بار به خارج مسافرت كند، اين رويدادها توسط مشتري نشان داده مي‌شوند. رويدادهايي كه در عرض سي سال تكرار مي‌شوند مربوط به زحل هستند و سال، ماه و روز وقوع رويداد توسط مشتري، خورشيد و كره ماه تعيين مي‌شود. رويدادهايي كه در عرض 84 سال (دوره تناوب اورانوس) تكرار مي‌شوند مربوط به اورانوس هستند و سال، ماه و روز وقوع توسط زحل، مشتري، خورشيد و كره ماه تعيين مي‌شوند. رويدادهايي كه در عرض 165 سال (دوره تناوب نپتون) تكرار مي‌شوند توسط نپتون مشخص مي‌شوند و رويدادهايي كه در عرض 250 سال تكرار مي‌شوند (دوره تناوب پلوتو) توسط پلوتو نشان داده مي‌شوند و سال، ماه و روز رويداد توسط نپتون، اورانوس، زحل و همه سيارات ديگر تعيين مي‌شود. البته چنين رويدادهايي خارج از طول عمر انسان است و مربوط به رويدادهاي تاريخي مي‌شود. به همين علت است كه براي تفسير عمر يك انسان، اهميت زيادي براي پلوتو و نپتون قائل نمي‌شويم. به عبارت ديگر، يك سياره با دوره تناوب بزرگتر و بنابراين يك ريتم آهسته‌تر، اثر كمتري بر چيزهايي دارد كه سيكل آغاز رشد و پايان آنها سريعتر است. موضوع فوق توسط اصل شماره 13 (فصل دوم) به طور كلي تغيير يافته، ولي دقيق‌تر، بيان مي‌شود.

كم و بيش هر كسي اين تجربه را دارد كه احساس مي‌كند كه بعضي از رويدادها در زندگي او در ماه‌هاي خاصي در سال روي مي‌دهند و چنين تجربه كاملاً درست است و او اشتباه نكرده است. اگر سرگذشت خود را كمي طبقه‌بندي كنيد و با حركت خورشيد از مثلثها مقايسه كنيد درمي‌يابيد كه رويدادهاي خاصي در ما‌ه‌هاي خاصي روي مي‌دهند. مثلاً همه رويدادهايي را كه شما در آن به آرزوي خود رسيديد يا سودمند واقع شد بررسي كنيد درمي‌يابيد كه اكثر آنها بر مثلث سوم متمركز هستند. رويدادهايي كه مربوط به زيان، از دست رفتن پول يا اموال، بيماري، ناراحتي‌هاي فيزيكي يا رواني و غيره كه مربوط به مثلث چهارم هستند، بر زمان‌هايي متمركز مي‌شوند كه خورشيد از مثلث چهارم عبور مي‌كند.

اثر يك سياره، توسط سيارات ديگر كه داراي سرعت دوراني سريع‌تر هستند تغيير پيدا مي‌كند و كم يا زياد مي‌شود. مثلاً اگر مشتري در خانه يازدهم (مثلث سوم) باشد، به اين معني نيست كه براي يك سال تمام، اثر اين خانه به يك اندازه تجربه مي‌شود مانند رسيدن به آرزوها، سود، تفريح و غيره. طي اين يك سال، اثر مشتري توسط سيارات سريع‌تر يعني مريخ، زهره، عطارد، خورشيد و كره ماه تغيير پيدا مي‌كند.

اگر يك سياره در مرز دو خانه قرار گرفته باشد، اثر اين سياره، مخلوطي از مثبت و منفي است؛ در اين صورت، سيارات سريع‌تر و مشخص مي‌سازند كه آيا اثر مثبت يا منفي آن سياره به وقوع مي‌پيوندد. در مورد خانم گاندي، هنگام ازدواج وي در تاريخ 26/3/1942، سياره مشتري در مرز مثلث سوم و چهارم قرار گرفته بود و ازدواج مربوط به مثلث سوم مي‌باشد. اكنون سيارات سريع‌تر از مشتري مشخص ساختند كه كدام اثر آشكار شود. در روز فوق، مريخ در مثلث مثبت سوم بود، عطارد در مثلث اول، كره ماه و خورشيد هم در مثلث اول، از آنجايي كه سيارات فوق در خانه‌هاي مثبت قرار داشتند، اثر مثبت مشتري به وقوع پيوست.

قبلاً به اين موضوع اشاره كرديم كه (مانند ماه نور و كامل، مقارنه و مقابله، قوي‌ترين موقعيت دو سياره مي‌باشد. اين موقعيت‌ها زياد به مرز خانه‌ها وابسته نيستند و دامنه فعاليت آنها بزرگتر است. به طوركلي مقارنه و مقابله اثر آن مثلثي مي‌دهند كه در آن قرار گرفته‌اند. اگر موقعيت‌هاي فوق در نيمه اول يك خانه باشد، نشانگر مرحله آغازي اين خانه و مرحله آخري خانه قبلي مي‌باشد. اگر موقعيت‌هاي فوق در نيمه دوم يك خانه باشد، نشانگر مرحله آغازي اين خانه و مرحله آغازي خانه بعدي مي‌باشد. به عبارت ديگر، ماه نو يا كامل در نيمه كامل مثلث اول نشانگر آخرين مرحله مثلث چهارم و مرحله آغازي مثلث اول مي‌باشد. اگر در نيمه دوم مثلث اول رخ دهد، نشانگر مرحله آغازي مثلث دوم و مرحله آغازي مثلث اول مي‌باشد.

اگر شما مي‌خواهيد دقيقاً بدانيد يك سياره در كدام خانه يك مثلث قرار گرفته است بيد با توجه به درجه طول سياره به اين جدول مراجعه کنيد.

تقويم روزانه فقط براي دوره‌هاي روزانه و ماهانه مفيد است. البته دوره‌هاي سالانه هم در تقويم روزانه قابل تشخيص هستند ولي به علت اينكه دوره‌هاي سيارات كند دوران طولاني‌تر هستند بهتر است كه از تقويم سالانه استفاده شود تا يك ديد كلي درباره دوره‌هاي طولاني‌تر به دست بيايد. در تقويم روزانه مرحله يك دوره طولاني را نمي‌توان بدون زياد ورق زدن صفحات تشخيص داد، يعني نمي‌توان به راحتي تشخيص داد كه آيا سياره در قسمت اول، وسط يا آخر يك خانه است. البته با دانستن درجه طول سياره و ياد گرفتن مباني مي توانيد فوراً ين اطلاعات را در يابيد. بنابراين توصيه مي‌شود كه اول با تقويم سالانه آغاز شود و سپس به تقويم روزانه مراجعه گردد. تقويم روزانه را مي‌توان بدون در نظر گرفتن حركت سيارات كند دوران هم تفسير كرد ولي تفسير كاملتر خواهد بود اگر سيارات كند دوران و سيارات سريع‌الدوران با هم در نظر گرفته شوند.

يك روش بسيار خوبي جهت فهميدن اثر دوره‌هاي تناوب سيارات و مثلثها اين است كه دوره‌هاي گذشته، مطالعه و مقايسه شوند. براي اين كار لازم است كه ما درباره تاريخ رويدادهاي گذشته خود تا جايي كه امكان دارد اطلاعات دقيق داشته باشيم. مثلاً تاريخ آغاز مسافرت‌ها، بيماري‌ها، اسباب‌كشي‌ها، روزهايي  كه پر سود بودند يا آشنايي با افرادي كه در زندگي ما اثر مهمي داشتند. آغاز و پايان كارهايي جديد، روزهايي كه با ديگران اختلاف يا دعوا داشتيم روزهايي كه زياني متوجه شما شده و يا دوستي يا وابستگاني از دست داديد، و از اين قبيل.

كساني كه داراي دفتر يادداشت روزانه يا دفتر خاطرات هستند فرصت خوبي دارند كه از داده‌هاي خود استفاده كنند. كساني كه چنين منبعي ندارند مي‌توانند هر چيزي كه درباره گذشته خود مي‌دانند با تاريخ روز، ماه و سال فهرست كنند و اگر هم روز يك رويداد را ندانند. اقلاً از ماه و سال استفاده كنند و از اين به بعد براي خود يك دفتر خاطرات تهيه كنند. لازم نيست كه همه خاطرات يك روز يادداشت شود، فقط لازم است كه رويدادهاي غيرعادي كه هر روز اتفاق نمي‌افتند يادداشت شوند. اگر اين كار را براي يك يا دو سال انجام دهند و روند روزانه را با حركت  كره ماه و خورشيد مقايسه كنند حتماً به يك نظم در روند تحولات زندگي خود پي مي‌برند. سرگذشت شما پر از اطلاعات مفيد براي آينده است و ارزش بررسي دقيق را دارند. يك آيه از قرآن در اين مورد مي‌فرمايد: «تاريخ گذشتگان، آيينه‌اي است براي آيندگان» و معني اين آيه خيلي عميق‌تر از معني ظاهري و اوليه آن است. هر اطلاعي كه شما درباره آينده مي‌خواهيد، اين اطلاعات را بايد در گذشته جستجو كرد. از آنجايي كه تقويم‌ها از سال تولد آغاز مي‌شوند، شما مي‌توانيد مثلاً همه سال‌هايي را كه مشتري در يكي از خانه‌هاي يك مثلث است با هم مقايسه كنيد و از اين طريقه به معني اين مثلث پي ببريد؛ شما حتماً يك شباهت و رابطه معني‌دار بين اين سالها پيدا مي‌كنيد. شما حتي مي‌توانيد عميق‌تر وارد اين موضوع شويد و مثلاً فرق فردي بين سه خانه‌هاي يك مثلث را تشخيص دهيد. اين نوع بررسي‌ها را هم مي‌توانيد درباره زندگي هر كس ديگر را انجام دهيد به شرط اين‌كه شما تاريخ تولد او را بدانيد. هر كس آينده خود را تا حد معيني از طريق حدس و عقل سليم تا حدودي پيش‌بيني مي‌كند و اگر به علاوه عقل سليم، از اين تقويم‌ها استفاده شود، در آن صورت پيش‌بيني‌هاي دقيق و تعجب‌آوري امكان‌پذير است.

 

پشت جلد کتاب

با وجود اينكه اين علم يكي از قديميترين علوم است،ولي كمترين تحقيق برروي آن انجام شده است.بعد از يك عمر چندين هزار ساله امروز اين علم از چهره اصلي خود فاصله زيادي گرفته است و مانند چواهري مي ماند كه نور درخشنده آن زير لايه هاي زياد خاك انديشه هاي گوناگون، كه تشخيص حقايق از خيالبافي ها و خرافات را بسيار مشكل مي كند،پنهان گرديده است.  با اين وضع كنوني،تعجب آور نيست كه خيلي ها با شك و ترديد به اين علم نگاه مي كنند و آن را بعنوان خرافات مي دانند.

نويسنده اين كتاب طي 25 سال تحقيق در اين زمينه در كشورهاي مختلف، از جمله 12 سال در هند، انديشه ها، شيوه ها و سيستم هاي مختلف اين علم را ، كه هيچ جا بطور رسمي آموخته نمي شود، مورد مطالعه و بررسي آماري قرار داد. نتايج اين تحقيقات در اين كتاب ارائه ميشوند و نتايج مثبت آن طوري ارائه ميشوند كه براي خواننده كاربرد علمي نيز داشته باشد.

اين دانش را ميتوان در واقع "علم زمان" ناميد زيرا زمان وقوع رويدادها و نظم آنها جنبه اصلي اين علم است. كتاب حاضر در هدف دارد كه خواننده از نظم كامل و شگفت انگيز طبيعت كه در همه جا و نيز در سرنوشت او حاكم است، آگاه شود و اين آگاهي جهت رشد معنويت و جهان بيني او كمكي باشد. اين دانش طوري ارائه مي شود كه براي عموم راحت  قابل درك ، قابل استفاده و آموزنده باشد.

قسمت منحصر به فرد اين كتاب كه نظير آن در جهان وجود ندارد و كاملاً جديد است عبارت است از تقويم ها يا ذيج هاي نجومي گرافيكي و روش تعبير و تفسير آنها. اين ذيجهاي گرافيكي حركت سيارات را براي هرروز به شيوه اي نشان مي دهد كه بلافاصله قابل تعبير و تفسير باشند.  تعبير و تفسير موقعيت سيارات تنها چيزي است كه خواننده بايد يا بگيرد، و فراگيري آن توسط بررسي و تفسير زندگي پنج شخصيت هاي معروف ياري مي شود.  اينجا زندگينامه ادلف هيتلر(Adolf Hitler)، اينديرا گاندي(IndiraGandi) ،محمد رضا پهلوي و غيره از تولد تا مرگ با مهمترين رويدادهاي زندگي آنها مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي گيرند و نشان داده مي شوند كه چطور اين تقويم ها را بايد تفسير كرد و چطور اين رويدادها از قبل قابل پيش بيني بوده اند.

اميد مي رود كه اين كتاب كمكي باشد كه دنياي علم امروزي توجه بيشتري به اين دانش قديمي قائل شود زيرا اين دانش مي تواند بعنوان يك مكمل براي همه شاخه هاي مختلف علوم مفيد واقع شود.

 

 

براي  درخواست اين  CD  احکام نجومي کاربردي اينجا را کليک کنيد

 

**************************************************

حق چاپ محفوظ است         

© سيامك زند پور           

 

Copyright  © 2000

Siamak Zandpour

Reproduction and distribution are permissible for nonprofit purposes only